[ سیستانیان,سیستانیها,سیستانیان وسیستان کهن ترازتاریخcb:blog_page_title]

گروه موسیقی سیستانی بنیاد نیمروز افتتاح شد 
در راستای اهداف بنیاد نیمروز كانون فرهیختگان سیستانی واستقلال بنیاد در جنبه های گوناگون؛پس از برگزاری نشست ها وجلسات متعدد در شهرهای مختلف و عضو گیری و...گروه موسیقی نیمروز افتتاح شد.
گروه موسیقی سنتی سیستانی كه مركز آن در استان گلستان میباشد در اولین قدم اقدام به طراحی وخرید لباس فرم كه همون لباس چل تریز زابلی میباشد ؛نمودیم. در مرحله بعد به اموزش دوستان بنیاد زیر نظر مربیان كارآزموده پرداختیم. اساتید توكل وپارالدین مزارزهی به افرادی چون احمد پرانداخته وروح ا... و رضا لكزایی آموزش دادند واین افراد در شهرهای گوناگون به سایر عزیزان آموزش دادند.

گفتنی است اعضای گروه موسیقی سنتی سیستانی بنیاد نیمروز در طول هفته كلاسهای مختلف رقص دوچوبه؛رقص چاپی؛رقص شمشیر و..برگزار می كند ضمن اینكه دوستان دهل وساز نیز یاد می گیرند
لازم بذكر است اقای احمدپرانداخته در انبارالوم و رمضان خوشی در گرگان و محمد خاشی با همكاری استاد امیری در گالیكش به ساماندهی و آموزش موسیقی و..می پردازند
عكس ها فعلا موقتی است وعكس هایی كه توسط عكاس وفیلمبردار رسمی بنیاد نیمروز یعنی استاد محمد كریمی گرفته شده است ارسال خواهد شد وهمچنین اسامی اعضای گروه را خواهیم گذاشت









'گروه موسیقی سیستانی نیمروز


سیستان ،سیستانیهادرگلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،برچسب ها: موسیقی سیستانی؛گروه موسیقی سیستانی؛گروه موسیقی نیمروز؛بنیاد نیمروز؛سیستانیان ،

دنبالک ها: بنیاد نیمروزكانون جهانی فرهیختگان سیستانی ،

جمعه 2 دی 1390

بادهای سیستان

   مدیرسایت وتهیه کننده: محمد آذری    

بادهای سیستان سیستان سرزمین افسانه ساز کهن ایران خاستگاه اسطوره ها و حماسه ها و دست خوش حوادث گوناگونی در طول تاریخ ایران زمین بوده است. یازدهمین سرزمینی است که اهورامزدا بیافرید این سرزمین باستانی در ادوار مختلف دارای اسامی گوناگون از جمله: سیوستان، سکستان، سیستن، ماساژت، آریا پلیس، درانگیانا، زرنگ، زرنج، نیمروز یا نصف النهار،زاول، زابل و دهها نام دیگر بوده است. انچه در این راستا مهم به نظر می رسد انست که باد در سیستان در کلیه فصول بر قرار است، باد های 120 روزه در سیستان حاصل توده های پر فشار غربی است که در فصل تابستان از جهت شمال شرق به جنوب شرق می ورزد حد اکثر وزش این باد در تیر ماه به صد کیلو متر در ساعت نیز می رسد که در مسیر باعث جابجایی ریگ های روان می گردد و طوفان های شن، تپه ماهور و ماسه بادی ها را شکل می دهد طرح تثبیت شن های روان به وسیله مارچ پاشی و ایجاد پوشش گیاهی تنها راه جلو گیر ی از پیشرفت این طوفانها در منطقه سیستان است. از باددر سیستان بهره گیری فراوان می گردد از جمله خار خانه ها ( کولر های طبیعی منازل)، یخ دانها، باد گیر ها و آس بادها به طوری که این منطقه به عنوان خاست گاه آسباد در دنیا لقب گرفته است. در واقع سیستان میهمانی ناخوانده و همیشگی دارد که در ایام خاصی بدون دعوت بر مردم مرزدار این خطه می وزد. بادهایی که با عنوان توفانهای موسمی 120 روزه شناخته می شود. وزش این بادها که همواره با گرد و خاک و توفان شن همراه است گرچه تهدیدی جدی برای منطقه به شمار می رود و مشکلات زیادی را برای ساکنان فراهم می کند اما بنا به اظهار کارشناسان، حاوی انرژی بسیار غنی است که می تواند مورد بهره وری مناسب قرار گیرد. منطقه سیستان شامل شهرستانهای زابل، زهک و هیرمند در 200 کیلومتری شمال زاهدان مرکز استان سیستان و بلوچستان واقع شده است. این منطقه که تالاب بین المللی هامون را نیز در خود دارد از طریق شهرستان هیرمند با کشور افغانستان هم مرز است. میهمان ناخوانده سیستان گرچه به بادهای 120 روزه شهرت دارد اما مردم این خطه حدود نیمی از سال این میهمان ناخوانده را تحمل می کنند و این درحالی است که خشکسالی های یک دهه گذشته منطقه، نه تنها موجب افزایش سرعت توفان و گرد و غبار ناشی از آن شده بلکه مدت زمان وزش این بادها را نیز به پنج تا شش ماه رسانده است. وزش این بادها که با گرد و غبار شدید همراه است ضمن خسارت زدن به منابع مختلف و افزایش دردسرهای شهروندان، سبب گسترش بیماریهای ریوی، آسمی و آلرژی در منطقه سیستان شده است. آمارها نشان می دهد که شمار مبتلایان به عفونتهای ریوی در این منطقه در مقایسه با سایر نقاط کشور به مراتب بیشتر است. خشکیدن دریاچه هامون با آن گستره وسیع و فرسایش خاک و ماسه بادی ناشی از سطح خشک شده این دریاچه، زندگی را برای مردم این سامان تلخ کرده و حتی در وقوع حوادث رانندگی نیز تاثیر زیادی گذاشته است. بادهای 120 روزه سیستان با همه دردسرهای فراوانی که برای منطقه به ارمغان آورده کمتر بهره وری و استفاده ای برای آنجا داشته است. تورج همتی طی گفت وگو یی تاکید کرد: وزش بادهای 120 روزه در دشت سیستان علاوه بر اینکه منطقه را تحت فشار عوامل فرسایش و بیابانزایی قرار داده، میزان آلودگی هوا را از حد استاندارد نیز بالاتر برده است. وی ادامه داد: دشت سیستان در گروه اقلیم بیابانی میانه قرار دارد و بارشی کمتر از 65 میلیمتر را با میزان تبخیر پنج هزار میلیمتر در سال دریافت می کند. مدیرکل حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان اظهار داشت: این شرایط در مجموع موجب خشکی فیزیکی شدید محیط شده و در سال هایی که ورودی آب رودخانه هیرمند کاهش می یابد خشکسالیهای مخرب توسعه پیدا می کند. وی با اشاره به اینکه آغاز این باد از ارتفاعات پامیر و شمال افغانستان است، گفت: این جریان هوایی ابتدا در سرحد ایران ظاهر می شود و شدت جریان آن در سیستان است. او افزود: بادهای 120 روزه که زمانی موجب سردی هوا، تعدیل درجه حرارت و آسایش مردم ساکن در دشت سیستان بوده، اکنون منطقه را به چالش کشانده است. وی اظهار داشت: تالاب بین المللی هامون با افزون بر چهار هزار کیلومتر مربع گستره یکی از تالاب های مهم دنیا به شمار می رود که در منطقه کویری و بیابانی شرق کشورمان در استان سیستان و بلوچستان واقع و از سه بخش "پوزک، صابوری و هیرمند" تشکیل شده است. همتی تاکید کرد: تالاب هامون از لحاظ اقتصادی برای ساکنان سیستان اهمیتی بسزا دارد و از نظر زیست محیطی منبعی عظیم و مهم به شمار می رود که به دلیل قرار گرفتن در مرکز کویری و نیمه کویری ایران و افغانستان در حقیقت مامن زیست پرندگان مهاجر در شرق کشورمان محسوب می شود. وی گفت: اینک هامون 450 هزار هکتاری به یک کانون بحرانی حرکت شن های روان تبدیل شده و به همین دلیل بسیاری از روستاهای پایین دست دریاچه زیر شن و ماسه قرار گرفته اند.کلمات کلیدی:سیستان,سیستانی,بادهای سیستان,سیستانیها,سیستانیان,تاریخ سیستان,تمدن سیستان,سیستانیهای گلستان,شهرسوخته زابل,کوه خواجه زابل,جغرافیای سیستان,هامون,تالاب هامون,بزرگان سیستان,سیستانی هادر


یکشنبه 13 آذر 1390

دل نوشته های دکتر شریعتی

   مدیرسایت وتهیه کننده: محمد آذری    نوع مطلب :حکایت (بخوان ،بیاندیش)،دل نوشته های دکتر شریعتی ،

خداوندا ،اگر روزی بشر گردی ،ز حال ما خبر گردی پشیمان می شوی از قصه خلقت ،از این بودن از این بدعت

 خداوندا ،نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است ،چه زجری می کشد آنکس که انسان است و از احســـــــــــــاس سرشار است ( دکتر شریعتی )


یکشنبه 13 آذر 1390

دل نوشته های دکتر شریعتی

   مدیرسایت وتهیه کننده: محمد آذری    نوع مطلب :حکایت (بخوان ،بیاندیش)،دل نوشته های دکتر شریعتی ،

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف در محبت است

سکوت عجب فریاد رسایی است آنجا که حنجره ای برای فریاد نمی ماند. دكت

عشق - دوست داشتن

.دوست داشتن از عشق برتر است ...
.عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
.اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سرزند بی ارزش است
و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد
عشق در غالب دلها در شکلها و رنگهای تقریبا مشابهی متجلی می شود
و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است
اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح ها، برخلاف
غریزه ها، هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش دارد، می توان گفت
.که به شماره هر روحی، دوست داشتنی هست
عشق جوششی یک جانبه است. به معشوق نمی اندیشد که کیست؟ یک « خود جوشی ذاتی » است
و از این رو همیشه اشتباه می کند و در انتخاب به سختی می لغزد و یا همواره یکجانبه می ماند
و گاه، میان دو بیگانه ناهمانند، عشقی جرقه می زند و چون در تاریکی است
و یکدیگر را نمی بینند، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن، چهره یکدیگر را
می توانند دید و در اینجا است که گاه، پس از جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق که
در چهره هم می نگرند، احساس می کنند که هم را نمی شناسند و بیگانگی و
.ناآشنایی پس از عشق - که درد کوچکی نیست - فراوان است
اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می کند
و از این رو است که همواره پس از آشنایی پدید می آید، و در حقیقت، در
آغاز، دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر می خوانند. و پس
از « آشنا شدن » است که « خودمانی » می شوند - دو روح، نه دو نفر، که ممکن است
دو نفر با هم در عین رودربایستی ها احساس خودمانی کنند و این حالت بقدری
ظریف و فرّار است که بسادگی از زیر دست احساس و فهم می گریزد - و سپس، طعم
خویشاوندی و بوی خویشاوندی و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و
آهنگ کلام یکدیگر احساس می شود و از این منزل است که ناگهان، خودبخود، دو همسفر
بچشم می بینند که به پهندشت بیکرانه مهربانی رسیده اند و آسمان صاف و بی لک
دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است و افقهای روشن و
پاک صمیمی « ایمان » در برابرشان باز می شود و نسیمی گرم و لطیف - همچون روح
یک معبد متروک که در محراب پنهانی آن، خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده
و زمزمه دردآلود نیایش مناره تنها و غریب آنرا به لرزه می آورد - هر لحظه
پیام الهام های تازه آسمانهای دیگر و سرزمینهای دیگر و عطر گلهای مرموز و جانبخش
بوستانهای دیگر را به همراه دارد و خود را، به مهر و عشوه ای بازیگر و شیرین
و شوخ، هر لحظه، بر سر و روی این دو می زند
عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی « فهمیدن » و « اندیشیدن » نیست
اما دوست داشتن، در اوج معراجش از سرحد عقل فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن
را نیز از زمین می کند و با خود به قله بلند اشراق می برد
عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های
دلخواه را در « دوست » می بیند و می یابد
عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق
عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن
عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد
عشق خشن است و شدید و در عین حال ناپایدار و نامطمئن و
دوست داشتن لطیف است و نرم در عین حال پایدار و سرشار اطمینان
عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر
از عشق هر چه بیشتر می نوشیم، سیراب تر می شویم
و از دوست داشتن هر چه بیشتر، تشنه تر
عشق هر چه دیرتر می پاید کهنه تر می شود و دوست داشتن نوتر
عشق نیرویی است در عاشق، که او را به معشوق می کشاند
و دوست داشتن جاذبه ای است در دوست که دوست را به دوست می برد
عشق، تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست
عشق یک اغفال بزرگ و نیرومند است تا انسان به زندگی مشغول گردد
و به روزمرگی - که طبیعت سخت آن را دوست میدارد - سرگرم شود
و دوست داشتن زاده وحشت از غربت است و خودآگاهی ترس آور آدمی دراین بیگانه بازار زشت و بیهوده
عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن
عشق غذا خوردن یک حریص گرسنه است
و
دوست داشتن « همزبانی در سرزمین بیگانه یافتن » است

از کتاب کویر
دکتر علی شریعتی

 

ای که همه هستی از توست تو خود برای که هستی؟ معلم شهید دكتر شریعتی

چه زشت و سردو بی شور است زندگی کردن برای خویش . بودن برای خود!بودنی که سخت تر از کویر است! و چه سخت است معلم شهید دكتر شریعتی

 

 زندگی بار سنگینی می شود بر دوش کسانیکه نمی دانند آن را کجا برند؟ معلم شهید دكتر شریعتی

 


 

 



یعقوب لیث سیستانی؛عکس یعقوب لیث سیستانی
یعقوب لیث سیستانی نجات بخش زبان فارسی.پس از تسلط اعراب که ایرانیان اجازه نوشتن به پارسی نداشتند وقتی یعقوب به قدرت رسید دستور داد زین پس باید زبان پارسی زبان رسمی باشد

عکس یعقوب لیث سیستانی ,عکس آرامگاه یعقوب لیث سیستانی در اهواز




سیستان ،سیستانیهادرگلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،برچسب ها: سیستانیان ، سیستانیها ، عکس سیستان ، یعقوب لیث سیستانی؛آرامگاه یعقوب لیث سیستانی ، یعقوب لیث صفاری؛نیمروز؛گلستان؛سیستانیهای گلستان ،

دنبالک ها: بنیادنیمروز ،

دوشنبه 7 آذر 1390

معرفی خوراکی های سیستانی

   مدیرسایت وتهیه کننده: محمد آذری    

: لیست تعدادی از غذاهای محلی سیستان
کشک زرد
قرروتی
گورماس
تورمغ خی اجغو
خرمابریو
اشکنه شوتک
 معرفی خوراکی ها و غذاهای محلی سیستان

بورک
قتلمه
اوجیززک
تاس اووی
تجگی
ستتو
آردسمالک
دوغدور
چلبک
چنگالی
کلوچه
نون روغنی
لندو
سوزی


دوشنبه 7 آذر 1390

کلوچه

   مدیرسایت وتهیه کننده: محمد آذری    

: پخت کلوچه محلی زابل
**كلوچه خرمایی

مواد لازم برای تهیه كلوچه محلی خرمایی :
آرد -روغن-خمیر مایه -سیاه دانه و رازیانه و خرما می باشد

طرز تهیه خمیر :
ابتدا خمیر مایه را در نصف لیوان آب ولرم حل كرده سپس در یك ظرفی آب و روغن و خمیر مایه حل شده و رازیانه و سیاه دانه را میریزیم و آرد را به آن اضافه می كنیم و ورز می دهیم آرد باید به اندازه ای اضافه گردد كه خمیر به دست نچسبد روی خمیر پارچه تمیزی می اندازیم و خمیر را به مدت 2-3ساعت در هوای اتاق می گذاریم البته پس ازیك ساعت خمیر را دوباره با روغن ورز می دهیم ..

.::::::::.
از طرفی روغن را در ظرفی داغ كرده و هسته خرماها را جدا میكنیم وخرماها را در روغن سرخ می كنیم وقتی خمیر آماده شد به اندازه دلخواه جدا كرده و گرد میكنیم (در اصطلاح محلی چونه میكنیم) چونه های خمیر را به مدت كوتاهی كنار می گذاریم سپس انها را با وردنه پهن كرده و خرما را داخل آن میگذاریم و سه طرف آنرا روی هم میگذاریم تا شكل مثلثی به خود بگیرد حال روی آنرا با چنگال میزنیم حال كلوچه ما آماده پختن است.

** كلوچه ساده (بدون خرما)
برای تهیه كلوچه ساده همان مراحل بالا را طی می كنیم با این تفاوت كه درصورت تمایل در مراحل اولیه تهیه خمیر از شیر و آب با هم استفاده می كنیم .خمیر كه آماده شد انرا پهن كرده و قالب میزنیم .

***كلوچه قندی
طرز تهیه این كلوچه هم همانند كلوچه خرمایی است البته همانطور كه از اسم این كلوچه پیداست در این كلوچه شكر را در آب حل كرده و خمیر رابا شكرو آب تهیه میكنیم.

*** ضمنا در گذشته خمیر مایه نبوده .. وبرای اینكه خمیر رو ترش كنند به صورت زیر عمل میكردند :
در حالت عادی خمیر برای اینكه به طور عادی خودش ترش بشه زمان خیلی زیادی میبره . و همینطور كه میدونید خمیر مایه عمل تخمیر رو سرعت میده .. اون قدیما یكبار خمیر رو میذاشتن ترش بشه بعدش وقتی كه خمیرشون آماده میشده مقداری از اون خمیر رو میذاشتن توی سفره ای كه خمیرشونو توی اون درست میكردند و دفعه بعد اونو در صورتیكه خشك میشده توی آب حل میكردند و در صورتیكه خوب میمونده در مرحله اول تهیه خمیر بهش اضافه میكردند و دفعه عمل تخمیر زودتر و سریعتر انجام میشده .

موفق و پیروز باشید

[تصویر: 1315823486_1_626b78d4e0.png]


 

کلوچه خرمایی زابل؛طرز پخت کلوچه خرمایی سیستان؛آموزش تصویری تهیه کلوچه سیستانی

آموزش تصویری پخت کلوچه خرمایی سیستانی,عکس کلوچه زابلی

 

تهیه فیلم آموزشی پخت کل.چه خرمایی زابل توسط بنیاد نیمروز,آموزش تصویری پحت کلوچه سیستانی
در راستای اهداف بلند بنیاد نیمروز ,کانون بین المللی فرهیختگان سیستانی ؛با هماهنگی بانوان شجاع وهنرمند سیستانی در استان گلستان وهمت بنیادنیمروز وبه فیلمبرداری اقای کریمی ؛مراحل تهیه وپخت کلوچه حرمایی زابلی به تصویر کشیده شد.
بنابه اعلام کمیته روابط عمومی وامور بین الملل ینیاد نیمروز,سیستانیهای گلستان که پس از برگزاری جشنواره اقوام به شدت به دنبال ریشه های فرهنگی خود هستند به کمک بنیادآمده اند.
این کار که با تهیه لوازم وآماده کردن لوکیشن وتزئین یک حیاط با گلدوزیهای سیستانی ومولفه هایی از فرهنگ واداب ورسوم سیستانیان آغاز گردید با هنرمندی کدبانو های سیستانی درگلستان همراه شد وکمیته برگزاری جشنواره های بنیاد به همراه کارگروه دانشجویی وکمیته بانوان کانون سیستانیان نیز با تمام توان به دنبال تهیه این فیلم اموزشی واموزش تصویری پخت کلوچه خرمایی زابل بودند.
این مراسم که درابعاد گوناگون از آموزش حضوری به بانوان جوان وتهیه فیلم وعکس وکار کارشناسی توسط متخصص تغذیه همراه بود بسیار مورد اقبال عمومی قرارگرفت که باید از کمیته ها وکارگروه های مختلف بنیاد بویزه خانم ها جهانتیغ,پیری ورمضانی و...وآقایان پودینه,کریمی؛صحرانشین,عرفانی؛فاطمی وخوشی و..یاد کردوآقای محمداذری خاطر نشان کرد این عزیزان باید به شکل مقتضی مورد تقدیر بنیادقراربگیرند.
تا آماده شدن فیلم لطفا به عکس هایی که بادوربین شخصی وغیرحرفه ای فرزندآقای آذری تهیه شده توجه ولذت
ببرید
طرز تهیه کلوچه خرمایی زابلی(به روش سیستانیهای گلستان)
 
 
 
 
 
 
 
 
 


دنبالک ها: نیمروزآنلاین ،

سیستانیان؛سیستانیها وسیستانیهای گلستان؛سایت رسمی بنیادبین المللی نیمروز

،جهت ارتباط با سیستانیان وسیستانیها وبویژه سیستانیهای گلستان وهمچنین بنیاد بین المللی نیمروز؛کانون سیستانیان وفرهیختگان سیستانی از نشانی زیر استفاده کنید.بنیادنیمروز,کانون سیستانیان




سیستان ،سیستانیهادرگلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،برچسب ها: سیستانیان؛سیستانیها؛سیستان ، سیستانی ، نیمروز ،

دنبالک ها: بنیادنیمروز ،

عکس چلبک؛عکس خرمالندو,عکس کلوچه خرمایی زابل؛شیرینی سیستانیها وعذاهای سیستانیان









کلوچه خرمایی زابل؛خرمالندو؛چلبک ؛غذاهای سیستانیان وشیرینی های سیستانیها


کلوچه خرمایی زابل؛خرمالندو؛چلبک ؛غذاهای سیستانیان وشیرینی های سیستانیها


سیستان ،سیستانیهادرگلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،برچسب ها: کلوچه خرمایی زابل؛چلبک؛خرمالندو ، شرینی زابلی؛آشپزی سیستانی ،

دنبالک ها: بنیادنیمروز ،

غذا های سنتی سیستانیان؛شرینی های سیستانیها؛چلبک نان سنتی سیستانیهای گلستان


تهیه فیلم آموزشی وعکس ازپخت چلبک زابلی توسط بنیادنیمروز,کانون سیستانیان


سیستان ،سیستانیهادرگلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،برچسب ها: چلبک ، غذاهای سیستانیان ، شیرینی سیستانی ،

دنبالک ها: نیمروزآنلاین ،

جمعه 27 آبان 1390

سیستان

   مدیرسایت وتهیه کننده: محمد آذری    نوع مطلب :تاریخ سیستان ،

یونانیها سیستان را سکستان Sakastane و اعراب آنرا سجستان Seythian میخوانند و این اسم از سکا Seka ماخوذ و نام قبیله‏ایست از سیت‏ها Seythian که در حدود دو قرن قبل از میلاد مسیح از آسیای میانه به این مناطق مهاجرت‏ کرده بودند.

این اسم تقریبا با نام زرنکا Zranka که در کتیبه‏های داریوش اول‏ هخامنشی آمده و همچنین با درانگیانا Drangiana که یونانیان نام‏ برده‏اند مطابقت دارد.

امروزه قسمت اعظم این منطقه قربانی ریگهای روان که بوسیله بادهای‏ وحشتناک شمالغربی بمدت 120 روز از سال بطور مداوم میوزد گردیده و بدون سکنه و حیات می‏باشد.اما بطوریکه از آثار و بقایای باستان‏شناسی‏ بیشمار آشکار میگردد در ادوار گذشته یعنی از دورهء ما قبل تاریخ تا دورهء اسلامی از اقتصاد مرفه و پیشرفته‏ای بهره‏مند و برخوردار بوده است و اینها با تعداد زیادی از روایات مربوط به اساطیر و شخصیتهای واقعی تاریخ ایران‏ تطبیق میکند.هیچگونه شبهه‏ای وجود ندارد که زامیادیشت Zamyadyasht یکی از قدیمی‏ترین سرودهای مذهبی اوستا(سرودی که به خورنه‏ Khvarena «شکوه و عظمت پادشاهی»سرزمین آریاها و کوی‏ها Airyas and Kavis اختصاص داده شده است)به درانگیانا Drangiana اشاره مینماید،اگرچه این اشاره کاملا واضح نیست.

این سرزمین صحنه کشمکشهای قدیمی بین قبایل ایرانی برای تصاحب و تقسیم آبهای هیرمند بوده چنانکه بنابروایت اوستا،فران راسیان توریائی‏ Franrasyan The Turya (افراسیاب تورانی)و روکاشا Vorukasha را توسعه داد که بتواند خورنه Khvarena را تصرف نماید.

بنابر پژوهشهای علمی که اخیرا در این زمینه بعمل آمده و روکاشا همان‏ هامون است.در روایتی که از آثار زمان پهلوی نیز بما رسیده فران راسیان توریا بصورت یک شخصیت اساطیری جلوه داده شده که الهام‏بخش عملیات اساسی‏ نهرکشی حوزه هامون بوده است


جمعه 27 آبان 1390

شعر

   مدیرسایت وتهیه کننده: محمد آذری    نوع مطلب :شعروموسیقی سیستان ،

چنین آراسته جایی،تو را هر لحظه ای گویان        کجا شد رخشت ای رستم ،بیا تا سیستان بینی (قوامی رازی)

سیستان خانه ی مردان جهان است وبدوست      شرف خانه ی مردان جهان تا محشر       (فرخی)

بیاراسته سیستان چون بهشت                            گلشن مشک و سارا بٌد و زر خشت(شاهنامه ی فردوسی)

ناگه به فرایزدی از بیشه شد پدید                        یعقوب لیث شیر بیابان سیستان         (ملک الشعرای بهار)



از رمضونیکه در سیستان تا هالوین در آمریکا؛سیستانیان وسیستانیهای گلستان وآشنایی با آداب ورسوم سیستان
تحقیق و تالیف : حامد صوفی ، سارا سالاری
آنچه در دانش امروزین زبانشاسی از آن به عنوان خانواده های زبانی یاد می شود و به عنوان مثال فرهنگ های هندی و ایرانی و لاتین و رومی را در یک خانواده زبانی قرار می دهد (تحت عنوان « هند و اروپائی ») در حقیقت چیزی بیشتر از یک تقسیم بندی زبانی صرف می باشد؛ چه آنکه قرابت های بیشتری را از ابعاد گوناگون می توان در این خانواده ها ردیابی کرد؛
قرابت های فرهنگی و مردم شناسانه از نمونه بارز این دست از مطالعه ها می باشد؛ در این پست به بیان یکی از تشابهات فرهنگی سیستان و مغرب زمین می پردازیم؛

نمود بارز مراسم رمضونیکه در سیستان حضور کودکان در پشت خانه ها و طلب طعام و خوراکی جات از صاحبان خانه ها می باشد؛
تصویر

(البته در این تصاویر بزرگسالان و ریش سفیدان نیز دیده می شوند که خود زنگ خطری از برای زوال چنین آئین هائی می باشد)
همین نوع مراسم را در بخشی از جشن هالوین که امروزه در آمریکا و کانادا بیش از هر جای دیگری رواج دارد تحت عنوان Trick-or-treating شاهد می باشیم که البته ریشه این مراسم به منطقه سلتیک و ایرلند امروزی باز می گردد .
تصویر

تصویر

تصویر
ویکی پدیا انگلیسی این مراسم را اینگونه توصیف می کند :
Trick-or-treating is a custom for children on Halloween. Children proceed in costume from house to house, asking for treats such as candy, or sometimes money, with the question, "trick or treat?" The "trick" is a (usually idle) threat to perform mischief on the homeowners or their property if no treat is given
در جای جای ایران ، چنین رسمی نیز برای آیین باران خواهی وجود دارد ... نمایش " چمچه گلین " در کشور های یوگسلاوی ، بلغارستان ، ایران ، پاکستان ، سوریه ، ترکیه و ... نیز اجرا می شود . _ این آیین ، نام های متفاوتی در سراسر ایران دارد مانند شیلان شیلون در مازندران ،کترا گئشه در گیلان ، عروس زشت در بوشهر ، چمچه خاتون در آذربایجان و ... _ که در این آیین ها ؛ کودکان خانه به خانه می رفتند و حبوبات جمع می کردند و بزرگتر ها ، آش می پختند و باران می طلبیدند ؛ در ایران باستان ، از ایزد و ایزد بانوان و در سده های بعدی از دیگر اساطیر مذهبی .

این آیین ها به برکت بخشی و افزایش باروری می پرداخته اند ... شاید بیراه نباشد اگر به داستان ِ واحد و بومی ِ جای جای ایران گریزی بزنم ؛ به داستان ِ " بی بی شهربانو " یا همان " آسوکه ی بی بی سه شنبه " ی خودمان ! ... که در آن ، بی بی ِ داستان برای بر آورده شدن حاجت اش ، دست طلب بر طاقچه ها دراز می کند ... کاری که امروز ،بانوانمان برای برپایی این سفره ی نذری ؛ خانه به خانه انجام می دهند ...

رسم ِ قاشق زنی در شب های عید _ توسط کوکان و دوشیزگان ایرانی _ را نباید از یاد برد ... که حتی در شب های ماه رمضان هم انجام می شده است و مهم ترین نکته ، پنهان ماندن ِ هویت ِ فرد قاشق زن است ... شاید بتوان این پوشیده ماندن هویت را در لباس های غیر عرف در شب هالوین پیوند زد ... .

_________________







سیستان ،سیستانیهادرگلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،برچسب ها: سیستان ، سیستانیها ، سیستانیان ، نیمروز ، گلستان ،

دنبالک ها: بنیادنیمروز ،

جمعه 20 آبان 1390

لبان بی لبخند هامون

   مدیرسایت وتهیه کننده: محمد آذری    نوع مطلب :گوناگون ،

شبی كه آفتاب خفته بود ماه،پشت توده ای ابر سیاه ،گیر افتاده بود.من در حوالی كوچ تو را جستجو می كردم آذر كه پشت نیزار مانده در دهان باد زانو زده بوذی و گزی جوان و شاداب را از كهكشان زیستن فرو كشیده بودی تا در هاله ی شعله ی آتش نگاهت به خشت سرنوشت بیندیشد و باور كرده باشد كه باید بسوزد تا دوباره از خاكسترش برخیزد و در زبانه ی شعله ی نگاهت شاداب بایستد و دوباره... نه ... هزار بار سوختن را تجربه كند.شاید نمی دانستی معنای سوختنش را اما دلت بهانه سوختن داشت و چشمانت بهانه گریستن معنا می شد و این آتش كه هرگز خاموشی نمی شناخت در این آشفته بازار.
هزار فردا از جنین روزگار متولد شد و هزار اندیشه ی دل بریدن و نگریستن اما وقتی از این همه فردا عبور كردی و به كوچ دل پیوستی و بهانه بی معنا شد و گریستن ... دیگر هیچ گاه به گز شعله ور نیندیشیدی و سوختن... و این تقدیر چه قدر ظالمانه رقم خورد.
باغچه ای از جنس ترنم گلبرگ ساخته ای و فصلی از رایحه ی عطر خوش لحظه و به گزی موریانه خورده تكیه داده ای كه نه معنایی سوختن می داند و نه گرمگاه سینه ای دارد عطش ناك كه ابری باران زا در آن جاری شود و از قطره های زلال باران سرشارش كند چیزی نمانده است كه فردایی از جنین روزگار متولد شود كه تكرار نوزده آذر گردد.روزی كه خورشید به یك نیزه ایستاده بود و ماه ،لبخند های جادویی اش را از شیطنت های ستارگان،پنهان می كرد تا گز روئیده از ساحل اهورایی لورگ باغ را ه دریا ببخشد و نگاه آرزو مند تو كه پشت نیزار به انتظار مانده ای و آئینه ی دلت خاكستر می خواهد و گونه های سرد و زمهریرت شعله ی آتشی كه شكوفا شود ... اما چه زود تن به كوچ سپردی و از آب و آئینه و ساحل اهورایی لورگ باغ دل بریدی و در دشتی مبهم ، آنسوی سپیدارهای مانده در هجوم پاییز ، خشت سرنوشت بی من را برگزیدی .
شاید معنای آذر همین باشد كه چتر پاییز بگشاید و گز مانده در دهان باد را به شعله های سركش آتش بسپارد و بر روی ماسه های ساحل اهورایی هزار بهانه نقاشی كند و تقدیر كوچ را برگزیند تا آتش ، همچنان شعله ور بماند و گز ایستاده بر روی سینه ی زمان به خاكستر بنشیند و ساحل اهورایی لورگ باغ با همین خاطره ی تلخ ،خودش را معنا كند و این داغ را تا ابد در بستر سینه نگهدارد و دم بر نیاورد.
چقدر خورشید غریب بود و ماه ، پشت توده ای ابر سیاه به انتظار تابیدن ، دل خوش بود .زمان را یارای برگشت نیست اما خاطره ها با خاكسترش جاودانه می شوند.
صدای شكستن را هیچ كس نشنید اما زمزمه ها یاد آور افتادن گزی بود كه فواره ی آتشی در جان داشت كه هیچ كس نمی توانست به او نزدیك شود .
چقدر غریب مانده ای سرد و خاموش آذر ... صدای شكستن ، پشت شكستن خاك می خورد و صدای افتادن ،پشت افتادن...
هنوز لورگ باغ زنده هست و گز در شعله های سركش ، غریبانه می سوزد و آذر آرزوهایش را چون لحظه های دلتنگی بر پیشانی خشت سرنوشت نقاشی می كند.


لورگ باغ=روستای ساحلی دریاچه ی هامون سیستان


چهارشنبه 18 آبان 1390

پوشش مردان و زنان

   مدیرسایت وتهیه کننده: محمد آذری    نوع مطلب :تاریخ سیستان ،پوشش ولباس مردم سیستان ،گوناگون ،

پوشاک مردان: عمدتاً شامل دستار، سرپوش، پیراهن و شلوار است. به دستار در محل لنگوته (Longote) می‌گویند و بیشتر به رنگ سفید است. پیراهن مردان بلند و تا سر زانو است. به سه صورت چین‌دار، ساره (عربی) ترک‌دار استفاده می‌شود. نوع چین‌دار آن از كمر چین می‌خورد. معمولاً پیراهن به هر صورت كه باشد، شلوارش نیز به همان صورت ساده یا چین‌دار خواهد بود. روی لباس مجالس و یا افراد مرفه ابریشم‌دوزی می‌شده است.در گویش محلی سیستان به شلوار، تمو یا تومون و به پیراهن پنر می‌گویند و نوع ترک‌دار آن را چل تریز می‌نامند كه از قسمت زیر حلقة آستین به پایین حداقل از 34 ترک تشكیل شده است. همچنین مردان سیستانی جلیقه‌ای روی پیراهن می‌پوشند كه به آن باسكت  یا جلزقه  می‌گویند. پوشاك مردان سیستانی تا حدودی به پوشاک مردم خراسان كنونی شباهت دارد.

پوشاک زنان: سیستانی نیز ساده و با طرح‌هایی زیبا است. لباس زنان همچون مردان بلند و گشاد است. زنان سیستانی علاوه بر لباس سنتی و روزانة خود، نوعی لباس نیز جهت اعیاد و جشن‌ها تدارک می‌بینند كه در نوع خود هنرمندانه و زیباست. از مشخصات لباس روزمره زن سیستانی، نوعی سوزن‌دوزی است كه در حاشیة یقه و سرآستین لباس به كار می‌رود و در محل به آن “سیاه دوزی” گویند.این لباس از پیراهن و شلوار گشاد تشكیل می‌شود. بلندی پیراهن تا پایین زانو و دور كمر آن چین‌دار است. دستاری مستطیل شكلی نیز بر سر می‌بندند. پوشاک جشن‌ها و مراسم شاد – كه امروزه كمتر از آن استفاده می‌شود- متشكل از شلواری پرچین، پیراهنی تا بالای زانو با دو چاک از دو طرف است. همچنین دامنی پرچین كه به آن تمو می‌گویند و تا سر زانو است، می‌پوشند. گشادی دور دامن به 9 متر می‌رسد. دستاری كه در این لباس مورد استفاده قرار می‌گیرد، سه گوش است.



یکشنبه 15 آبان 1390

معرفی کتاب مربوط به بازیهای سنتی سیستان

   مدیرسایت وتهیه کننده: محمد آذری    

تصویری که مشاهده می کنید مربوط به کتابی است که بــــــــازیهای سنتـــــــــــی سیســـــــــتان را معرفـــی مـــی کند

كودی....

چاپ....

كچ و كچ..

كشتی محلی....

الاسوركورا......

خسوخسو (خ سوخ بازی.....

كدش كدش....

كریچو كریچو پندونه...

وانـــــــــــــــــــــــواع بازیــــــــــــــــهای محـــــــــــــلی دیگر.......
بــــــــــــــا مطالعه ی این کتــــــــــــاب با انــــــــواع بازیــــــــــــها آشنا خــــــواهید شد.


نحوه انجام بازی برخی از بازیها زابل
1- بازی خُوْسوْ(خُ سُوْ)
 شكل بازی به صورت تیمی است . یعنی دو تیم با هم بازی می كنند.برای بازی میدان نسبتاً وسیعی لازم است . میدان دو گروه مهاجم و مدافع را كه هر گروه 6تا 8 نفرا ند خط وسط جدا می كند . برای شروع بازی یكی از افراد تیم مدافع در گوشه انتهایی میدان آنهادر درون یك دایره استقرارمی یابد و ماده گو نامیده می شود.
در گوشه انتهایی میدان مهاجمین جایی به نام اَتّه وجود دارد بازی زمانی به پایان می رسد كه ماده گو خود را به اَتّه برساند یا آنكه بوسیله یكی از مهاجمین ضربه شود .
نحوه بازی چنین است كه تمامی مهاجمین یك پای خود را از زانو به عقب خم كنند و شصت پا را با دست طرف دیگر محكم بگیرند (شصت پای چپ با دست راست و یا بلعكس) آنگاه همگی بر روی یك پا لی لی كنان به میدان مدافعین حمله می كنند تا ماده گو را بزنند اما مدافعین با همان حالت لی لی كنان جلوی حركت آنان را می گیرند به این صورت كه محكم به مهاجمین تنه می زنند تا تعادلش به هم خورد، تا شصت پایش رها شود و یا بر زمین افتد در این صورت این فرد سوخته است و باید از میدان خارج شود و این عمل آنقدر ادامه میابد تا در آخر تنها یك نفر باقی بماند اگر این یك نفر از مهاجمین باشد با ماده گو رو به رو می شود و ماده گو باید تلاش كند لی لی كنان از چنگ وی فرار كرده و خود را به اَتّه برساند كه در آن صورت مهاجمین بازنده اند. در گذشته هر تیمی كه بازنده می شد باید تیم برنده را از محل ماده گو تا جایگاه اَتّه سواری می داد. اما امروزه به دادن امتیاز كفایت می شود .
این بازی نوعی تمرین برای بالا بردن نیروی دفاعی و مقاومت بدن است كه هرگاه در میدان جنگ یك پا دست فرد از كار بیفتد بتواند از خود دفاع كند و خود را از مهلكه نجات دهد 

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش        باز جوید روزگار وصل خویش



[تصویر: m20.jpg]


اگرچه باده فرحبخش وبادگلبیزاست-به بانگ چنگ مخورمی که محتسب تیزاست

صراحی ای وحریفی گرت به چنگ افتد = به عقل نوش که ایام فتنه انگیزاست

درآستین مرقع پیاله پنهان کن =که همچوچشم صراحی زمانه خونریزاست







در سالیان دور حدود 90 بازی بومی و محلی در سیستان و بلوچستان وجود داشت

کارشناسان میراث فرهنگی سیستان و بلوچستان می گویند: مطالعات و تحقیقات بر روی تاریخ، تمدن و فرهنگ منطقه سیستان نشان داده که مردمان این سامان در سالیان دور با حدود ‪ ۹۰‬ نوع بازی بومی و محلی تفریح و سرگرمی داشته اند.
در واقع بازی‌های محلی سیستان را در سه بخش بازی‌های سرگرمی و فکری، بازی‌های نمایشی در اعیاد و بازی‌های ورزشی می توان نام برد.

کدش کدش، کریچو کریچو پندونه، مجل بازی، تغار تغار از جمله بازی‌های سرگرمی و تفریحی و کلاچل چل، کیچ زور، چوک بازی، جزو بازیهای نمایشی در اعیاد به شمار می‌روند.

کشتی کچ گردان، خسوخسو و کبدی نیز از جمله بازیهای ورزشی محسوب می‌شوند که از اهمیت ویژه‌ای در سیستان برخوردار بوده اند، در بازی‌های محلی ورزشی سیستان بیشتر به جنبه‌های تمرکز حواس، همیاری و افزایش اعتماد به نفس توجه می‌شد.

مطالبی که ذکر شد مختص منطقه شمال استان و منطقه سیستان بود






[تصویر: m5.jpg]




[تصویر: m4.jpg]


[تصویر: m6.jpg]


سیستان ،سیستانیهادرگلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،برچسب ها: بازی خسو ، خسوخسو ، مسابقات خسو ، عکس هایی ازبازی خسو ، سیستانیان ، سیستانیها ،

دنبالک ها: نیمروزانلاین ،

مــــــــــــــــــــــــــــــسابقه خســــــــــــــووووو[تصویر: m27.jpg]سسسسسسو[تصویر: m21.jpg]


 مسابقه رسمی دوستانه تیم های نیمروز شهر انبارالوم وهامون روستای امیرآباد برگزار گردید.این مسابقه که درمحیطی باصفا وصمیمی برگزار گردیداقشارمختلف مردم وحتی بانوان سیستانی حضورداشتند.[تصویر: m1.jpg]


اشکان سرابندی: بازیهای فکری و بومی سیستان و بلوچستان که اوج فرهنگ و تمدن کهن سرزمین آریایی را در این گوشه از کشور نشان می دهد به علت بی توجهی و روزمرگی مسئولان فرهنگی رو به فراموشی و نابودی است.

به گزارش مهر ، سیستان سرزمینی دارای تمدن کهن و فرهنگی اصیل است که از زوایای مختلف دارای اهمیت زیادی است، آثار تاریخی منحصر به فرد بیش از پنج هزار سال قدمت، جاذبه‌های طبیعی و فرهنگ اصیل و کهن سیستان، مشتاقان به تاریخ و فرهنگ را به سوی این دیار می کشاند.

مطالعه بر روی ابعاد مختلف تمدن و فرهنگ سیستان اوج هنر و استعداد مردمان این سرزمین آفتاب را در گذشته ‌های دور به ما نشان می‌دهد، چنانچه در یافته‌های شهر سوخته اندیشه کنیم در می‌یابیم که بشر ساکن در این محوطه منحصر به فرد پنج هزار ساله به جزو پیشرفت در حوزه تمدن، فرهنگ، هنر، علم، تجارت و صنعت در فراهم ساختن محیطی مفرح و سرگرم کننده برای خود نیز موفق بوده اند.

بر اساس یافته‌های باستان شناسی در شهر سوخته زابل تخته نردی پیدا شده که اوج هوش و سرگرمی مردمان سیستان در پنج هزار سال قبل را نشان می‌دهد، یافتن این تخته نرد که به گفته کارشناسان قدیمی‌ترین بازی فکری دنیا به شمار می‌رود گواه این است که تفریح و سرگرمی در بین آن تمدن عظیم از جایگاه خاصی برخوردار بوده است.

این تخته نرد در واقع یک نوع بازی ریاضی محسوب می‌شود و ارتباط زیادی با هوش داشته است البته در دوره‌های بعدی نیز تا ظهور اسلام و پس از آن تا دوران معاصر به بسیاری از موارد فرهنگی و خرده فرهنگی می رسیم که بازی‌های محلی اصیل از جمله آنها به شمار می‌ روند.

((با توجه به اینکه آداب و رسوم که بازیهای سنتی نیز جزیی از آن بشمار میرود آرام آرام در حال فراموشی است ،جای بسی تشکر از عزیزانی است که با جان و دل سعی در اشاعه ی از یاد رفته ها را دارد      تشکر از برادر آذری و همه عزیزانی که در این راه کمر همت بسته اند ))


سیستان ،سیستانیهادرگلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،برچسب ها: خسو ، بازی خسو ، مسابقات خسو ، تیم خسو ، خسوخسو ، انجمن خسوایران ، انجمن خسوسیستان ، انجمن خسوگلستان ،

دنبالک ها: نیمروزآنلاین ،

چهارشنبه 11 آبان 1390

پیشینه ی تاریخی سیستان

   مدیرسایت وتهیه کننده: محمد آذری    نوع مطلب :تاریخ سیستان ،

پیشینه تاریخی :

 

 

سیستان سرزمین افسانه ساز کهن ایران خاستگاه اسطوره ها و حماسه ها و دست خوش حوادث گوناگونی در طول تاریخ  ایران زمین بوده است . یازدهمین سرزمینی است که اهورامزدا بیافرید این سرزمین باستانی در ادوار مختلف دارای اسامی گوناگون از جمله : سیوستان، سکستان ، سیستن ، ماساژت ، آریا پلیس ، درانگیانا ، زرنگ ، زرنج ، نیمروز یا نصف النهار ،زاول ، زابل و دهها نام دیگر بوده است .

با اتصال خشکیهای اطراف قریه حسین آباد و ناصرآباد روستا بزرگی تشکیل گردید که بعد از تاسیس پادگان ارتش به اهمییت آن افزوده شد و سرانجام در سال 1307 ش. شهرستان زابل شکل گرفت . در اواخر عهد کالکولتیک یعنی بین 4000_ 3200 قبل از میلاد در بخش جنوب شرق ایران در سایه لطف رود خانه هیرمند و شرایط مناسب آب و هوایی آن در منتهی الیه این رود خانه بستر اولیه تمدن عظیم سیستان در شهر سوخته شکل گرفت و بعد ها طی دوره های مختلف رخ دادهای متعددی تا به امروز بر این منطقه حکم فرما بوده است . مورخین بنای سیستان  را به دست گرشاسپ در 4000 سال قبل از اسلام می دانند پس از وی سیستان خاک جهان پهلوانان شاهنامه بوده است از خاندانهای مهم باستانی حاکم بر سیستان (کیو مرث ، هوشنگ ، طهمورث ، جمشید ) و کیانیان ( کیقباد ، کیکاووس ، کیخسرو ) البته قبل از مادها بودند که مدت حکومت پادشاهان کیانی 718 سال بوده است . _ زرنگ یا سیستان در هخامنشی (505_ 330 پ.م ) از پارت جدا شد و ساتراپ جدا گانه ای را نشکیل داد  که پایگاه مرکزی و مذهبی منطقه بود . و در کتیبه های کورش و داریوش کبیر از آن به عنوان زارنگیانا نام برده شده است . در سال 23 (ه ق ) مسلمانان وارد سیستان شده اند و سیستانیان چنان که حقانیت دین مبین اسلام را در یافتند با نامه و پیام امام حسن (ع) به لسلام روی آوردند . در محرم سال (247ه ق) یقوب لیث صفاری نخستین دولت  مستقل ایرانی را پس از اسلام پایه گذاری کرد وی خدمات فراوانی به فرهنگ ایران زمین کرد . در 19 بهمن 1330 قیام خونین مردم سیستان برعلیه حکومت خود باخته پهلوی و خاندان علم اتفاق افتاد که طی آن پرچم انگلیس را به آتش کشیدند  . در سال 1357 همزمان با سایر نقاط دوران رشادت های مردم و پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی بود و بعد از آن انقلاب نیز پاک اندیشان سیستانی با حضور در جبهه ها و در صحنه های مختلف هم پا و هم آوای برادران و خواهران خود آبادانی و مرز داری از این آب و خاک کوشا هستند .


چهارشنبه 11 آبان 1390

حکایت

   مدیرسایت وتهیه کننده: محمد آذری    نوع مطلب :تاریخ سیستان ،چهره های ماندگار(معاصرین)سیستان ،

نسبت ازهربن یحیی و حکایت آن

اما حدیث ازهر. از ابتدای نسبت وی بگوییم: ازهر بن یحیی بن زهیر بن فزقد بن سلیمان بن ماهان بن و سلیم و حاتم برادران بودند، و حاتم جد یعقوب و عمرو و علی بود،و سلیم جد خلف بن اللیث و آن ازهر بن یحیی. و ازهر مردی گرد و شجاع بود و با کمال و خرد تمام، و مردی دبیر و ادیب بود، و مملکت بیشتر بر دست او گشاده شد. خویشتن کانا ساخته بود. چیزهایی کرد که مردمان از آن بخندیدی و تواضعی داشت از حد بیرون.

 و از حکایت های وی یکی ان بود نادر که روزی مردمان برخاستند اندر قصر یعقوبی. او انگشت به زفرین* اندر کرده بود و انگشت او سخت کرده و آماس گرفته و بمانده. چون او برنمی خاست، نگاه کردند و آن بدیدند و آهنگری بیاوردند تا انگشت او بیرون کرد از آن و برفت. دیگر روز هم آنجا بنشست. باز انگشت سخت کرده بود به زفرین اندر! گفتند :«چرا کردی؟» گفت: «نگاه کردم تا فراخ شد.» دقیقی به شعر اندر یاد کند:

بر آب گرم در ماندست پایم،

چو زفرین در انگشت ازهر.

 

دیگر، روزی یعقوب به نماز آدینه همی آمد. ازهر اندر پیش به رسم خدمت همی ]شد[. یکی روستایی ازهر را سلام کرد و پای بی شلوار و پوستینی روستایی از پس گردن و از قرابتان او بود. حدیث ها همی پرسید از وی. بازگفت :« تو را دشوار باشد دویدن. از پس من برنشین تا تو را آسانتر باشد.» روستایی برنشست. یعقوب بدید، راه بگردانید، و ازهر همچنان به نماز شد. چون بازگشتند، گفت: « ای امیر، همه هنری. اما این حسد در تو موجود نبود که من اندر موکب تو صد هزار سوار و ده هزار غلام می بتوانم دید. تو مرا به زیوری نیاراستی دید تا راه را بگردانیدی.» یعقوب بسیار بخندید - هرچند عادت او نبودبسایر خنده کردن.

 و به حرب زنبیل، خرطوم پیلی را به شمشیر بیرون انداخت که حمله آورده بود بر سپاه یعقوب، و به سبب هزیمت آن سپاه پیشتر از آن بود. و رسولی از آن امیرالمؤنین به سیستان آمد. او را به سرای ازهر فرود آورد. یعقوب تبجیل را ـرسول ازهر راـ پرسید که: «تو امیر را که باشی؟» گفت: «من ستوربان اویم.» رسول بدان خشم گرفت. چون به خوان خواندند رسول را، ازهر را دید با یعقوب برخوان نشسته. رسول زمانی ببود، گفت: «چرا؟» گفت: «مرا به سرای ستوربان خویش فرودآوردی و اکنون ستوربانت را بر خوان همی بینم!» یعقوب دانست که آن ازهر گفتی است. هیچ نگفت تا خوان برگرفتند. فرمود تا گاوان بیاوردند کارزاری و اندر افکندند به سرای قصر اندر. چون سر محکم به یکدیگر فشردند، ازهر را گفت برخیز و گاوان را باز کن. ازهر برخاست به یک دست سروی ان گاو را گرفت و به دیگر دست سروی دیگر، و هر دو را دور بداشت از یکدیگر. پس گفت: زخمی بکن. یکی گاو را دور انداخت، چنانکه بر پهلو بیفتاد. شمشیر برکشید و دیگر گاو را شمشیر بزد ]و[ بدو نیم کرد. رسول به عجب بماند. پس یعقوب گفت: «اگر ستوربان است بدین مردی که تو بینی، حرمت او بزرگ است. ناچار تا بر خوان نشانم که چنین مرد به کار آید و آنکه تو را اندر سرای او فرود آوردم تبجیل را بود. اما او پسر عم من است، نه ستوربان، ولکن عادت دارد چیزها گفتن که خلاف خرد باشد و به تکلف گوید، و من دانم که او بخردست و از چنین حدیث ها مستغناست.»

 *زفرین: حلقه ای که برچارچوب در نصب کنند


سیستانیان,سیستانیهای گلستان به همت بنیادنیمروز,کانون جهانی فرهیختگان سیستانی وهامون درجشنواره بین المللی اقوام  تمدن سیستان رابه رخ جهانیان کشاندند!!


سیستان ،سیستانیهادرگلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،برچسب ها: ها: سیستانیان ، سیستانیها ، سیستانی ، سیستان ، سیستانیهای گلستان ، جشنواره اقوام90 ، بنیادنیمرو ، کانون سیستانیان ، لبتک ، غرفه سیستانیان ، غرفه سیستانیها ، sistanian ، sistaniha ،

تعداد کل صفحات: 6 1 2 3 4 5 6