[ سیستانیان,سیستانیها,سیستانیان وسیستان کهن ترازتاریخcb:blog_page_title]


برای نمایش در سایز اصلی بر روی نوشته كلیك كنید ، مشخصات تصویر هست 882 در180 پیكسل .

برای نمایش در سایز اصلی بر روی نوشته كلیك كنید ، مشخصات تصویر هست 882 در180 پیكسل .

برای نمایش در سایز اصلی بر روی نوشته كلیك كنید ، مشخصات تصویر هست 882 در588 پیكسل .


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: جشنواره وبلاگنویسی ، سیستانیها ، دوستداران سیستان ، نخستین جشنواره وبلاگ نویسی سیستان ،

شب چله در بین سیستانیها/شب یلدا(چله) در بین سیستانیهای گلستان ومازندرانشب چله(یلدا)در بین سیستانیهای گلستان ومازندران        

درآستانه شب یلدا(شب چله) که از مناسبت های مهم کیهانی ایرانیان است برآن شدیم تا آداب ورسوم اقوام ایرانی را در این شب بررسی کنیم .یکی از اقوام که در استان گلستان ومازندران همانند سایر هموطنان دارای آداب ورسوم ویژه ای در شب چله هستند,سیستانیهای گلستان می باشند که به سراغ محمدآذری محقق فرهنگ عامه  ومدیر بنیادنیمروز رفتیم واز ایشان در خصوص شب چله در بین سیستانیها وبخصوص سیستانیهای گلستان ومازندران وخراسان شمالی سوال کردیم که انچه در پی می اید خلاصه ی گفتگوی همکار ما با محمدآذری مدیرمسول روزنامه گلستان نو ومحقق فرهنگ عامه  اقوام می باشد:

خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند. دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی ,ومهم ارزشمند دارد.محمدآذری. محقق فرهنگ عامه با اشاره به آداب ورسوم سیستانیها در شب چله گفت: قبل از آنکه به مفهوم چله(یلدا) وآداب و رسوم سیستانیهای گلستان ومازندران بپردازیم باید یک نگاهی ولو گذرا وجستارگونه به جغرافیا وتاریخ سیستان وفرهنگ سیستانیها داشته باشیم .وی افزود:بررسیهای بنیادنیمروز وکتابی به نام شگفتی‌های سکستان (استان سکاها، سیستان روزگار اشکانی و ساسانی) به روشنی نشان می‌دهند جغرافیای سیستان از گذشته های دور تاریخ، پر راز و پرغوغا بوده، جغرافیایی که جهان پهلوانان شاهنامه از آن برخاسته‌اند.

جغرافیایی که تاریخ ایران‌زمین، در بزنگاه هایی تاریخی وسرنوشت سازمنزلت و بزرگی خویش را از آن دارد. کوروش هخامنشی به مردم سیستان لقب یاریگر داده، در روزگار اشکانیان شاه سیستان یا سکانشاه می‌باید تاج را بر سر شاهنشاه ایران بگذارد و در روزگار ساسانیان ولیعهد و شاه آینده برای پرورش و آموختن فرهنگ و آئین رزم و کشورداری به سیستان فرستاده می‌شد.

همان گونه که در روایت‌های پهلوانان شاهنامه" بهمن و سیاوش" شاهزادگان ایران برای آموختن به این سرزمین فرستاده می‌شدند این جغرافیا دارای برجستگی‌های ویژه‌ای در حوزه اندیشه و تکاپوهای علمی ایرانیان است. محقق فرهنگ فولکلوراقوام ادامه داد:

برمبنای  باور پژوهشگرانی که پیشینه دانش کیهان شناسی و گاه شماری ایرانیان را با واژه نیمروز، یکی دیگر از نام واژه‌های اسرارآمیز، به سیستان می‌رسانند. بر مبنای این باور، خط فرضی که دنیای شناخته شده کهن را به دو بخش تقسیم می‌کرده، نیمروز یا میانگاه جهان نامیده می‌شده، همان خطی که بعدها به نصف‌النهار تغییر نام یافت، از سیستان می‌گذشته است.

وی گفت: بر این باور کهن، زمانی که خورشید در وسط آسمان سیستان برسد، نیمی از جهان در شرق آن روز و قبل از ظهر و نیم دیگر در غرب آن نیز بعد از ظهر است. در همین رابطه و پیوند، "ابوریحان بیرونی" در کتاب آثارالباقیه به گفته مهندس ابوسعید سجزی می‌نویسد«که در سیستان گاه شماری ویژه و ماه‌های ویژه خودشان را داشته‌اند که از دیماه آغاز می‌شده است».

 محقق فرهنگ عامه سیستانیهای گلستان با اشاره به جایگاه شب چله در بین سیستانیهای گلستان گفت: در سیستان  ودر بین سیستانیهای گلستان ومازندران دو چله؛ چله کوچک که اصطلاح قدیمی آن «چله خوردkhoord» و چله بزرگ که به «چله کلوkalo» معروف است و این چله کوچک و بزرگ از اول دی ماه آغاز می‌شود و تا 10بهمن ماه ادامه دارد.

وی ادامه داد: شب اول دی‌ ماه بزرگ‌ترین و طولانی‌‌ترین شب سال و آغاز انقلاب زمستانی در تقویم ایرانی شناخته شده است.

محمدآذری  در ادامه بیان داشت: شب یلدا در واقع شبی است که فردای آن تولد خورشید و نور و روشنایی است، در ایران باستان خورشید و نور جایگاه ویژه‌ای دارند و در باور‌های ایران باستان نیز وجود دارد که خورشید نقش بسزایی در حیاط و تداوم زیست بوم و زندگی آنها داشته است.

از شب یلدا به بعد تسلط تاریکی بر زمین از تسلط نور خورشید و روشنایی کمتر می شود و چون فردای این شب روشنایی بر ظلمت غالب و روز طولانی می‌شود، سیستانیهااز دیرباز تا کنون وحتی در استان گلستان ومازندران؛تولد خورشید را که مظهر روشنایی است جشن می‌گیرند.وبراین عقیده هستند که از پس این شب به بعد روز ها که طولانی تر می شوند خورشید بیشتر در آسمان نورافشانی می کند ودر واقع پیروزی خورشید ونیکی هاست که جشن گرفته می شود.

محقق فرهنگ عامه گلستان با اشاره به زندگی گذشتگان افزود: ایرانیان چون مردمانی شکرگذار وشادمان بوده اند از هر فرصتی برای شکر نعمات خداوند وسور(جشن) استفاده می کردند واگر نگوئیم تمام جشن ها وشادمانه هایشان برگرفته از طبیعت بوده ولی اکثریت وبخصوص برجسته ترین جشن هایشان چنین بوده است از جشن تیرگان ,مهرگان و...که باید جوانان ما با این ریشه های نیاکان خود بیشتر آشنا شوند.محمدآذری مدیر بنیادفرهنگی نیمروز با اشاره به تاریخ کهن و ورجاوند سیستان وگاهشماری سیستانیها گفت: بنا به نوشته های تاریخی متقن,ابوریحان بیرونی می گوید: "ابوسعید سجزی، اسطرلابی ساخته بود به نام "اسطرلاب زورقی" که مبنای کارش، حرکت ماه و ستارگان بر گرد خورشید است. ابوریحان ادامه می‌دهد باوری که سخت است اما او را به خاطر ساخت اسطرلاب تحسین نمودم."

بر پایه این آگاهی‌های تاریخی، ماه‌های کهن سیستان از دی ماه آغاز می‌شده است و "کریست" نامی بوده که با دی ماه برابر بوده و نام‌های دیگری مانند «اوسال، تیرکیانوا، رشن، رهو،کواذ»... که برابر با 12 ماه خورشیدی بوده است.

در سیستان  علاوه بر این ,نام‎های محلی دیگری نیز برای ماه‎های  قمری وجود داشته که هنوز هم در میان سپید مویان سیستان کاربرد دارد و از ماه شوال نیز آغاز می‎شده است (عید ومیو عید و..)و به روشنی نشان می‎دهد که در سیستان سنت‎های کهن گاه شماری و تقویم وجود داشته و پاسداشت شب چله و آگاهی از زمان دقیق آن و درک انقلاب زمستانه ریشه درهمین توان علمی دانشی مردمان سرزمین هیرمند فرمند دارد که با اصول اقتصاد معیشتی دامپروری و کشاورزی پیوند داشته است واین  موارد به دلیل تعلقات فرهنگی و پیوستگی معنوی وذهنی با زادگاه پدری در هرکجای جهان که سیستانیها روزگار می گذرانند حفظ شده است واکنون سیستانیهای گلستان ومازندران وسیستانیهای خراسان شمالی وتهران و..نیز این گاهشماری  را علی رغم شیوه زیست وتغییر معیشت کشاورزی ودامپروری به زندگی مدرن وشهرنشینی کماکان حفظ کرده اند.مدیر کانون فرهیختگان سیستانی با اشاره به اثرگذاری فرهنگ غنی ایرانی وگاهشماری وآداب ورسوم سیستانیها بر فرهنگ غرب واروپائیان گفت:بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد. فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌كنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد. .

هرچند این روزها برای ما یلدا تولد خورشید است اما برای ایرانیان قدیم بیشتر طولانی‌ترین شب سال بود. شبی نحس که اهریمن تاریکی در آن ترک‌تازی می‌کرد.

برای همین بود که ایرانی‌ها در آن تا تولد خورشید دور آتش جمع می‌شدند و سفره پهن می‌کردند. ایرانیان باستان برای آنکه شب یلدا را به رغم اهریمن بدکنش به خوشی بگذرانند، آخرین بازمانده‌های میوه‌های پاییزی را جمع می‌کردند و بر سفره‌شان می‌گذاشتند و آن را نثار اهورامزدا می‌کردند. وی افزود:بسیاری از آداب ورسوم کهن ایرانی پس از ورود دین مبین اسلام همچنان توسط  دین مبین اسلام در بین ایرانیان حفظ شد.که این بیانگر غنی فرهنگ ایرانی وسعه صدر فرهنگ اسلامی واحترام به اداب ورسومی است که در مسیر حفظ کرامت انسان وبخصوص صله رحم وپاسداشت وشکرگذاری نعمت های خداوند می باشد

محقق فرهنگ سیستان در زمینه آیین شب یلدا در فرهنگ مردم سیستان، اظهار داشت: بسیاری از پژوهشگران هم روزگار ما بر این باورند که سنت‎های مسیحی امروز بسیار وامدار فره و فرهنگ ایرانیان است و هم ریشگی کریست با کریسمس نیز دور از این باورها نیست. هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما اخیراً آنان نیز می‌كوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. در گاهشماری نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده می‌كتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف می‌شود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد می‌كند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.

در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی‌های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

شب یلدا، نخستین شب زمستان و طولانی‌ترین شب سال است که ایرانی‌ها طی رسوم کهن خود، دور هم جمع می‌شوند و ضمن دید‌ و‌ بازدید، خوراکی‌های خاصی مانند هندوانه، انار، آجیل و... را مصرف می‌کنند. وی ادامه داد: دیکی ‌از آیین‌های ویژه یلدا در سیستان وسیستانیهای گلستان ومازندران ,دیدار بزرگان و سالخوردگان فامیل بوده ‌است،در شب‌های چله افراد فامیل در همایشی صمیمی دور هم جمع می‌شدند و به قصه‌های بزرگترها گوش می‌دادند.

در این شب، جوانان پای صحبت‌ها و قصه‌های بزرگسالان می‌نشینند و از لابه‌لای داستان‌ها و قصه‌هایی که از زبان این گنج‌های زندگی می‌شنوند، عبرت‌ها و درس‌های بی‌شماری برای خود می‌اندوزند.

از جمله رسوم بسیار زیبا و پسندیده ایرانی در این شب که در اسلام نیز بسیار به آن سفارش شده، عیادت از سالمندان و بیماران است. ملاقات با خویشاوندان و دوستان و رسیدگی به احوال نیازمندان، به ویژه نیازمندان خویشاوند، از جمله آداب پسندیده و نیکویی است که در پرتو دستورات جامع و کامل اسلام، مردمان شریف ایرانی  وهمچنین سیستانیهای گلستان در شب یلدا و دیگر شب‌های طولانی و بلند زمستان به آن اهتمام می‌ورزند.

خداوند برای رفاه و آسایش بندگان خود، نعمت‌های بسیاری آفریده و به آنها امر فرموده از این نعمت‌ها استفاده کنند ولی همواره بکوشند از اسراف کردن بپرهیزند، زیرا خداوند اسراف را دوست ندارد.

امام (علی) اسراف کردن را موجب هلاکت دانسته و امام سجاد (ع) در دعا و مناجات‌های خود با خدا می‌فرماید: «و مرا از زیاده‌روی بازدار و روزی‌ام را از تلف شدن نگاه‌دار و دارایی‌ام را با برکت دادن به آن افزون کن و راه مصرف آن را در کارهای خیر به من بنمایان.»

رسم زیبای دیدار یکدیگر در شب یلدا وقتی زیباتر می‌شود که با زیاده‌روی نکردن در مصرف خوراکی‌ها و تنقلات، بخشی از آنها را به مصرف یتیمان و افراد بی‌بضاعتی برسانیم که توانایی تهیه چنین اقلامی را در این شب ندارند.

انسان‌هایی که عاشق عبادت هستند و از صمیم دل آن را دوست می‌دارند، تمام وجود خود را وقف عبادت می‌کنند و هر یک از اعمال و گفتار خود را با نیت تقرب به خداوند انجام می‌دهند، این‌گونه افراد جزء برترین‌های مردم شمرده می‌شوند و ترسی از سختی‌های دنیا ندارند.

روزها و شب‌های زمستان، بهترین فرصت برای راز و نیاز و مناجات با خداوند است. امام صادق (ع) این فرصت نیکو را این‌گونه معرفی می‌کند «زمستان، بهار مؤمن است. شب‌هایش طولانی است که برای عبادت نیمه‌شب از آن کمک می‌گیرد و روزهایش کوتاه است که برای روزه گرفتن از آن مدد می‌جوید».برخاستن از خواب شیرین در دل شب و اندیشیدن در ملکوت آسمان‌ها و زمین، خدا و قدرت او و نیز روزه گرفتن در روزهای کوتاه زمستانی، بهترین و خالص‌ترین عبادت خدای تعالی است. رسول خدا (ص) می‌فرماید «روزه زمستان، غنیمتی فرح‌بخش است».

خداوند در آیات بی‌شماری به بندگان خود دستور می‌دهد خویشاوندان و نزدیکان خود را فراموش نکرده و همواره جویای احوال آنها باشند و آنها را از قطع رحم و رسیدگی نکردن به خویشان برحذر می‌دارد.  محقق فرهنگ عامه سیستانیهای مازندران وگلستان گفت:مراسم چله در بین سیستانیها شاید تفاوت هایی با دیگر نقاط داشته باشد بجای پسته خندان ویا تخمه  ژاپنی, غزل خوانی ابیات حافظ درکنار کرسی و دانه کردن انار خندان وسفره رابه نان ونونی می آراستند  که به آن چنگالی می گفتند  وا ز بهترین  آرد  محصول همان سال کشاورز بدست می آمد. چنگالی،آردی مرغوب وروغنی لذیذ  تهیه می شد و با شکر  مخلوط وصرف می شد. . بجای آجیل های امروزی ، گندم بریان مادر بهمراه شیرنَک وچَوَلی، قلیفی ،كماچ ،تَجگی،طیفی،خرمالندو سر سفره خودنمایی می کرد.حتی تخمه  شب های سرد زمستان،تخمه ناب هندوانه سیستانی بود. همچنین ازپَلهِ و پشک وشیرگوارای گله چوپان وشب های سرد زمستان باشب نشینی هایی همراه بود .  آبگوشت معطر به آچار زابلی ، همراه نان تافتون  و...که همگی یاداور بزرگی وعظمت تاریخی نیاکان پاک .نجیب مان است

وی ادامه داد: در شب یلدا در منطقه سیستان  ودر بین سیستانیهای گلستان ومازندران رسم بر این است که صاحب‌خانه، دیوان حافظ را به بزرگتر فامیل که سواد دارد، می‌دهد، سپس هر یک از میهمانان نیت کرده و بزرگ مجلس، این جمله را می‌گوید و تفألی به گنجینه حافظ می‌زند: «ای حافظِ شیرازی/ تو محرم هر رازی/ بر ما نظر اندازی/ قسم به قرآن مجیدی که در سینه داری...» قصه گویی و حافظ خوانی توسط بزرگان فامیل را یکی دیگر از آیین های این شب است و بیداری تا سحرگاه و نیایش برای سلامتی حاضران و شروع فصل زمستان که آرزوی همه این است که سال باران زا و برفی باشد چون مزارع و کشتزارها نیاز به آب و برف دارند تا محصول تابستان پر بارتر باشد یا هر چیزی شبیه به این رسم یکی از رسوم پرطرفدار شب یلداست و سرگرمی ‌خوبی برای خانواده‌ها در این شب بلند سال است. گرفتن فال حافظ و روخوانی شعرهای شاعران بزرگ ایران زمین، بازیهای دسته جمعی مانند گل یا پوچ، لطیفه گویی و بیان خاطرات از دیگر سرگرمی های اعضای فامیل در شب یلداست.محقق بازیهای سنتی افزود:در برخی روستاها وشهرها از جمله درروستای زابل آباد گنبد وسیستانیهای بجنورد جوانان به بازیهای چون قلعه پوده,خسوخسو,کشتی کچ گردان(که یاداور کشتی های رستم وشاهنامه است) ودختران به بازیهای چون کدش کدشkodoshیا زدومنیکهzerdomonika و...می پردازند

در بلندترین شب سال در حالی كه سوز سرما در كوی و برزن بیداد می كند، نقل قصه های مادربزرگ ها و پدربزرگها در بین اعضای فامیل، به محافل خانوادگی در دیار كهن سیستان وسیستانیهای گلستان ومازندران گرما می بخشد. محقق فرهنگ فولکلور سیستانیها خاطر نشان کرد: در شب های سرد زمستان وسایر شب نشینی های سیستانیها وبخصوص در شب چله ,مادر بزرگ وپدر بزرگ ها با بیان آسوکه(داستان ) که در آن سرشار از معانی اخلاقی ,وطن دوستی و شجاعت وتلاش وهمدلی است ضمن سرگرم کردن کودکان وجوانان به انتقال فرهنگ نیز اقدام می کنند.

محمدآذری با اشاره به جایگاه کتاب واهمیت به خواندن کتاب بویژه در شب چله خاطر نشان کرد:از روزگار گذشته تاکنون شاهنامه خوانی جزءجدانشدنی فرهنگ سیستانیها بوده است وامروزه نیز سیستانیهای گلستان ومازندران به شاهنامه خوانی می پردازند.

شاهنامه خوانی و رستم دستان، خسرو و شیرین، پهلوانی ها و از خودگذشتگی های پهلوانان و ایثار رزمندگان و غیره قصه هایی است كه در این شب دراز، بزرگان فامیل به سبك گذشتگان برای جوانان نقل می كنند تا سنت باستانی چله گذرانی را با گفتن قصه های كهن و اساطیری بجای آورند.

اعضای فامیل در یلدا تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می‌گذرانند و در كنار آن از میوه ها، تنقلات و شیرینی جات نیز میل می كنند.وی افزود: بررسیهای کارشناسان بنیادنیمروز در خصوص چله گذرانی سیستانیهای گلستان ومازندران نشان می دهد در بین برخی طوایف وبعضی از روستاها وشهرها مثل اسلام اباد واسماعیل آباد و..در این شب برای سپاسگزاری از نعمات خداوند و زنده نگهداشتن یادوخاطره بزرگان ودرگذشتگان یکی از حاضرین که عموما ملا یا مکتب رفته بوده است چندآیه قران تلاوت می کرده است ودر زمان انداختن سفره پذیرایی که  از خود سفره گرفته تا میوه ها وآجیل های داخل آن حاصل دسترنج خودشان بوده است یکی از زنان سالخورده که به ((بی بی)) معروف بوده است برای  شکرگذاری وخوشبختی جوانان وزیادی رزق دعا می کرده اند

مدیر بنیادنیمروز افزود :هندوانه از اجزای اصلی سفره سیستانیهای گلستان در شب چله(یلدا) می باشد ودر گذشته نیز از هندوانه‌ها تا کشته های شیرین  خوش خورخربزه به نام چولی chavali(با فتح چ –و)وپودر خوشمزه ومقوی شیرینک که ازجوشاندن گوشت با تخمه ی هندوانه به همراه گندم نیم کوب درست می شد دراین خوردنی بسیار مقوی معجون بدست آمده درآفتاب خشک وسپس دست آس والک می شد وافزون براینها پودر خوشخور دیگری به نام ستوsattoo(با فتح س وتشدید ت)از ترکیب پودر جو ی آبداروبوداده شده  با شکرونبات دست آس شده برای این شب تهیه می شد.خوردنی خوشمزه وزمستانه ی دیگری که برای این شب آماده می شد ،،دوشو(دوشاب)،،نام دارد که از ترکیب خرمای خوب مضافتی به همراه روغن زرد حیوانی که دریک مشک آماده برای این شب رسانده می شد والبته انواع تخمه های شور هندوانه وخربزه والبته انار سیستان که دریک سفره ی بزرگ دراین شب گذاشته می شود واعضای فامیل با رفتن به خانه ی سپید مویان وسالخوردگان این شب را درحلقه ی خانواده وبزرگان وشنیدن روایت های کهن و شاهنامه به صبح میرساندند., این شعر نیز مربوط به همین شب برجای مانده است :خوردن شیرنک ودوشو چه مزه میده امشو))برای اطلاعات بیشتر درباره خوراکی ها وطرز تهیه انها می توانید به سایت نیمروزانلاین www.nimroozonline.irبروید))سیستانیها اعتقاد دارند در شب یلدا، انار,هندوانه,ماست، شیر، پنیر، کنجد، و... که خورده شود تا پایان سال موجب فزونی و فراوانی نعمت می‌شود و باعث می‌شود که تا سال بعد از این نعمت‌ها بخورند. در بین سیستانیها؛ چند ماه قبل از فرارسیدن زمستان ،کدبانوی خانه درفکر شب چله است ودست اندرکار تهیه خوراکی ها و شبچره می شود .
شب چله ، وقتی که تمام اهل خانه دور هم جمع می شوند کدبانوی خانه کشمش ، مویز ، انار، هندوانه ، تخمه خربزه وهندوانه که به اینها آجیل شب چله می گویند  می آورند وروی کرسی می گذارند

چون فصل زمستان است شب سردی است بنا براین همیشه در این شب ها کرسی ذغالی به راه بوده و مجمعه بر روی آن قرار داشته است . این مجمعه هم پر از انواع خوراکی ها مانند تنقلات و میوه جات مانند هندوانه و انار بوده است. در بسیاری از روستا ها و مناطقی که در فصل تابستان هندوانه داشته اند هندوانه هایی با پوست ضخیم را که اصطلاحا به آنها هندوانه زمستانی می گفته اند برای این شب در محلی خاصی(مثلا در کاهدان ) ذخیره می کرده اند

یکی از مراسمی که هنوز هم  جایگاه خود را حفظ کرده است  مراسمی بنام شب چله ای بردن است . این مراسم برای پسرانی می باشد که با دختری نامزد کرده اند و دختر هنوز در خانه پدرش می باشد انجام می شود. (البته این رسم در تمام اعیاد نیز وجود دارد که خودش دارای کارکردهای بسیار مهمی است که در جای خودش جاب بحث دارد)نسبت به توانایی مالی آقا پسر مقادیری میوه و هدایای دیگری به خانه خانواده عروس می برند و خانواده دختر و پسر دور هم جمع می شوند و گل می گویند و گل می شنوند.آذری گفت: پسندیده است که خانواده های ایرانی این سنت زیبا را ارج نهاده و با خلاقیت و ابتکار عمل به دور از دغدغه ها و مشغله های کاری روزمره با دور هم جمع شدن در زیر یک سقف اوقات خوبی را سپری کنند.وضمن بجا آوردن صله رحم ودید وبازدید به موضوع انتقال فرهنگ ومفاهیم بلند موجود در فرهنگ فولکلور وعامه نیز توجه شودکه خود یکی از روش های مبارزه با شبیخون فرهنگی دشمنان وطن وارزشهای ماست وی تاکید کرد:  همانگونه که بزرگان وریش سفیدان ما همیشه تاکید کرده اند,پاسداشت سنت های دینی و ملی موجب تقویت روابط انسانی و ارتباط کلامی افراد می شود

شوه یلدا شه نو یاره مه نیومه===دلمه,دلدارمه,غمخواره مه نیومه

خداجو خی که بوگو شو درازه===سحر شه مونس و یارمه نیومه

گفتگو:قربانی/خبرنگار ما

 


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: شب چله(یلدا)در بین سیستانیهای گلستان ومازندران ،

بی احترامی مشاورویژه رئیس جمهور در امور اقوام به قوم بزرگ وغیور سیستانیهای گلستان

بی احترامی مشاور ویژه رئیس جمهور در امور اقوام به قوم بزرگ وغیور سیستانیهای گلستان












بی احترامی مشاورویژه رئیس جمهور در امور اقوام به قوم بزرگ وغیور سیستانیهای گلستان
برای نمایش در سایز اصلی بر روی نوشته كلیك كنید ، مشخصات تصویر هست 879 در586 پیكسل .

در جریان سفر هیئت دولت به گلستان که وزرا واعضای دولت به شهرهای مختلف می رفتند وبا مردم دیدار می کردند ؛سیستانیهای گلستان نیز با هماهنگی هایی که از روزهای قبل با همراهان حاج اقای یونسی مشاورارشد رئیس جمهور در امور اقوام ومذاهب کرده بودند قرار بود در ساعت19:30 روز چهارشنبه12 آذرماه در مکان حسینیه سیستانیهای گرگان این دیدار انجام شود وایشان مهمان سیستانیهای گلستان باشد. بعد از قطعی شدن این قرار سیستانیهای گلستان نیز برجستگان ونخبگان وفرهیختگانی را به نمایندگی از سیستانیهای استان دعوت کردند واین جمع که در بین انها افراد نتخصص از دکتر ,مهندس,بازاری وتاجر تا شخصیت های برجسته اجتماعی حضور داشتند به مدت 3ساعت منتظر نشستند اما حاج اقای یونسی به حسینیه سیستانیها نرفت واین امر باعث دلخوری شدید بزرگان سیستانیهای گلستان وبخصوص اعضای هیئت امنای حسینیه سیستانیها گردید.گفتنی است در جریان سفر رئیس جمهور سیستانیها از اینکه در ستادسفر در استان وسهرستان ها از انها دعوت وهمفکری خواسته نشده بود گلایه مند بودند اما علی رغم این موضوع خودشان با تشکیل ستادمردمی استقبال , نسبت به تشویق ودعوت از مردم به مراسم استقبال اقئام کردند وحتی با برگزاری چندین جلسه که شام را هم فرهیختگان مهمان حسینیه بودند برای با شکوه تر برگزار شدن مراسم استقبال که در واقع تائید نظام می باشد برنامه ریزی صورت گرفته بود.لازم بذکر است یونسی در دو روز گذشته در استان حضور داشت ودر شهرهای گمیشان واق قلا هم کارخانه افتتاح کرد وهم دیدار مردمی داشت .بزرگان سیستانیهای گلستان بیشتر از این ناراحت بودند که علی رغم هماهنگی های صورت گرفته وبا اینکه نمایندگانشان در برنامه فنی حرفه ای محمداباد در کنار اقای یونسی بودند تا ایشان را حسینیه هدایت وهمراهی کنند اما به یکباره از فلکه ترمینال برنامه عوض شده وماشین ایشان به جای اینکه به حسینیه سیستانیها برود به فلکه شهرداری ودفتر اتحادیه انجمن های اسلامی رفت وبه جای دیدار با نمایندگان قوم سیستانی که از ساعت ها قبل منتظر بودند در دفتر اتحادیه دیدار چندنفره برگزار شد.شنیده های حکایت از این دارد که معتمدین وفرهیختگان سیستانی از این بی احترامی به شدت گله مند هستند وموضوع را پیگیری خواهند کرد
متن زیر نامه سرگشاده یکی از سیستانیهای گلستان است که در جلسه حضور داشته است:

################################################## ###########
نامه سرگشاده سیستانیهای گلستان به یونسی مشاور ارشد رئیس جمهور در امور اقوام:تدبیری که درباره سیستانیها تعبیر نشد
محضر حضرت حجت الاسلام والمسلمین یونسی
سلام علیکم:گفته بودم غم دل با توبگویم چوبیایی/چه بگویم که خودت غمم فزودی؛
در سفر پربرکت کاروان تدبیر وامید به استان گلستان (که جای تشکر وخسته نباشید دارد)از انجا که ما سیستانیها مردمانی مهمان نواز وقدرشناس و سپاسگزار مسولین نظام جمهوری اسلامی ایران هستیم علی رغم اینکه در ستاد استقبال در استانداری گلستان هیچگونه دعوتی از ما نشده بود اما به همت بزرگان ومعتمدین وبخصوص هیئت امنای حسینیه سیستانیهای گلستان ستادمردمی تشکیل دادیم به خاطر اینکه بنظر ما استقبال از هیئت دولت ورئیس جمهور در شرایط حاضر بین المللی واینکه جهان رصد می کرد که بعد از تمدید مذاکرات مردم ایران چگونه از دولت خود استقبال می کنند واز سویی این استقبال را به منزله تائید نظام می دانستیم .با فراخوان ونشست های چندین ساعته جمع کثیری از فرهیختگان سیستانی استان گلستان ستادمردمی تشکیل دادیم که مقر ان در حسینیه سیستانیها بود وحتی شب قبل از سفر ,نمایندگانی از اقصی نقاط استان شام را مهمان حسینیه بودند تا هماهنگی های لازم صورت بگیرد(جالب اینکه این موضوع را به هیچکدام از مسولین اعلام نکردیم چراکه برای دل خودمان کار می کردیم فقط اقای نوراللهی مدیرکل یکی از بخش های استانداری در جریان امر به صورت اتفاقی توسط اقای اذری قرار گرفته ومی تواند شهادت بدهد)در مراسم استقبال هم سیستانیهای حضور چشمگیر داشتند تا اینکه در یکی از جلسات مقرر گردید که مراتب تشکر سیستانیهای گلستان وهمچنین بیان برخی مشکلات ومطالبات از طریق حضرتعالی(حاج اقای یونسی) بعنوان مشاور ارشد رئیس جمهور در امور اقوام به اطلاع دولت برسد وبا هماهنگی هایی که با حاج اقای قاسمی فیض ابادی وسایر عزیزان صورت گرفت قرار شد در ساعت19 ونیم روز چهارشنبه12 آذرماه در مکان حسینیه این دیدار صورت بگیرد وما با پیامک وسایر روشها بزرگان ونخبگانی را از اقصی نقاط دعوت کردیم که به نمایندگی از منطقه خود وفامیل خودشان در جلسه حضور داشته باشندمتاسفانه علی رغم اینکه تا ساعت21 در حسینیه منتظر بودیم وسه تن از بزرگان ما همراه حضرتعالی از محمداباد تا دفتر اتخادیه حضور داشتند در آخرین لحظه برنامه را به بهانه نامعلومی لغو فرمودید که وقتی بزرگان مذکور از خدمت شما برای گزارش به حسینیه امدند خستگی وشرم به جای برنامه ریزان در چهره انها وخشم ودل شکستگی در چهره مهمانان وبزرگان که هریک در جای خود لشکری وکوهی هستند موج میزد.همانجا یا دقضیه شربت معروف اقای ن افتادم واون موجی که ایجاد شد. بنا بود ما از مشکلاتمان با شما بگویئم که خود دردی دیگر و رفتار برنامه ریزان شما نمکی دیگر بر زخم هایمان شد.
حاج اقای یونسی امشب نه تنها دل طرفداران نظام ودولت تدبیر وامید را شکستید بلکه غرور مردمانی را شکستید که فرزندان یعقوب لیث صفار سیستانی ,نوادگان رستم وهمشهریان شهید مطهری وآیت ا..سیستانی هستند.شما بعنوان یک فرد روحانی دل کسانمی را شکستید در زمره دین دارترین مردم جهان هستند ویک روحانی هم لباس شما بنام مرحوم حجت الاسلام دوانی(ره) در کتاب خودش تحت عنوان قیام مردان مرد در خصوص بزرگترین افتخارشان یعنی نخستین خونخواهان سرور وسالارشهیدان مدتها قبل از توابین وجناب مختار سخن گفته بود .حاج علی عزیز شما امروز جلسه مردمی را بدون توضیح لغو کردید که برای نام علی(ع) واولادش حاضر شدند سر زنانشان در معابر تراشیده شود(علی رغم اینکه ناموس وزن در نزد سیستانیها ارزشی مافوق تصور خیلی ها دارد) ولی حاضر نشدن سب مولای متقیان بکنند وچه بسیار روستاها,فرزندان واماکن و..که با نام علی ویا نام های ترکیبی از این نام عزیز می باشد.حاج اقای یونسی برنامه ریزان شما دل مردمی را به درد اوردند که نیاکانشان بجز ذات پروردگار نه تنها چیز دیگری را سجده نکردند بلکه تعظیم هم نکردند ودر 1905 و1872 اجازه ندادند پرچم انگلیس در حکمیت گلد اسمید در تقسیم آب هیرمندحتی برچادرهای خود انگلیسی ها در سیستان به اهتزار دراید ودر 19بهمن1330 پرچم استعمار را به زیر کشیدند.حاج اقای یونسی بنده بعنوان یک معلم سخت دلگیرم که چگونه است وقتی قرار است با نمایندگان جمعیت 600هزار نفری سیستانیهای گلستان که بیش از 4000شهید در سیستان و800شهید در گلستان تقدیم انقلای وارزشها کرده اند وصدها جانباز وایثارگر و..دارد وهنوز روزی وهفته ای نیست که یکی از عزیزانش چه سرباز,درجه دار,دانش اموز,کارمند ومعلم و...را بعنوان شهید تقدیم ارزشهای وطنش نکند؛چگونه جلسه به راحتی لغو میشود ولی با چند نفر متعلق به فلان گروه وجریان در همان زمان جلسه برگزار می گردد؟آیا نمی شد به دلیل برنامه ریزی صورت گرفته ونزدیک بودن مسیر جلسه قبلی(محمدآباد)چنددقیقه به حسینیه سیستانیها تشریف می اوردید وانگاه به جلسه اتحادیه تشریف می بردید؟ایا شما به رئیس جمهور درمورد قوم غیور,شجاع,صبور, وهمیشه در صحنه سیستانی مثل همین مشاورین خودتان گزارش خواهید داد؟ ایا سیستانیها بعنوان یک قوم در حوزه ماموریت سازمانی حضرتعالی هستندیا خیر؟ تعریف .جایگاه قوم سیستانی وسیستانیهای گلستان در حوزه مشاور عالی رئیس جمهور در امور اقوام چیست؟ زمانی که نخبگان وبزرگان ما در بزنگاه های نیاز سراغ مردم وجوانان می روند اگر جوانی از ما سوال کرد که ایا ما در دکترین حاج اقای یونسی جایگاهی داریم یا نه ما از کدام مثال عینی سخن بگوئیم؟ حرف های زیبا در سایت ها ورسانه ها را درمورد قومیت بگوئیم یا اینکه رفتار عملی در این سفر وجلسه که اینگونه با بی اعتنایی لغو شد؟جناب مشاور ارشد در طول سفرتان به گلستان با کدامیک از اقوام گلستان بچز برادران عزیزترکمن ما(که ما به وجودشان می بالیم وباید حقوق حقه انها نیز اداشود) با کدامیک از اقوام نشست وجلسه داشتید؟ شرکت در افتتاح چندباره فلان کارخانه واجب تر از دیدار با نمایندگان یک قوم چهار میلیونی که اکنون600000نفرش در استان گلستان هستند بود؟ایا نخبگان وفرهیختگان قوم سیستانی به اندازه افتتاح یک کارگاه که چندین بار دیگر نیز افتتاح شده بود ارزش نداشتند؟حاج اقای یونسی ! ما شما را به انصاف می شناختیم واز دوران صدارتتان خاطرات خوبی شنیده بودیم وفکر می کردیم که شما نیز درباره ما چنین برداشتی دارید ولی افسوس!!!!حاج اقا شما نخستین دستیار در امور اقوام هستید وما نیز فرزندان سرزمین نخستین ها از نخستین فقیه شیعی تا نخستین جراحی مغز وچشم مصنوعی وخط کش,کولرآبی, آسیاب بادی,نخستین شاعرپارسی گوی؛نخستین شهریار احیاگر زبان پارسی ,نخستین انصار کوروش,نخستین بازی فکری جهان,نخستین انیمیشن دنیا و...انتظار ما براین بود که در سفر به گلستان اگر در جلسه نخبگان وبرگزیدگان استان بعنوان قوم سیستانی دعوت نداشتیم واگر در شبکه استانی برنامه نداریم واگر در سطوح مدیریتی وفرصت های شغلی فرصت برابر نداریم و...حداقل برای یک دیدار که قرار بود از محضرتان بعنوان یک روحانی مشاور روحانی فیض ببریم ؛این فرصت را از ما دریغ نمی کردید!!! جوانی در جمع از یکی از بزرگان سوالی کرد که با شما در میان می گذارم.او پرسید حاج اقا ما سیستانیها که در هیچ غائله وشورش ونافرمانی شرکت نداشتیم وحتی در بین سیستانیها افراد معاند ومنافق ومخالف نظام در حدصفر است پس چرا با ما اینگونه برخورد می شود؟ حاج اقای هیئت امنا هرچه گفت توجیه بودتا اقناع چون ان جوان مثال عینی داشت .جوان دیگری می گفت: ما بیش از اندازه نجیب هستیم و...باز هم مثل همیشه این ریش سفیدان بودند که از جمع به جای شما ودوستانتان عذرخواهی کردند وبا بیان خدمات نظام به مردم این بار نیز جلسه را به پایان بردند.اما در فرایندهایی پیش خواهد آمد که مهربان شدن وشعار دادن وپوستر های رنگی کارساز نیست وهمین معتمدین باید مثال های عینی داشته باشند برای جوانان خودشان !!ما سیستانیها داریم که می گوید(کاسه را در حد خودت بگیر یا در حد همسایه) منظورش این است که اگر می خواهی با کسی بده وبستان داشتی باشی یا به او محبتب بکنی ؛این هدیه یا ..یا باید هم شان خود دهنده باشد یا در شان کسی که آن را می گیرد(در قدیم سیستانیها وقتی غذای گرم وویژه ای داشتند برای همسایه ها نیز درون کاسه می فرستادند ان هم در زمان قحطی وکمبود ها)حال مانمی دانیم این برخورد را در کدام کفه ارزیابی کنیم ؟ حضرت حجت الاسلام والمسلمین یونسی ! اینها گلایه نیست بلکه درد ودل است با کاروانی که قرار بود دردهایمان را تدبیر کنند وبناست که همه به یک چشم نگاه شوند.وگرنه عهد ومیثاق ما با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ومقام عظمای ولایت وارزشها وآرمان های حضرت امام(ره) باعث شده است که هیچگاه سکوت خود را نشکنیم وهمیشه شکرگذار نعماتی باشیم که نظام وخون شهدا برایمان فراهم آورده است.درد ودل ما برگرفته از شعارها زیبای خودتان است که بعنوان یک قوم از کسی که قرار است اوضاع اقوام را در حوزه های مختلف فرهنگ عامه وفولکلور تا بازی های بومی ومحلی ودغدغه های فرهنگی واجتماعی ایشان چاره جویی نمایدو در شرایطی برابر به همگی فرصت خلاقیت ورشد ونمو دهد ؛می باشد وگرنه ما از کسی طلبی نداریم .ولی وقتی وعده داده شد انگاه طلب ایجاد می شود.در جمعی که منتظرتان بودند دهها دکتر ومهندس وخانواده شهید ومتخصص وصاحب اندیشه ومدیران ارشد ادوار مختلف در حوزه های مختلف بودند که هریک غنیمیتی برای یک استان هستند واما به دلیل کج سلیقگی در برنامه ریزی ؛این افراد نخبه وکارامد مدت سه ساعت منتظر تشریفرمایی شما بودند ودر نهایت ناراحت وبا دهها پرسش در ذهن به منازل خود رفتند.اما بعنوان یک سیستانی انتظارم این است که به جای اینکه دیگرانی این سخنان را ترجمه وتفسییر نمایند برای دلجویی از این مردمی که غرورشان لکه دارشده است تا دیر نشده اقدامی بایسته صورت پذیرد.خدارا شاهد وگواه می گیرم که در این نوشتار بجر احساس پاکم نسبت به به وطنم بعنوان یک معلم هیچگونه حب وبغض فردی وحزبی و..دخالت نداشته است (فردا نگویند چون مال فلان جریان است خواسته سیاه نمایی کند)واز خداوند می خواهم که خدمتگزاران به این مرزوبوم و نظام را همیشه سالم وسربلند داشته باشد وبرای موفقیت شما ودولت تدبیر وامید در جهت نیل به اهداف نظام ومنویات مقام معظم رهبری دست به دعا دارم.


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: بی احترامی یونسی به سیستانیها ، مشاور رئیس جمهور وسیستانیهای گلستان ، توخین یونسی ، بی احترامی یونسی ، سیستانیها ، سیستانیهای گلستان ، حسینیه سیستانیها ،

دنبالک ها: روزنامه گلستان نو(نیمروز) ،

(به بهانه4صفرسالروز صدور حکمیت استعماری انگلیس در مورد آب هیرمند) محمدآذری:خشکی لبان دریاچه هامون و آوارگی سیستانیها,ثمره ی نقشه های انگلیس دریک قرن پیش

(به بهانه4صفرسالروز صدور حکمیت استعماری انگلیس در مورد آب هیرمند)  محمدآذری:خشکی لبان دریاچه هامون و آوارگی سیستانیها,ثمره ی نقشه های انگلیس دریک قرن پیش

(به بهانه4صفرسالروز صدور حکمیت استعماری انگلیس در مورد آب هیرمند)

محمدآذری:خشکی لبان دریاچه هامون و آوارگی سیستانیها,ثمره ی نقشه های انگلیس دریک قرن پیش

************************************************************************88

(حکمیت گلداسمید ومکماهون در یک قرن پیش عامل خشکی هامون وآوارگی مردم ومشکلات زیست محیطی شرق کشور)

 

http://www.blogfa.com/photo/a/azarigolestanenow.jpg

درتاریخ کشورعزیزمان ایران  اتفاقات بزرگی رخ داده است که گاه تاریخ ومسیر حرکت مردم ما را دچار دگرگونی کرده است. یکی از این اتفاقات حکمیت انگلیس در تقسیم حق ابه هامون وایران  می باشد که در 4صفر1323 قمری  برابر با10اوریل1905lمیلادی و21 فروردین1284خورشیدی  صورت گرفت به همین مناسبت محمدآذری مدیر بنیادفرهنگی نیمروز ومحقق فرهنگ وتاریخ سیستان در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار ما گفت :از جمله این اتفاقات  اینکه همزمان با به قدرت رسیدن سلسله قاجار در ایران، مجموعه تحولاتی در اروپا روی داد که منجر به افزایش توجه دولت های استعماری به ایران و تشدید رقابت های آنها بر سر کشور ما شد. از اوایل سلطنت فتحعلی شاه؛ ایران به طور ناخواسته درگیر کشمکش های سه دولت فرانسه، روسیه و انگلیس شد و این در حالی بود که آگاهی، امکانات و توان لازم را برای برخورد و رویارویی با آن نداشت. در نتیجه مواجهه با این دولت ها، زیان های بسیاری را به همراه داشت که از جمله آن می توان به قراردادهای ننگینی اشاره کرد که طی آن قسمت های وسیعی از شمال، شمال شرق، شرق و جنوب شرق کشورمان طی معاهداتی چون گلستان، ترکمانچای، آخال، پاریس و گلداسمیت از ایران جدا شد و به تبع آن مشکلات و مسائل بسیاری را به بار آورد.بنا به تحقیقات کارشناسان بنیادنیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی؛قرارداد گلداسمیت و مک ماهون که در ان پاره ای از مرزهای ایران عزیز دچار دگرگونی شد وبخش هایی از کشورمان براثر بی لیاقتی قاجاراز مام وطن جدا شد وعلاوه بر آن زمینه ساز تصمیماتی شد که نه تنها زخم ان تکه شدن ها مرهم نشد بلکه هر چندسال یکبار با نمک هایی که روی آن زخم ها پاشیده می شود به یادمان می اورد که ایرانیان از دسیسه های استعمار وبی لیاقتی تصمیم گیران چه زخم ها که نخورده است.به گفته مدیربنیادنیمروز:اگر امروز لبان دریاچه هامون وتالاب بین المللی هامون سیستان خشکیده است ومردم مرتب آواره می شوند؛ثمره ان قراردادهای ننگین است.اگر ما در ترکمن چای وگلستان بخش هایی از وطن عزیزمان را از دست دادیم وهمگان این  مسببان وعاملان خیانت را می دانند وبعنوان یک بغض فروخورده در سینه ایرانیان است ولی اثرات لحظه ای روی زندگی مردم عزیزمان ندارد یا درخور توجه شاید نباشد.وحداقلش اینکه درباره اش به قدر کفایت وشناخته شدن سخن گفته شده است .اما قراردادهایی که در شرق ایران بخش هایی از وطن را از مام میهن جدا کرد براثر بی لیلقتی مسولین امر در انزمان وهمچنین نقشه های استعمار انگلیس؛ما امروزه با تبعات ان تحمیل ها روبرو هستیم. محمدآذری ادامه داد:اگر مردم ما در سیستان وبلوچستان دچار مشکل هستند باید ریشه هایش را در قرارداد گلد اسمید و حکمیت مکماهون در سالهای 1872 ,1905      جستجو کرد.اگر ان قراردادهای ننگین بسته نمی شد ما امروز مشکل خشکی دریاچه استراتژیک هامون سیستان را نداشتیم.اگر همراه قیام مردم سیستان در جریان حکمیت مک ماهون در 1905 میلادی؛حکومت مرکزی نیز به میدان می امد امروز ما برای جاری شدن اب در رگ های هیرمند لحظه شماری نمی کردیم. محقق فرهنگ وتاریخ سیستان با اشاره به سابقه تاریخی بحث گفت:در این مقال قصد بررسی معاهده گلداسمیت را نداریم که طی حکمیتی توسط کشور انگلستان نه تنها قسمت هایی از سیستان از ایران جدا می شود بلکه در بحث توزیع آب هیرمند و میزان حقابه ایران از این رود بی عدالتی هایی صورت می گیرد و منطقه سیستان را که روزگارانی جزء انبار غله ایران به حساب می آمد به منطقه یی خشک و لم یزرع تبدیل کرده است.بلکه به صورت جستاری در تاریخ می خواهیم از عبرت های تاریخ بیشتر بهره ببریم وجوانان خود را با پیشینه بحث آشناترکنیم.

((رقابت ابرقدرت ها و دودی که به چشم ما رفت))

محمدآذری مدیربنیادنیمروز همچنین افزود:با شکست ناپلئون از روسیه، انگلیسی ها که پس از بیست سال نفس راحتی از جانب حمله احتمالی فرانسه به هندوستان کشیدند، موانع سیاسی خود را در ارتباط با ایران تغییر داده و برای جلوگیری از حمله احتمالی روسیه به هندوستان درصدد برآمدند تا بخش هایی از شرق ایران را جدا کنند. هدف آنها از این امر ایجاد منطقه یی امن و تحت نظارت خودشان در مرزهای هندوستان بود. انگلیس برای اجرای این سیاست ابتدا با انعقاد معاهده پاریس (1273ق / 1875 م) افغانستان را از ایران جدا کرد و سپس در سال 1870 طی کمیسیونی با شرکت نمایندگان دولت ایران و استان کلات و گلداسمید، گلداسمیت را مامور تحدید سرحدات بلوچستان کرد. گلداسمید مرزهای بین دو کشور را از خلیج گواتر تا کوهک مشخص کرده و نقشه آن را به تصویب ناصرالدین شاه رساند که قسمتی از مرزهای کنونی ایران و پاکستان را تشکیل می دهد که این سرآغزی بر مسیر محروم کردن ایران از آب هیرمند وتقسیم سیستان بود

به موجب نظری که در سال 1872 گلداسمیت داد، سیستان به دو قسمت اصلی و خارجی تقسیم شد، سیستان اصلی از نیزار واقع در شمال آن ایالت تا ملک سیاه کوه یعنی ناحیه یی که در غرب رود هیرمند قرار دارد به ایران واگذار شد و سیستان خارجی یعنی ناحیه یی که در شرق هیرمند واقع است به افغانستان داده شد مدیر مسول روزنامه گلستان نو در خصوص حکمیت مجدد استعمار انگلیس گفت:در سال 1896 به علت جاری شدن سیلاب های شدید، رود هیرمند از مجرای اصلی خود که قسمتی از مرز بین دو کشور را مشخص می کرد، به سمت مغرب انحراف یافت و قسمت اعظم آب هیرمند از مجرای دیگر وارد دریاچه هیرمند شد و به دنبال آن کم آبی و نیز خشکسالی سال 1902 بر شدت اختلاف بین دو دولت ایران و افغانستان افزود و باعث شد که طرفین مجدداً موضوع را به حکمیت دولت انگلیس ارجاع کنند. (که البته دولت ایران بلافاصله با حل وفصل موضوع ,درخواست شکایت وحکمیت را پس گرفت ولی انگلیس که گویا منتظر فرصت بود وارد عمل شد)در این دوره که نظر انگلیسی ها بر دوستی با افغانستان قرار گرفته بود، هیاتی را به سرپرستی ماکماهون در سال 1905 به منطقه فرستادند و طی آن قراردادی بسته شد که سهم ایران را از آب هیرمند به یک سوم کاهش داد. این در حالی است که در قرارداد گلداسمیت سهم آب ایران نصف آب رود هیرمند قید شد. علاوه بر این، وی مقداری از زمین های ایران را نیز به افاغنه داد که دولت ایران به سبب عدم تطابق رای با واقعیات از قبول آن خودداری ورزید و دلایل خود را در خصوص عدم قبول رای حکمیت طی اعتراضی کتبی به سفارت انگلستان تسلیم کرد. دولت انگلستان نیز به رغم اعتراض کتبی ایران، مساله را تعقیب نکرد و موضوع عملاً مسکوت ماند.

((سیستانیها اجازه ندادند پرچم انگلیس در سیستان برافراشته شود))

مدیربنیادفرهنگی نیمروز خاطر نشان کرد:علی رغم سکوت برخی دولتمردان آن عصر وزمان اما

در این بین سیستانیها هیچگاه ساکت نماندند وحتی در جریان کار هیئت حکمیت گلد اسمید و حتی مک ماهون نیز هرزمان پرچم انگلیس بر روی چادرهای گروه انگلیسی برافراشته می شد سیستانیها اعتراض می کردند به گونه ای که که خود اسمیت انگلیسی که  در طول ماموریت در کنارمیسیون حکمیت بود در کتاب سیستان وخاطرات خود از ان بعنوان((معضل بزرگ پرچم)) یاد می کند.در کتاب های ایران شرقی وشرح وقایع گلد اسمیت که در کتاب جغرافیای تاریخی سیستان آمده است می گوید:  ((بعداز ورود به سیستان هردو کمیسر ایرانی وانگلیسی پرچم های ملی خود را برافراشتند وکمیسر ایران مراقب بود که پرچم او همواره 2یا3 فوت بالاتر از پرچم انگلیس قرار گیرد.ناگهان در چلنگ همه چیز عوض شد.در روز5فوریه میرزا معصوم خان نامه ای فرستاد و در ان  عنوان کرد که برافراشتن پرچم انگلیس مصلحت نیست؛زیرا سیستانی ها را نسبت به اهداف انگلیس در این ولایت مظنون می سازد)) او(اسمیت) همچنین اظهار تعجب می کند که سیستانیها در ان عصر وزمان وشرایط اقتصادی وفرهنگی منطقه وحتی جهان ؛چگونه سیستانیها به معنا ومفهوم سیاسی وسمبولیک برافراختن پرچم,حساس شدند ومتذکر می شود: ((به هرحال این دعوای پرچم هرگز به طور کامل فروکش نکرد)مدیر بنیادنیمروز خاطر نشان کرد: ما اگر به تاریخ این اتفاقات نگاهی بکنیم متوجه می شویم که درسال1872 میلادی که برابر با1251 خورشیدی بوده است مردم غیور سیستان دارای چه بینش بالایی بوده اند که به برافراشته شدن یک پرچم در جلوی چادر یک گروه انگلیسی واکنش نشان می داده اند.این یعنی حساسیت به استعمار وبیگانه زمان ومکان نمی شناسد وفرق نمی کند که اوضاع اقتصادی و..چه باشد بلکه یک مرزبان واقعی باید همیشه به تحرکات بیگانه ها حساس باشد که در نوع خود افتخاری برای سیستانیها می باشد .محمدآذری با بیان یک مثال دیگر گفت: سروان اسمیت در مقاله تحت عنوان(میسیون ایران افغان,سال1871-72)میلادی در سرح ماجرای حکمیت گلداسمید در ایالت سیستان می نویسد: ((به زودی دریافتیم که به دلیل معظل پرچم زدن,زمینی در سیستان به ما نخواهند داد تا اردوگاه وخیمه وخرگاه خود را در آنجا برپا کنیم.ژنرال گلد اسمید پیغامهای مکرری در این مورد ارسال کرد تا اینکه نامه ای از امیرقائن به کمیسر ایران امد ودر ان نوشته شده بود که:روحانیون وسادات سیستان بسیار متعصب هستند واگرپرچم انگلیس برافراشته شود ممکن است به یک قتل عام منتهی گرددکه کمیسر  انگلیس مسول آن خواهد بود......))وی ادامه می دهد که در همان سال یعنی در23بهمن1251 به نوشته خود اسمیت انگلیسی((روزانه حدود10نامه در مورد پرچم از طرف ما(انگلیسی ها)نوشته می شد ولی تقاضای ما برای مورد موافقت قرار نمی گرفت....)) که پرواضح است با توجه به روحیه سازشکاری حاکمان آنزمان؛این مورد به دلیل ترس از مزدم سیستان وجایگاه روحانیون وسادات نزد سیستانیها بوده است.بنابه بررسیهای کارشناسسان بنیادنیمروز در گذشته در هر روستای سیستان حتی دورافتاده ترین وحتی تختک ها(نوعی برامدگی در میان هامون که برای زندگی فصلی بوده است) حتی اگر چهار خانوار زندگی می کرده اند حتما یک خانوارش ملا وروحانی ویک نفر هم سید بوده است.واین موضوعات به همراه روحیه بیگانه ستیزی ومرزبانی با جان ودل  سیستانیها را؛ انگلیسی ها خوب می دانسته اند وگرنه در اوج قدرت انگلیس که برای پادشاه کشورها ارزشی قائل نبوده اند چگونه در یک گوشه دورافتاده ایران از برپا کردن پرچمشان وحشت داشته اند؟!

وی می افزاید:با نگرشی بر آنچه گذشت این واقعیت را روشن می سازد که اختلاف میان ایران و افغانستان بر سر آب هیرمند، از تاریخ تقسیم سیستان ایجاد شده است و اصولاً علت اصلی این اختلاف نیز مانند سایر اختلافات میان کشورهای آسیایی و آفریقایی، استعمار و جهانگیری ممالک اروپایی در قرن 19 بوده است. به موجب حکمیت های گلداسمید, مک نیل و ماکماهون ژنرال های انگلیسی که مناطق سرحدی ایران و افغانستان را تعیین کردند، آنها با زیرکی هرچه تمام تر موارد اختلاف برانگیز و حساسی مانند تعیین دقیق حوزه آب ریز هیرمند را حل نشده به جا گذاشتند تا گهگاه به اختلافات دو کشور همسایه منجر شود و همیشه بهانه یی برای ایجاد اختلاف و نزاع دو طرف وجود داشته باشد. اکنون که کشورهای جهان سوم به رشد سیاسی رسیده اند، باید بتوانند راه حل این اختلافات را خود پیدا کنند، این امر در مساله هیرمند به خوبی مشهود است، در تمام روند تاریخی، مساله هیرمند و احاله حل و فصل آن به خارجیان، دخالت و آرای آنها همواره به ضرر ایران بوده و افغان ها نیز در مقابل آنچه به آنها تعلق گرفته، دانسته یا ندانسته امتیازات بیشتری به خارجیان ذی دخل واگذار کرده اند. به عبارت دیگر این مناقشات به ضرر طرفین بوده و همواره ثالثی در این میان سود برده است. در واقع اختلاف موجود مبتنی بر یک سلسله عوامل سیاسی، روانی و تاریخی بوده است که هر یک به نوبه خود می تواند موجبی بر سرسختی دولت افغانستان، در اتخاذ روشی انعطاف ناپذیر در مقابل ایران باشد، همچنان که در گذشته نیز بوده است.

((سابقه تاریخی واهداف دخالت انگلیس در ایران وحق آبه دریاجه هامون و..))

محقق فرهنگ وتاریخ سیستان با اشاره به متون تاریخی در خصوص انگلیس وخیانت هایش به ایران گفت: درکتاب(تاریخ روابط سیاسی ایران وانگلیس درقرن19 نوشته محمود محمود به صراحت امده است: ((....چگونه می توان گفت وزراء ایران در مدت هفتادسال بلکه زیادتر سیاست دولت انگلیس را نسبت به ایران تمییز نداده بودند,بی علاقگی به وطن در حدو اندازه دارد نه در این حد ودرجه ومیزان که اختیار یک ایالت مهم را به رای یک بیگانه مغرض واگذارند. در چه وقت وچه زمانی روی مساعدی از عمال دولت انگلیس دیده بودند که این بار ثانی باشد.دلیل نداشت وزراء ایران قطعات ایران را به این عناوین در تحت اختیار عمال دولت انگلیس بگذارند.آیا بهتر نبود تسلیم این شعبده ها نشوند و....در قرن گذشته اگر رضایت وخیانت خود وزرائ ایرانی نبود به هیچ وجه انگلیس نمی تونست عنوان ها را ابراز کند...))

 وی هدف اصلی انگلستان از دخالت در مناسبات ایران و افغانستان  راهمواره در جهت حصول به مقاصد ی استعمارگرانه دانست که یکی از انها تضعیف و محو تدریجی نفوذ ایران در مناطقی که به عنوان حریم امنیتی هندوستان معین شده بود مانند بلوچستان و سیستان. همچنین مطامع روسیه و فرانسه نسبت به هندوستان و ترس انگلیس از همراهی ایران با کشورهای مذکور برای حمله و تصرف هندوستان. از دیگر اهداف این مداخلات می باشد.به عقیده محمدآذری محقق تاریخ وفرهنگ سیستان:علی رغم اینکه دولتین ایران وافغانستان به  انگلیس نوشتند که اختلافات حل شده ونیاز به حکمیت نیست ولی انها بی توجه به این امر اقدام به لشکر کشی واقعی کردند وگرنه برای بیان حکمیت در مورد موضوعی که مدت زیادی از ان نگذشه است(فاصله حکمیت گلد اسمید1872تاحکمیت مک ماهون1903میلادی) واز سویی برای حکمیت چه نیازی به اعزام نیروی بالغ بر1500نفره ان هم در مدت بالغ بر2سال(1282تا1284خورشیدی1903تا1905میلادی)واگر اثار این حضور را از گسترش طاعون وبیماری وگرسنگی وقحطی در منطقه سیستان وخارج کردن گندم سیستان که به شدت در خود ایران وسیستان مورد نیاز بود برای قشون انگلیس در هندوستان که مستعمره انگلیس بود وفقر وفلاکت مردم ایران ومنطقه و..را بیفزاییم انگاه عمق این خیانت معلوم می شود. مدیربنیادفرهنگی نیمروز اضافه کرد: شاید تمامی این موارد را بشود جبران کرد یا حداقل فراموش ؛ولی استخوان لای زخم گذاشتن  ودخالت در موضوع حق ابه هیرمند وهامون وحکمیتی خائنانه زمینه ساز این شده است که هر از جندگاهی هامون خشک شود ومردم حاشیه دریاچه هامون سیستان آواره شوند وضربات مکرر اقتصادی وفرهنگی و..به کشور وارد شود که گوشه ای از ان در سایت نیمروزانلاین وبنیادنیمروز در معرض مطالعه وقضاوت خوانندگان می باشد.مدیر مسول روزنامه گلستان نو افزود:اما سیستانیها که همواره در برابر بیگانگان ایستادگی کرده وزیر بار زور نرفته اند واین را در قیام یعقوب لیث صفارسیستانی وقیام19بهمن1330 سیستانیها وهمین طور مقاومت در برابر برافراشته شدن پرچم انگلیس در سال 1872 میلادی و..می توان مشاهده کرد.در این مورد مکماهون نیز سکوت نکردند ودر زمانی که متوجه نیت همراهان این به اصطلاح حکم انگلیس شدند ودیدند که انگلیسی ها اقدام به ساختن اردوگاه وشهرک کرده وقصد بازگشایی کنسولگری در سیستان دارند به شورش دست زده وبا حمله به کنسولگری انگلستان در سیستان واتش زدن پرچم انگلیس هم انزجار خود را از اقدامات مکماهون و موضوع تقسیم مرز وپاره پاره کردن سیستان وتقسیم ناعادلانه حق آبه اعلام نموند وهم نشان دادند که تحمل دیدن برافراشته شدن پرچم بیگانه ای در سرزمین سیستان را ندارند.

محمدآذری با اشاره به بحث حکمیت مکماهون در 1905 وضرورت پیگیری ان از طرف مردم ومسولین دلسوز گفت: در تاریخ 28اردیبهشت1284خورشیدی برابر با ماه می 1905میلادی که رای مکماهون در خصوص تقسیم اب صادر شد بلافاصله افغانستان قبول کرد اما ایران درفوریه1906برابر با 7اسفند1284 محرم1324قمری اطلاع داد که حاضر نیست قرار تقسیم اب رود هیرمند را که هیئت دولت انگلیس تحت سرپرستی مکماهون ترتیب داده بود قبول نماید.وی افزود: در همان زمان وقتی مقالاتی در نشریات روسیه والمان و..منتشر می شد وبه اوارگی سیستانیها ومشکلات اینده این حکمیت وتقسیم آب اشاره داشت گروهی ان را توطئه دشمنان انگلیس از جمله روسیه می دانستند که یک نمونه ان در جغرافیای تاریخی سیستان امده است: ((اینکه نوشته شده است چون دو ثلث آب سیستان را افغان ها برده اند,سیستان ایران به خطر بی ابی گرفتار شده وبعدها یک دشت بی آب وعلف خواهد بود؛باید گفت این اظهارات کاملا دروغ است واین دروغ ها یا ساخت اقای میلر کنسول روس در سیستان می باشدیا ساخت وزیر مختار روس در تهران که قصدش ان است که روابط بین ایران وانگلیس زا تیره کند و....)) ولی اکنون بعد گذشت بالغ بر یک قرن معلوم می شود که اینها توهم نبوده است واین اعتراضات سیستانیها وسایرین بیمورد نبوده است..محقق فرهنگ عامه سیستان با اشاره به توطئه های قدرت های خارجی وتوافق دشمنان دیرین برسر منافع خودشان برضد یک کشور ثالث گفت: در زمانی که کشمکش روسیه وانگلیس بر سر سیستان ادامه داشت وانگلیس نگران نزدیک شدن رقیبش به حوزه مستعمره پر رونقش یعنی هندوستان بود ناگاه این اختلافات پایان یافت وانگلیس در ازای چشم پوشی روسیه از سیستان ,تنگه داردانل هم به روسیه واگذار شد.این موضوع ختم شد ودیگر موضوع سیستان هم در نشریات اروپا وروسیه منتشر نشد.

 

مدیربنیادفرهنگی نیمروز ادامه داد:ممانعت از نزدیکی و همکاری بین دو جامعه که دارای تاریخ، فرهنگ و سرنوشت مشترک بوده اند و تشدید جو بدبینی بین این دو به منظور قطع هرگونه رابطه دول خارجی با افغانستان و در انزوا نگه داشتن آن کشور برای حفظ و حراست و تداوم منافع انگلیس و کمپانی هند شرقی. از دیگر اهداف این اقداماتن خصمانه استعمار پیر بوده است .محمداذری محقق تاریخ سیستان در این خصوص معتقد است:نقشه روس وهندوستان در ایلت سیستان به یکدیگر می رسیدند.در انزمان هرگاه هندوستان(انگلیس)بتواند کنترل سیستان خارجی (افغانستان فعلی) را در اختیار داشته باشد قادرخواهدبود انجا را یک پایگاه نظامی تبدیل کند واز آنجا مقاصد ونقشه های روسیه در امتداد سرحدات ایران وافغانستان را خنثی کند وجلوی حرکت روس ها به سمت خلیج فارس را بگیرد.حال برای این نقشه باید همیشه تلاش کرد که این دوهمسایه با هم نباشند ویکی دراختیار منافع انها باشد که بتوانند به منافعشان برسندونمونه های اخیرش را می توان در دوره های مختلفی چون طالبان و..مشاهده کرد

مجموعه این عوامل موجب شد که برودت حاکم بر روابط ایران و افغانستان، از نیمه دوم قرن 19 تا سال های اخیر همچنان ادامه یابد، به نحوی که حتی بعد از پیدایش تغییرات اساسی در اصول و اهداف استعمار قدیم، این اختلاف ارثیه شوم استعمار، همچنان در روابط دو کشور باقی بماند.وخدا را شکر به برکت نظام جمهوری اسلامی ایران ودرایت مسولین نظام اکنون بجز بحث حق آبه هامون این روابط به گونه ایست که با آن طراحی های صورت گرفته توسط استعمار واستکبار فاصله گرفته است وبه سمت وفاق وهمگرایی بیشتر پیش می رود.

محمدآذری با نگاه به پیشینه تاریخی وفرهنگی دو ملت ونقشه های استعمار خاطر نشان کرد:با نگاهی به تمامی معاهدات منعقد شده بین ایران و افغانستان برای بهره برداری آب هیرمند، ایران در موقعیت ضعف قرار داشته و هیچ یک از معاهدات منعقد شده بین دو کشور ایران و افغانستان در رابطه با هیرمند مطابق مقررات بین المللی و بدون نقص و کاستی نیست و در صورت امکان لازم است توافقنامه های گذشته مورد تجدیدنظر قرار گرفته و موافقتنامه های جدیدی که در آن واقعیت های طبیعی و منطقه یی دو کشور لحاظ شده باشد، تهیه و تدوین شود تا اولاً تامین کننده منافع ملی ما و ثانیاً جوابگوی نیازهای آبی مردم منطقه سیستان باشد.از سوی دیگر بنظر می رسد تشکل های مردم نهادی مثل بنیادنیمروز و...با ایجاد کمپین های بین المللی خسارت های وارده از سوی انگلیس را برعلیه مردم ایران وسیستان برجسته واز طریق دعاوی حقوقی نیز پیگیری نمایند ومسولین وزارت خارجه نیز در چانه زنی های خود این موارد وخواسته های مردم را به طرفین اروپایی وآمریکایی گوشزد کنند.همچنین با ایجاد کانال های مختلف فرهنگی وهنری ورزشی و..بین کشور های دوست وبرادر یعنی جمهوری اسلامی ایران وجمهوری اسلامی افغانستان به گسترش پیوندهای عاطفی وفرهنگی وعمق بخشی این اشتراکات مبادرت واز این ریشه ها ومراودات وقراردادهای بین المللی به حل معضل حق ابه هیرمند ودریاچه هامون  کمک کرد.همچنین پیشنهاد بنیادنیمروز این است که فاصله سالروز تشکیل حکومت یعقوب لیث صفارسیستانی در نیشابور(26 آبان )تا روزقیام مردم سیستان برعلیه حکمیت مکماهون واتش زدن پرچم انگلیس در یورش به کنسولگری استعمار در سیستان(3 آذر) بعنوان هفته فرهنگی سیستانیها ویا هفته فرهنگی واستکبارستیزی سیستانیها معرفی شود.(ادامه دارد))


به بهانه هفته کتاب :کتابخوانی وکتاب در بین سیستانیهادرگفتگوبا محمدآذری محقق فرهنگ عامه گلستان وسیستان

************************************************** *
اکثر صاحب*نظران و محققین معتقد هستند عادت به مطالعه عامل اصلی در میزان مطالعه افراد جامعه است. عادت به مطالعه چیزی نیست که در یک دوره خاص به وجود آمده باشد، بلکه عادت به مطالعه در درازمدت عملی می*شود.به بهانه هفته کتاب وکتابخوانی محمداذری محقق فرهنگ عامه در گفتگور با خبرنگار ما گفت:گویش سیستانی یکی از گویش های مهم زبان فارسی است که مردم سیستان بدان تکلم می کنند. این گویش هم اکنون به صورت عمده در منطقه سیستان ایران، نیمروز و فراه افغانستان، سرخس ایران، ترکمنستان واستان گلستان ومازندران جاری می باشد. که برآوردهای اولیه بنیادنیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی نشان می دهد حدود چهارمیلیون نفر به این گویش سخن می گویند یا زادگاه پدریشان سیستان است وی ادامه داد:فرهنگ نویسان، سیستانی را یکی از چهار زبان متروک پارسی یاد کرده*اند. ابوریحان بیرونی در الصیدنه، چند لغت از زبان قدیم سیستانی آورده است. بسیاری از واژگان سیستانی از هزار سال پیش تاکنون تفاوت چندانی نکرده است. اگرچه اصل زبان که احیاناً همان سکزی است، پیش از این منقرض شده و تنها گویش آن باقی*مانده است. یک سرود دینی به گویش سیستانی باقی*مانده است که به اواخر دوره ساسانی نسبت داده می شود. سرود آتشکده کرکویه یکی از زیباترین سرودهای مذهبی زرتشتیان سیستان بوده است که به هنگام روشن کردن آتشگاه ها، به آواز بلند خوانده می شده است.مدیربنیادنیمروز با اشاره به توانمندیهای گویش زابلی گفت: این گویش از یک سو بیشترین خویشاوندی واژگانی و دستوری را با گویش موجود و گذشته خراسانی و فراتر از آن با لهجه های مرده ماوراءالنهری و تاجیکی کنونی دارد و از سوی دیگر واژه های مشترک بسیار با بلوچی دارد که با توجه به پیوندهای تاریخی و پیوستگی های جغرافیایی و مهاجرتهای قومی و خویشاوندی طایفه ای، امری طبیعی می باشد محمدآذری افزود:در این بین استادجوادمحمدی خمک سکایی اقدام به گرداوری وازه نامه سگزی نموده است.این زبان که به گویش های متعدد بیان میشود اثرات شگرفی بر تمدن وفرهنگ جهان داشته است ودر حوزه نفوذش که مردمانی علاقمند به مطالعه کتاب وکتابخانی بوده اند اندیشمندان,سخنوران,دانشمند ان وبزرگان بسیاری پا به بزرگراه علم وفرهنگ نهاده وبه فرهنگ وتمدن بشریت خدمت کرده اند که تصور این همه فرهیخته بدون وجود کتابخانه های بزرگ وعشق به کتابخوانی قدری دور از ذهن می باشد
سیستانیها بعنوان یک جمعیت انسانی ومردمی که در طول تاریخ جایگاه ویژه ای برای علم ودانش داشته اند؛مردمانی کتابخوان بوده اند.محمدآذری محقق فرهنگ عامه سیستانیهای گلستان با اشاره به پیشینه تاریخی سیستانیها گفت:مردمانی که در حوزه علم وتمدن در جایگاهی بوده اند که بتوانند جراحی مغز وجراحی چشم را در چندین هزارسال پیش انجام دهند وچشم مصنوعی و...را به منزل برسانند قطعا مردمانی هوشمند واهل مطالعه بوده اند.وقتی ما به پیشینه تاریخی وتمدنی سیستانیها نگاه می کنیم متوجه می شویم که بسیاری از نخستین ها در بین سیستانیها رقم خورده است که برای آشنایی با این افتخارات می توانید به بنیادنیمروز وسایت نیمروزانلاین بروید بعنوان مثال بزرگترین کتابخانه شخصی وقف شده به کتابخانه ملی متعلق به ایرج افشارسیستانی است که تمام کتابهای کتابخانه خود را در زمان حیاتش به مرکز اسناد وکتابخانه ملی اهدا نموده است.محمداذری بااشاره به جایگاه مطالعه وکتاب در بین سیستانیها افزود:در بین بسیاری از سیستانیها بخصوص ملاهای قدیمی وافراد باسواد ما شاهد نذر اهدا کتاب وآموزش نیز وجود دارد که در کنار سایر نذورات به این مقوله مهم فرهنگی نیز علاقمند بوده اند
مدیربنیادنیمروزبا بیان نمونه هایی از پیشتازیهای علمی ایران در منطقه سیستان وخدمات برجسته سیستانیها به فرهنگ ایران وجهان خاطرنشان کرد:در متون تاریخی به دفعات ما به اسنادی برمی خوریم که در سیستان ودر بین سیستانیها,کتابخانه های مجهز وبزرگی وجود داشته است که مورد استفاده دانشمندان وفرهیختگان بوده است.از سویی بررسیهای انجام شده نشان می دهد که ان همه پیشرفت های علمی بدون وجود کتابخانه های مجهز اماکن پذیر نبوده است. همچنین مردمان سیستان نیز به کتاب وکتابخوانی علاقمند بوده اند. محقق فرهنگ عامه استان گلستان ادامه داد:حتی در دوره هایی که به دلیل فقر اقتصادی وهجوم بیگانگان و بیماری های سهمگین ,اوضاع جامعه ایران وجهان به شرایط بحران رسیده است سیستانیها کتاب را رها نکرده اند وحتی در کپرها وتختک ها(نوعی برامدگی در دریاچه هامون برای گذران موقت وشکار و..)افراد باسواد با خواندن کتابهایی چون شاهنامه وامیرارسلان و..مردم را در شب های طولانی زمستان و..ضمن انتقال فرهنگی,سرگرم نیز می کرده اند.وی افزود:در بین سیستانیها شاهنامه جایگاه ویژه ای داشته است وشاهنامه خوانی هم عامل انتقال داشته های فرهنگی وآشنایی با پیشینه تاریخی وطن بود شاهنامه بعنوان مادر کتاب های ایرانی است وهم انتقال روحیه پهلوانی و مبارزه با دشمن و دفاع از وطن وارزشهای وطن به شمار می رفته است وکمتر سیستانی باسوادی وحتی بیسوادی را می توان یافت که با شاهنامه بیگانه باشد..محمداذری مدیربنیادنیمروز همچنین با اشاره به چهره های شاخص مذهبی وفرهنگی وعلمی در بین سیستانیها افزود:وجود افراد دانشمندی همچون مهندس احمدسجزی سیستانی که قبل از گالیله اعتقادبه حرکت زمین داشت واز سویی بزرگانی چون شاگردان بلاواسطه ومستقیم حضرت امام جعفرصادق(ع) ونخستین محدثه و..یا مواردی چون نخستین شاعره وشاعرپارسی گوی و..همگی نشانه هایی ازوجود علاقمندی به کتاب وکتابخوانی در بین سیستانیهاست..وی افزود:بحث تعزیه گردانی یا شبیه خوانی یا شووی گردانی که در بین سیستانیها به صورت روزشمار وحتی در یک روز چندین صحنه از واقعه کربلا وسرگذشت سرور وسالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) ویاران با وفایش اجرا می شد وهمگی از روی مطالعات تاریخی ومذهبی وبه گونه ای بود که بسیاری از مردم وحتی عوام نیز این متن ها را یاد داشتند.وی خاطر نشان کرد:گسترش تعزیه که ملنند تئاتر دارای پیچیدگی های خاص خود می باشد بدون علاقه به مطالعه وکتاب واطلاعات تاریخی ومذهبی و..به این گستردگی امری محال بوده است ..محقق فرهنگ عامه وفولکلور سیستانیهای گلستان با تاکید بر جایگاه علم وکتاب ومطالعه در بین سیستانیها خاطر نشان کردکه یکی از رسوم کهن مردم سیستان کتاب هدیه دادن وامانت دادن کتاب است که از گذشته های دور سیستانیها برای گسترش علم ضمن هدیه وامانت دادن کتاب ,گاهی برای امرزش درگذشتگان خودشان اقدام به وقف کتاب یا کتابخانه می کردند که نمونه ایی را در همین استان گلستان می توان اشاره کرد.که نمونه اخیرش افتخار برترین و بزرگترین واقف کتاب درجهان اسلام متعلق به یک سیستانی بنام ایرج افشارسیستانی است
مدیربنیادنیمروز با اشاره به موضوع اختراع خط معقلی و..توسط سیستانیها اشاره کرد وافزود:وقتی یوسف واحمدسجزی مخترع خط هستند یا فردی مانند ابوحاتم سجزی و..در فقه وشعر و..سرامد بوده اند باید از کتابخانه های غنی واساتید مجرب بهره برده باشند.وی می افزاید:زمانی که یعقوب لیث صفارسیستانی دستور داد که زبان پارسی زبان دیوانی ورسمی ایران شود او دستور داد که برای چهار حرف( گ چ پ ژ) شکل نوشتاری تعیین شود واو .برادرش وحتی بسیاری از امرای سیستان دستور ایجاد کتابخانه را صادر می کردند وحتی کدخداهای روستاهای سیستان مثل کدخدای سه کوهه وقلعه نو ....برای رعایای خود کتابخانه ایجاد می کردند.کتابخانه وکتاب در بین سیستانیها انچنان ارزشی داشته است که زمینه ساز رشد وبالندگی جامعه ایرانی شده اند واگر ما سخن از افتخارات علمی وفرهنگی سیستانیها می کنیم بی شک عامل ان وجود کتابخانه های غنی در سیستان بوده است. محقق فرهنگ عامه سیستان ادامه می دهد:وقتی یک سیستانی حاکم مثل خاندان صفار دستور می دهد که قران به گویش سیستانی ترجمه شود وهمچنین کتابخانه درست کنند در عصر حاضرنیزافرادی مثل مرحوم کاتوزیان واستادایرج افشارسیستانی کتابهاب شخصی خود را تبدیل به کتابخانه غنی در سیستان نموده اند.در حال حاضر در بین سیستانیها کتابهای فراوانی در خصوص موضوعات مختلف از جمله فرهنگ عامه وبخصوص شعر و..با هزینه شخصی منتشر شده است که اگر به نسبت جمعیت بخواهیم درنظر بگیریم ما متوجه این موضوع خواهیم شد که میزان چاپ کتاب در بین سیستانیها بسیار رواج داشته ودارد.مدیربنیادنیمروز با اشاره به نوشته های سفرنامه نویسان خارجی وکاوشگران وگردشگرانی که گاه با مقاصد جاسوسی به ریزترین موضوعات منطقه وزندگی مردم توجه داشته اند گفت:در بررسی های این سفرنامه ها مثل چی پی تت ومک ماهون و..ما به این نکته می رسیم که در سیستان حتی در بین تختک نشین ها که گاه چهار خانوار بوده اند حتما یک سید وملا وجود داشته است که جدا از بحث عقیدتی وآموزش های مذهبی به امر مکتب داری وآموزش سنتی نیز اقدام می کرده اند.یعنی سیستانیها همواره همنشین علما ومبلغین دینی بوده اند واگرچه تعدادی از انهاسواد کلاسیک نداشته اند ولی معلومات عمومی خوبی داشته اند وحتی تعداد کثیری از عوام نیز شعر می سروده اند وهمچنین قران می خواندند یا اینکه افرادی که سواد نوشتن نداشتن در دسته های عزاداری نوحه های بحرطویل را می خوانده اند که همگی نشانه هایی از مطالعه وعلاقمندی به کتاب وکتابخوانی در بین سیستانیهاست.وی ادامه داد:در حال حاضر نیز به برکت شرایطی که در کشورمان فراهم امده نیز سیستانیها علاوه بر حضور در دانشگاه ها ومراکز علمی ومعرفی چهره های برتر علمی در حوزه های دیگر مرتبط با کتاب نیز نام اوران بزرگی دارند که یک نمونه آن استاد عباس باقری است که بالغ برپنجاه جلد کتاب نوشته واز ریاست جمهوری اسلامی ایران نشان لیاقت وهنر گرفته است وافرادبیشمار دیگر.. محمدآذری با اشاره به هفته کتاب وکتابخوانی خاطر نشان کرد: در این هفته هیئت امنای حسینیه سیستانیهای گرگان وگنبد وسایر بزرگان سیستانی با برگزاری مسابقات کتاب خوانی وبرگزاری نشست های بررسی کتاب هایی که درخصوص فرهنگ واداب ورسوم سیستانیها نگارش شده است؛زمینه معرفی وحتی فروش کتاب نویسندگان را در دورافتاده ترین روستاها نیز فراهم می اورند.وی ابراز امیدواری کرد با حمایت مسولین فرهنگی وفرصت دادن به معتمدین وبزرگان واستفاده از منابر ومساجد ومدارس فرهنگ کتاب وکتاب خوانی در جامعه ایران رواج بیشتری بیابد


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: سیستانیها ، کتاب وکتابخوانی در بین سیستانیها ،

دنبالک ها: بنیادنیمروز ،

نخستین جشنواره ورزشی شهدای ینقاق بخش بازیهای بومی محلی سیستانی با همکاری بنیادنیمروز/ گزارش تصویری

 



نخستین جشنواره ورزشی شهدای ینقاق با معرفی تیمهای برتر پایان یافت.

 

بازی بومی محلی خسو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازی محلی قلعه پوده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: جشنواره ینقاق ، جشنواره بازیهای بومی ومحلی ینقاق ، بازیهای سنتی ، زابلی های گالیکش ،

جشنواره بازیهای بومی ومحلی دهستان کنگور/گزارش اجمالی همراه با تصاویر

جشنواره بازیهای بومی ومحلی دهستان کنگورکلاله
جشنواره بازی های بومی ومحلی وهمایش پیاده روی همگانی دهستان کنگور به مناسبت آغاز هفته تربیت بدنی با مشارکت فرمانداری کلاله ,بنیادنیمروز ؛اداره ورزش وجوانان کلاله,شو رای اسلامی ودهیاری کنگور برگزار شد.در این جشنواره بازیهای بومی ومحلی از جمله خسوخسو,قلعه پوده,کشتی کچ گردان,کودی کودی وچوب بازی سیستانی با مشارکت وحضور پورشور مردم دهستان کنگور وروستاهای اقمار ان برگزار گردید مسولین استانی وشهرستانی از جمله دکتر نیاوند معاون استاندار,برزگر فرماندار کلاله,بخشدار وشهردار کلاله,مدیر بنیادنیمروز,رئیس اداره ورزش وجوانان,حبیب دادفر نماینده بنیادنیمروز,گروه چوب بازی نیمروز کلاله تعدادی از روسای ادارات شهرستان کلاله واورژانس واتش نشانی و...حضور داشتند پس از تلاوت قران ونواخته شدن سرود جمهوری اسلامی ایران,اقای دادفر نماینده بنیادنیمروز ضمن خوش امد به معرفی برنامه ها پرداخت وگفت:برگزاری چنین جشنواره هایی در راستای فرمان مقام معظم رهبری در جهت مبارزه با شبیخون فرهنگی دشمن بوده وباید جوانان خود را با سنت های نیاکان خود بیشتر آشنا کنیم.وی از مسولین ادارات بخصوص فرماندار وبخشدار واداره ورزش وجوانان تشکر کرد.سپس تیم های خسوخسو عیاران نیمروز اسماعیل اباد وبنیادنیمروز همت ابادبه داوری وسرداوری مهرعلی صحرانشین ورمضان خوشی ومحمدخاشی قلعه نو به رقابت پرداختند که نتیجه به سود تیم عیاران نیمروز پایان یافت.سپس تیم های یعقوب لیث روستای فرید با تیم نیمروز کنگور مسابقه دادند در عین اجرای مسابقه خسوخسو محمداذری از فعالان بازیهای بومی ومحلی کشور به تشریح اهداف بازی خسو ومقررات ان پرداخت.سپس تیم های کودی بنیادنیمروز وعیاران نیمروز به مسابقه پرداختند که با برد بنیادهمراه بود.که هدایای بازیکنان که توسط ستادهمایش تهیه شده بودتوسط محمدخاشی قلعه نوتقدیم ایشان گردید وی در خصوص اماده سازی تیم ها گفت:در حال حاضر چندین تیم خسوخسو وکودی وبازیهای بموی ومحای داریم که در صورت حمایت مسولین آمادگی برگزاری لیگ بازیهای سنتی مانند خسو وکشتی کچ گردان را داریم
در ادامه برنامه وپس از ورود معاون استاندار وفرماندار بازدید از غرفه صنایع دستی وغذای سنتی اقوام ترکمن وسیستانی بعمل امد وحاضرین با شیرینی سنتی پذیرایی شدند.پس از استقرار مسولین مسابقه کشتی کچ گردان بین کشتی گیران اجرا شد که با توجه به زیایی فنون بسیار مورد استقبال جوانان قرار گرفت. گفتنی است کشتی کچ گردان از جمله ورزشهایی است که در کنار کشتی چوخه ولوچو وگورش در ایران ودر بین سیستانیها طرفداران بیشماری داشته ودارد وهمت مدیران ورزشی نیمروز احیا وگسترش این رشته ورزشی است
در بخش دیگری از برنامه گروه موسیقی مقامی نیمروز با دهل وساز به اجرای گران چاپ ودوچوبه وسه چاپی پرداختند که به شدت مورد تشویق حاضرین قرار گرفت.همچنین گروه چوب بازی نیمروز کلاله با لباس ورزشی یک دست به اجرای چوب بازی پرداختند.در ادامه رقص شمشیر توسط اقای نوری وپرانداخته اجراشد که در این بخش محمداذری مدیربنیادنیمروز با اشاره به برنامه ای که از شبکه2درخصوص رقص شمشیرپخش شده بود گفت که دران برنامه این ورزش را خشن معرفی کردند درحالی که رقص شمشیر دارای فلسفه است ونوعی رقص ائینی است مثلا در بخشی از نبرد وقتی حریف به زمین می افتد طرف مقابل دستش را می گیرد واز زمین بلند می کند واین یعنی اوج جوانمردی وروحیه پهلوانی ویا زمانی که بر حریف پیروز می شودمانند رستم در شاهنامه دست به اسمان می برد وخدا را ستایش می کند که بر دشمن ایران غلبه کرده است.سپس علی شهرکی رئیس شورای اسلامی کنگور با بیان اهداف جشنواره گفت:مبارزه با شبیخون فرهنگی دشمن وهمچنین ایجاد نشاط وپویای در بین احادجامعه بخصوص جوانان از اهداف برگزاری این جشنواره است که باید از فرماندار ورئی اداره ورزش وجوانان کلاله,شوراهای اسلامی ودهیاران روستاهای همجوار باید تشکر ویزه داشته باشیم
در بخش دیگری از برنامه اقای خاشی خردسال اسماعیل ابادی با خواندن شعری سنتی همگان را بوجد اورد البته این تنها شعر مراسم نبود بلکه اقای کریم کشته از سالخوردگان وشعرای قدیمی با خواندن شعر ملی مجلس را به وجد اورد علاوه بران شاهنامه خوانی محمداذری نیز بخش دیگر شعرخوانی این مراسم بود
در پایان مراسم نیز مراسم قرعه کشی واهدای جوایز بود که هدایای نفیسی از کلاه کاسکت تا دوچرخه واز لباس ورزشی تا کیف ورزشی و..به برندگان اهدا گردیدگفتنی است مراسم قرعه کشی با مدیریت امان نفس رئیس اداره ورزش وجوانان کلاله وحضور معاون استاندار,فرماندار,بخشدار,م� �یربنیادنیمروز,شهردار کلاله,حبیب دادفر نماینده بنیادنیمروز,شورای اسلامی ودهیاری کنگور وشرکت تعاونی دهیاری های بخش مرکزی کلاله وپایگاه بسیج کنگور و.. به شکل مطلوبی برگزار گردید که از نکات جالب ان برنده شدن دونفر خانم یکی سیستانی ویکی ترکمن برنده دو دستگاه دوچرخه شدند.(ادامه دارد با عکس بزودی)عکس های موقت از جناب کریمی تا عکس های مراسم توسط ستاد در اختیار بنیاد وخبرنگار ما قرار بگیرد


[IMG]
#5
کاربر ســایت مدال ها:
Activity Award
تاریخ عضویت
۹۱-دی-۲۵
نوشته ها
1,679
امتیاز
7,594
سطح
58
Points: 7,594, Level: 58
Level completed: 22%, Points required for next Level: 156
Overall activity: 99.8%
دستاوردها:
Tagger First ClassOverdriveCreated Blog entry1 year registered5000 Experience Points
نوشته های وبلاگ
26
سپاس ها
5,519
سپاس شده 3,834 در 1,379 پست

#4
کاربر ســایت مدال ها:
Activity Award
تاریخ عضویت
۹۱-دی-۲۵
نوشته ها
1,679
امتیاز
7,594
سطح
58
Points: 7,594, Level: 58
Level completed: 22%, Points required for next Level: 156
Overall activity: 99.8%
دستاوردها:
Tagger First ClassOverdriveCreated Blog entry1 year registered5000 Experience Points
نوشته های وبلاگ
26
سپاس ها
5,519
سپاس شده 3,834 در 1,379 پست


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: جشنواره کنگور ، جشنواره دهستان کنگورکلاله ، خسوخسو ، کشتی کچ گردان ، همایش کنگورکلاله ،

مدیر بنیاد نیمروز؛ از مسئولین تقاضای پیگیری تشکیل هیئت و یا انجمن خسو را داریم/برگزاری لیگ خسودر گالیکش وکلاله

مدیر بنیاد نیمروز؛ از مسئولین تقاضای پیگیری تشکیل هیئت و یا انجمن خسو را داریم/برگزاری لیگ خسودر گالیکش وکلاله

 

مدیر بنیاد نیمروز گفت: از مسئولین تقاضای پیگیری تشکیل هیئت و یا انجمن خسو را داریم.


به گزارش پایگاه خبری تحلیلی نیلکوه: محمد آذری در حاشیه برگزاری لیگ خسوخسو و بازی*های بومی محلی در روستای ینقاق گالیکش گفت: نخستین دوره بازی های بومی و محلی و لیگ خسوخسو با همکاری بنیاد نیمروز، دهیاری ینقاق و حمایت بخشداری مرکزی شهرستان گالیکش و اداره ورزش و جوانان گالیکش در سالن وحدت ینقاق برگزار شد.
وی افزود: در این مسابقات که به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس و گرامیداشت یاد و خاطره شهدای ینقاق برگزار شد؛ رشته*های ورزشی چون فوتبال و والیبال در کنار بازی*های سنتی همچون خسوخسو؛ قلعه پوده، کودی و... از روستاهای مختلف شهرستان گالیکش و کلاله حضور داشتند.
مدیر بنیاد نیمروز با اشاره به بازی خسوخسو گفت: بازی خسوخسو یکی از بازی*های کهن ماست که در اصل به معنی بهترین دفاع است و از دو بخش خْسو تشکیل شده است که سو به معنی دفاع و محافظت و خْ (با ضمه) به معنی خوب است.
وی ادامه داد: در این بازی هر تیم 6 بازیکن دارد و در یک زمین به ابعاد 22 در 10متر که به دو قسمت 11 در10 متر تقسیم می*شود بازی می*کنند.
آزری افزود: در انتهای هر زمین یک دایره به قطر یک متر وجود دارد که به آن اته می*گویند و تیم مهاجم که یک بازیکن بنام سردار در بین خود دارد باید بتواند اته را به*وسیله سردار فتح کند و امتیاز بگیرد.

مدیرمسئول روزنامه گلستان نو خاطرنشان کرد: اگر بازیکنان درحالی*که پای مخالف را با دست مخالف گرفته*اند بتوانند دست حریف را از پایش جدا کنند بازیکن تیم مقابل از گردونه بازی حذف می*شود تا برسد به سردار.
آذری ادامه داد: وقتی دست سردار با تلاش مهاجمین از پایش جدا شد تیم دارای سردار یک گیم باخته است.
وی افزود: این بازی دارای هیجان بسیار است و نیاز به امکانات زیادی برای برگزاری آن نیست. این بازی بسیار مفرح ریشه در زندگی، ادب و رسوم سیستانی*ها دارد و نیازمند حمایت مسئولین است.
وی خاطرنشان ساخت: ما در بنیاد مردمی نیمروز از سال1390 پیگیر ثبت انجمن یا هیئت خسوخسو در زیرمجموعه فدراسیون بازی های بومی و محلی یا فدراسیون ورزش همگانی یا فدراسیون انجمن های ورزشی هستیم ولی علی*رغم تلاش های فراوان و محبت های مدیرکل
ورزش و جوانان استان گلستان تاکنون به*صورت رسمی هیچ فدراسیونی پذیرای این رشته مفرح و شاد نبوده است و فقط به ما اعلام کرده*اند که با ثبت آن موافق هستیم.
مدیر بنیاد نیمروز کانون فرهیختگان سیستانی گفت: زنده نگه*داشتن بازی های بومی و محلی مثل خسوخسو زمینه*ساز پر کردن اوقات فراغت جوانان و تحرک در جامعه و همچنین عاملی مهم در جهت مبارزه با شبیخون فرهنگی دشمن است.
محمد آذری با تشکر از فرماندار، بخشدار گالیکش، دهیاری و شورای اسلامی روستای ینقاق و شوراهای اسلامی و دهیاران روستاهایی که در لیگ شرکت داشتند از جمله باینال، اسماعیل*آباد، کنگور؛ همت*آباد، حاج علی اسلامی، و... همچنین بزرگان و معتمدین سیستانی مانند حاج آقای سند زایی، میرشکار، حبیب داد فر، رمرودی و... در تشکیل تیم و حمایت از برگزاری نخستین لیگ خسوخسو در منطقه شرق گلستان از حضور رسانه*های شرق استان از جمله آقای فارسیانی شبکه گلستان و کوهی خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی نیلکوه و همچنین خانم عبدی خبرنگار خبرگزاری مهر و... نیز برای پوشش اخبار این مسابقات قدردانی نمود.

به گفته محمد خاشی از فعالان بازیهای بومی محلی بنیادنیمروز؛ بازی قلعه پوده بازی است که چگونگی دفاع از قلعه که نمادی از فرهنگ و ارزش*های فرد است و راه دفاع از آن را آموزش می*دهد نیز یک بازی مهیج است که امکان فراگیر شدن را دارد.

گفتنی است در این دوره از لیگ خسوخسو تیم های بعقوب لیث صفاری سیستانی؛ تیم نیمروز؛ تیم فرخی سیستانی، تیم وحدت، تیم سورنا، تیم رستم، تیم وحدت در مرحله پایانی حضور داشتند که تیم نیمروز روستای اسماعیل آباد و یعقوب لیث روستای ینقاق بازی پایانی را برگزار کردند که تیم نیمروز با نتیجه 3 بر 2 بر تیم یعقوب لیث پیروز شد.


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: مدیربنیادنیمروز ، بنیادنیمروز ، محمدآذری ، محمدآذری مهر ، جشنواره ینقاق ،

محمداذری محقق فرهنگ عامه با اشاره به اداب ورسوم محرم سیستانیهای گلستان:/:سینه زنی نشسته سیستانی ونوحه بحرطویل,درکنارچاوشی وشبیه خوانی قابلیت ثبت ملی را دارد

محمداذری محقق فرهنگ عامه با اشاره به اداب ورسوم محرم سیستانیهای گلستان:/:سینه زنی نشسته سیستانی ونوحه بحرطویل,درکنارچاوشی وشبیه خوانی قابلیت ثبت ملی را دارد

محمداذری محقق فرهنگ عامه با اشاره به اداب ورسوم محرم سیستانیهای گلستان:/:سینه زنی نشسته سیستانی ونوحه بحرطویل,درکنارچاوشی وشبیه خوانی قابلیت ثبت ملی را دارد

***************************************

با آغاز ماه محرم دل های سوخته به سوی كعبه ومیكده عشق حسینی رهسپار خواهد شد كه با شروع فصل عاشقی سیستانیها هم از این قائده مستثنی نیستند وبا شركت در مبعادگاه عاشقان ومحبان اهل البت(ع)(حسینیه سیستانیها)به سوگ سالار شهیدان حضرت اباعبدالله حسین(ع) می نشینند

آیینهای محرم به گواه تاریخ از گذشته های دور تاکنون میان مسلمانان به ویژه شیعیان با شکوه و جلوه خاصی برگزار شده است در این بین از انجا که سیستانیها نخستین خونخواهان امام حسین(ع) ویاران با وفایش می باشند ودر بدترین شرایط که به دستور بنی امیه در منابر جهان به اصلاح اسلام انزمان به خاندان پیامبر(ص) ومولای متقیان حضرت علی(ع)دشنام داده می شد ولی نیاکان سیستانیها حتی به قیمت تراشیده شدن سرزنانشان در معابر ,حاضر نشدن این ننگ را بپذیرند؛برای ماه محرم ارزش خاصی قائل هستند واداب ورسوم وِیزه ای هم دارند.

محمداذری گفت:اگرچه اصل و اساس برپایی آیینهای محرم، عزاداری برای سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، اهل بیت و یاران با وفایش و زنده نگه داشتن ارزشهای والای قیام عاشور ا است اما با توجه به تغییر شرایط جامعه در طول قرنها و سالها تغییرات و تفاوتهایی در نحوه انجام مراسم ویژه ماه محرم در برخی نقاط ایجاد شده است.

با این حال بهره گیری از سنتهای محلی و بومی ویژه محرم دربین  سیستانی های گلستان هنوز در بیشتر نقاط این استان پا برجا است بررسی رخدادهای تاریخی ومتون تاریخی توسط کارشناسسان بنیادفرهنگی نیمروزنشانگر این است که. تاریخ به خوبی گواه ارادت ویژه مردمان خطه سیستان وسیستانیهای گلستان به اهل بیت (ع) را می دهد که

 

در هر شرایطی برای حفظ آرمانها و توسعه تفکر اهل بیت عصمت و طهارت(ع) تلاش کرده اند.محمدآذری مدیربنیادمردمی نیمروز در خصوص آداب ورسوم سیستانیهای گلستان در ماه محرم می افزاید:.نوحه خوانی، سینه زنی، زنجیرزنی، شبیه خوانی یا تعزیه خوانی و خواندن زیارت عاشورا از جمله آیینهای معمول سیستانیها در استان گلستان ومازندران در ایام محرم به شمار می رود.

وی افزود:در اول محرم وشروع ماه عزای سالار شهیدان ویاران باوفایش سیستانیهای گلستان رسومی خاص دارند که بعنوان مثال می توان به مراسم سیاه پوشان یا مشکی پوشان است که مداحان به همراه بزرگان وامنای حسینیه سیستانیها ومراسم خاص لباس سیاه را به تن جوانان می کنند.همچنین تنی چند از بزرگان وپیرغلامان خوش صدا در گذشته روی پشت بام منازل وحسینیه ومساجد رفته با خواندن اشعاری حزن انگیز ومراثی مردم را از امدن ماه محرم اگاه می کرده اند.محمدآذری افزود:رسم علم بستن واماده کردن علم وسیاه پوش کردن حسینیه سیستانیها ومساجد وتکایا ومنازل از دیگر رسوم سیستانیهاست.محقق فرهنگ عامه اقوام گلستان ادامه داد:البته در کنار این رسوم,سیستانیها با برپایی محفل ومجلس دعا وقرائت قران تلاش دارند عشق وارادت خودشان را به سالار شهیدان(ع) نشان دهند.

پخت قلور( حلیم سیستانی) و شله زرد، امتناع مردم سیستان از پخت غذا در سه روز قبل از واقعه عاشورا، پشت بام رفتن ریش سفیدان و تلاوت قرآن و ذکر دعا برای اعلام رسیدن ماه محرم و برگزاری مجالس روضه و عزاداری ,نیز از دیگر رسوم سیستانیهای گلستان در ماه عزاداری سالار شهیدان است, از جمله آداب خاص مردم در ماه محرم و 18 روز پس از آن استمدیربنیادنیمروز ادامه داد: شبیه خوانی یا تعزیه از اصلی ترین برنامه های سیستانیها در گذشته وامروز می باشد که به شووی گردانی یا شبیه خوانی معروف است ودر اکثر روستاهای سیستان وهرجا که سیستانیهاهستند اجرا می شود که اکنون برجسته ترینش در بخش وشمگیر وشهر انبارالوم ودر زابل آباد و..می باشد.: تعزیه درسیستان به صورت روز شمار اجرا می شود. به این صورت که شبیه خوانان هر روز ماه محرم را به یکی از یاران امام حسین (ع) مثلا حضرت علی اکبر(ع) یا حضرت ابوالقضل (ع) اختصاص می دهند.

محمدآذری با اشاره به مراسم آغازین روزهای محرم در بین سیستانیهای گلستان گفت:ازدیرباز با آغاز نخستین روز از ماه محرم امامان جماعات، پیش نمازان مساجد وهیئت امنای مساجد وحسینیه ها وبزرگان فامیل وطایفه؛ با جمع کردن مردم و سخنرانی در مساجد و محافل مذهبی وخانوادگی، مردم را از اهمیت این ماه آگاه می سازند و با روایت احادیث مختلف سعی دارند مظلومیت امام حسین(ع) و نقش وی در اسلام و همچنین عظمت این ماه را به نمازگزاران وخانواده وفامیل های وابسته  منتقل کنند.

:مدیربنیادنیمروز در خصوص نقش زنان سیستانی در عزاداری محرم وجایگاه محرم در بین زنان سیستانی خاطرنشا کرد: در ماه محرم زنان سیستانی دست از انجام کارهایی مثل حصیربافی و صنایع دستی برمی دارند و بیشتر سعی دارند خود را با ذکر و تسبیح و نماز و روضه خوانی وبرگزاری مراسم رووایی یا ارده که نوعی مرثیه سرایی سوزناک می باشد وشرکت در مجالس عزاداری  مانوس کنندوی افزود:در رووایی(رباعی) زنان سیستانی حتی در مرگ عزیزانشان با اشاره به مصائب خاندان پیامبر وبخصوص حضرت زینب(س) به صاحب عزا تسلی داده ویاد وخاطره شهدای کربلا را گرامی می دارند.

وی در خصوص سایر موارد وآداب ورسوم سیستانیهای گلستان ادامه داد: از جمله آداب و رسوم سیستانیهادر ماه محرم پرهیز از برگزاری آیین ازدواج، جشن تولد و خرید لباس نو است.حتی مردان نیز از اصلاح سروصورت در دهه محرم خودداری می کنند.وی ادامه داد:سیستانیها در دهه اول محرم وبویژه روزهای تاسوعا وعاشورا دست از کار های غیرضروری وحتی در روز نهم ودهم محرم پخت وپز که نیاز به  روشن کردن آتش داشته باشد پرهیز می کنند وبه هیچ وجه تنور را روشن نمی کنند چون بحث تنور خولی و...همیشه سینه عاشقشان را به درد اوره است.سیستانیها در جواب فردی که در روزهای تاسوعا وعاشورا از ایشان درخواست انجام کاری که ضرورت ندارد وحاضر به انجامش به احترام این روزها ندارند ضرب المثلی به کار می برند با این مضمون"در ای روز گرگه وه گله نمزنه"یعنی در این روز گرگ هم به گله نمی زند وبرای شکار نمیره.به نوعی نشان دهنده بزرگ بودن این روز ومصیبت  می باشد..: همچنین علاوه براینکه در بیشتر نقاط سیستان وهمچنین سیستانیهای گلستان ومازندران, زنان ومردان در ماه محرم از اصلاح سر و صورت خود پرهیز می کنند و زنان علاوه بر شرکت در مجالس عمومی حسینه ها، مجالس ویژه ای در منازل خود برگزار و مبلغه هایی که به "روضه خوان " معروفند برای شرکت کنندگان در مراسم سخنرانی و مرثیه سرایی می کنند.

محمدآذری با اشاره به اهمیت جایگاه بزرگان وسالخوردگان در بین سیستانیها وجایگاه انان در هیئت ها ودسته های سینه زنی گفت:در دسته های عزاداری وحسینیه های سیستانیها در استان گلستان ومازندران علاوه برنشان های عمومی عزا وماتم و علامتهای سیاه و سبز و پارچه نوشته ها در صف نخست بزرگان محل وسالخوردگان ومعتمدین وسپس مردان و پسران و کودکان سینه زن و پس از آن زنجیرزنان حرکت می کنند.

محقق فرهنگ عامه سیستانی در گلستان در مورد هزینه های مراسم محرم گفت: در حسینیه سیستانیها ودر بین سیستانیهای گلستان علاوه براینکه غالب لوازم و تجهیزات مورد نیاز تعزیه خوانی از نذورات مردم تهیه می شود؛غذای هیئت ها نیز از طریق همین نذورات وکمک های مردمی تهیه می شود بدین گونه که هر وعده اعم از شام یا نهار بانی دارد که از گذشته های دور مرسوم ومعروف است مثلا در روستای سارلی روز هشتم حاج ابراهیم ناصری ودهم حاج یوسف ابراهیمی ودر مینودشت روز دهم حاج فیض محمد ته کر ویا در گرگان روز ششم طایفه چاری ویا طایفه سراوانی ویا طایفه سندگل خرج می دهند واین از چندین نسل قبل همین جور استمرار داشته است .در بین سیستانیها.اکثرا روز دهم غذاهای نذری مردم را معمولا حلیم سنتی که به آن "قلور" گفته می شود تشکیل میدهد.

محمداذری در خصوص مراسم ویزه شام غریبان گفت: در این شب مردم به مساجد وحسینیه ها می روند و چراغها را خاموش می کنند و در نور شمع به سوگواری می پردازند وبا تشکسل دسته های چندنفره جوانان با خواندن اشعار ومراثی سوزناک لحظات حزن انگیزی را فراهم می اورند که اصطلاحا دل سنگ را خون می کند.

محقق فرهنگ عامه وفولکلوراقوام و سیستانیهای گلستان  با نگاهی به تاریخ عزاداری سنتی در سیستان به برخی آیینهای سنتی از جمله حمل خیمه گاه حسینی و شهدای کربلا و کاروان اسرا خاطرنشان کرد:علاوه برشووی گردانی ویا شبیه خوانی که سیستانیها بسیار اهمیت می دهند موضوع کاروان اسرا و..نیز اهمیت بالایی دارد.محمدآذری افزود:همچنین سقاخوانی اوج ارادت مردم این خطه ر ا به حضرت ابا عبدالله (ع) نشان می دهد بطوری که در این ایام ارادتمندان به امام حسین (ع)در حالی که با یک دست مشک آب و با دست دیگر کاسه ای در دست دارند به یاد تشنه لبان کربلا، عزاداران را سیراب می کنند.وی افزود: برخی از سقاها در گذشته اشعاری نیز در قالب مرثیه سرایی می خواندند.مدیربنیادفرهنگی مذهبی بنیادنیمروزگفت:علاوه بر تعزیه که در هرروز به یکی از یاران سالار شهیدان وشهدای مظلوم کربلا اختصاص دارد از گذشته های دورهر یك از روزهای دهه نخست ماه محرم رانیز به نام و یاد اهل بیت و یاران امام حسین (ع) را گرامی داشته و می دارند.
مثلا روز چهارم محرم كه به عزاداری حر نام گذاری شده مردم همراه با برگزاری مجالس عزا، نذورات خود را نیز در قالب غذاهای گرم تهیه و بین عزداران توزیع می كنند.
روز پنجم به نام فرزندان حضرت زینب (س )، روزهای ششم تا هشتم به یاد حضرت قاسم و حضرت علی اكبر(ع)، نهم به نام حضرت ابوالفضل و دهم به نام و یاد سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین عزاداری می شود

عزاداری تاسوعا و عاشورا كه از بامداد آغاز می شود و تا عصر ادامه دارد هیاتها با حركت از مقابل حسینیه ها و تكایا با نوحه خوانی و سینه زنی به سمت امامزاده ها وگلزار شهدا رفته و در این محل به عزادارای می پردازند.خیل عظیم جمعیت كه یك پارچه سیاه پوش هستند شور خاصی به آیین عزاداری می دهد بیشتر خیابانهای منتهی به امامزاده ها وگلزار شهدا و شهدا گمنام مملو از عزادارانی است كه در دسته های متعدد حركت می كنند.در بیشتر حسینیه ومساجدی که سیستانیها در این استان کثریت ومشارکت دارندمردان و پسران جوان و نوجوان در دسته های سینه زنی و زنجیرزنی و بانوان در پشت هیاتها حركت می كنند.

محقق فرهنگ عامه اقوام گلستان ومدیربنیادنیمروزدر خصوص سایر اداب ورسوم سیستانیها در ماه محرم گفت:یکی از رسوم سیستانیها موضوع چاووشی یا "چه وه شی" است که عموما یکی از پیرمردان یا مداحان با صدای حزن انگیز وزیبا اشعاری در راستای قیام عاشورا را می خواند ومردم وجمعیت را اماده سینه زنی وشروع مراسم می کند ودر اصل نوعی فراخوان برای شروع مراسم است.

وی در خصوص سایر اداب ورسوم سیستانیهای گلستان در ماه محرم با اشاره به روبروشدن دسته های عزاداری وهیئت های مذهبی گفت:در بین سیستانیها مرسوم است که از شب چهارم محرم به بعد از حسینیه سیستانیها دسته عزابه صورت سینه زنی وزنجیرزنی برای عرض تسلیت به مساجد وتکایای دیگر می روند .انچه در این بین خیلی مهم وحزن انگیز است زمان رسیدن دو هیئت ودسته زنجیرزنی به هم است که با حرکت علم دو هیئت به هم سلام داده ومداحان وپیرغلامان با خواندن اشعاری زیبا وحزن الود به صورت  بحث وبیت وپسش وپاسخ ادای احترام کرده وهمچنین به هم دیگر بابت حضور در مجلس عزای حسینی تسلیت می گویند که این صحنه بسیار غم انگیز است که برای مشاهده ابیات واطلاعات بیشتر به سایت بنیادنیمروز وحسینیه سیستانیهای گرگان مراجعه فرمائید.

محمدآذری در خصوص نوع سینه زنی سیستانیها یاداوری کرد:سیستانیها دارای نوع خاصی از سینه زنی هستند که به سینه زنی "شنستکا "یا نشسته یا سه ضرب است که مداح با خواندن اشعار ومراثی معروف به بحرطویل که حاوی اشعار حماسی وزیبا دربزرگی وجنگاوری وحق بودن لشکرفرزند پیامبر(ٌص)ویارانش می باشد ؛در زمان دم نوحه یا واگفت؛سینه زنان  که روی زانو نشته اند به زانو زده و به حالتی که نشان از افسوس وحسرت از شهادت سالار شهیدان(ع) ویاران با وفایش می باشددر اغاز شروع نوحه با کوبیدن دست روی زمین؛به این معنی که عقیده دارند که زمین را به شهادت می گیرند که زمین توشاهد باش که ما عزادار خاندان عصمت وطهارت(ع) هستیم روی کنده زانوبلند شده  وسینه می زنند ودر زمان سینه زنی نیز که به سرعت دستها به سینه کوبیده شده وسراسر شور وشعور می باشد.محقق فرهنگ عامه سیستان افزود:بزرگان حسینیه سیستانیهاازجمله حاج اقای سندزایی وسراوانی با حضور در مساجد وهیئت های سیستانی استان گلستان ضمن اموزش این نوع سینه زنی ونوحه خوانی درپی احیا وتوسعه این سبک سینه زنی سنتی سیستانیها می باشند.وی درپایان از مسولین میراث فرهنگی گلستان ومازندران دعوت کرد که با حضور در حسینیه سیستانیها در گرگان وگنبد وسایرشهرهای استان گلستان ومازندران ومشاهده این اداب ورسوم نسبت به ثبت این مراسم در میراث معنوی وناملموس اقدام نمایند.خداوندبه همگی ما کمک کند عزادار واقعی سالارشهیدان ویاران باوفایش وتسهیل کننده وکمک کننده منتقمش حضرت حجت(عج)باشیم

 

 

 

 

 

 


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: آداب ورسوم محرم در بین سیستانیها ، نوحه زابلی ، نوحه سیستانی ، زنجیرزنی سیستانی ، مدیربنیادنیمروز ،

به بهانه25 اردیبهشت، روزبزرگداشت فردوسی:

جایگاه شاهنامه و شاهنامه خوانی در بین سیستانی ها

golestanema7

سرویس فرهنگی : شاهنامه در واقع از تاریخ ایران جدا شدنی نیست، چرا که در زمره برترین اسناد ایرانیت ماست و شناسنامه ماست که همواره با خود داریم در معیشت و سیاست، در آموزش و تر بیت، در جهانبینی و ذهن و مهمتر از همه در زبان.

به گزارش گلستان ما به نقل از نیلکوه ، از میان طرق مختلف روایت شاهنامه، خواندن شاهنامه و شاهنامه‌خوانی به‌عنوان یک سنت فرهنگی خاص است که به اهداف مختلف در هر دوره‌ای در طبقات مختلف اجتماع وجود داشته است.

شاهنامه‌ی فردوسی هویت ملی ایرانیان را که در خطر نابودی بود، نجات داد و با این کار خود به ایران و ایرانیان خدمتی کرد که تا جهان باقی است، فراموش نمی‌شود.

شاهنامه با بخشیدن زندگی دوباره به زبان فارسی، در آن زمان یگانگی و یکپارچگی کشور ما را حفظ کرد و به سند هویت ملی ما تبدیل شد. به گفته‌ی استاد مینوی، اگر این کار انجام نمی‌شد، پیدا نبود ما اکنون به چه زبانی گفت‌وگو می‌کردیم.

ملتی که پیشینه‌ی کهن تاریخی داشته باشد، گذشته‌های دور خود را با اسطوره بیان می‌کند و این اسطوره‌ها را باگذشت روزگاری دراز به قالب حماسه در می‌آورد. ملت ایران با سرایش شاهنامه‌ی فردوسی، از چنین برکتی برخوردار است.

شاهنامه آیینه‌ی فرهنگ و تمدن و اندیشه‌ی مردمانی است که از زمان های بسیار دور در این کشور می زیسته‌اند و شیوه‌ی زندگی، شکست‌ها و پیروزی‌ها، دلاوری‌ها و قهرمانی‌ها و آرزوهای آن‌ها را بیان می‌کند.

شاهنامه، چه در بخش روزگاران پیش‌ازتاریخ و چه در بخش تاریخی، چه آنگاه که سینه‌به‌سینه نقل می شده و چه آنگاه که به نوشتار در آمده و هم در هزار سال گذشته که به زیور شعر فارسی آراسته‌شده، وظیفه‌ی نگاهبانی هویت ایرانی را به نیکی انجام داده است.

به گفته کارشناسان بنیاد نیمروز کانون فرهیختگان سیستانی: شاهنامه در واقع از تاریخ ایران جداشدنی نیست، چرا که سند ایرانیت ماست و شناسنامه ماست که همواره با خودداریم در معیشت و سیاست، در آموزش و تر بیت، در جهان‌بینی و ذهن و مهم‌تر از همه در زبان.

نقل داستان های کهن و افسانه‌ها و اسطوره‌های ملی در ایران پیشینه‌ای دراز دارد. شاید کهن‌ترین سند در این رابطه مربوط به داستان سوگ سیاوش باشد، که تصویری از آن در نقاشی های دیواری شهر سغدی "پنج کند" در نزدیکی سمرقند باقی‌مانده و قدمت آن ظاهراً به سه قرن پیش از میلاد مسیح می‌رسد.

نظامی در خسرو شیرین هنگام برشمردن سی لحن باربد، نوازنده مشهور دورۀ خسروپرویز، از این سرود یاد می‌کند:

چو زخمه راندی از کین سیاووش پر از خون سیاووشان شدی گوش

(نظامی، 1255، ص 134)

ظاهراً واقعه‌های مشهور دیگری نیز به همین ترتیب بازی یا برپا می شده است، چنانکه نظامی در ادامه به سرود :«کین ایرج» که مطربان ساخته بودند نیز اشاره دارد:

چو کردی کین ایرج را سر آغاز جهان را کین ایرج نو شدی باز

(همان،ص134)

این سنتِ روایت داستان های کهن بنا به گفته مری بویس، ظاهراً در میان گوسانان های اشکانی نیز وجود داشت در شاهنامه نیز به نقل داستان های کهن در زمان پیش از اسلام اشاره شده است؛ وقتی خسرو، پسر هرمز ساسانی، پس از کور شدن پدر به بالین وی می‌آید، هرمز از او می‌خواهد:

« همان نیز داننده مرد کهن که از پادشاهان گزارد سخن

نبشته یکی دفتر آرد مرا بدان درد و سختی سر آرد مرا »

(پادشاهی خسروپرویز،بیت64)

جایی دیگر بهرام چوبین، پس از دعوی شاهی چون بخت را به کام خود می‌بیند، از مطربی می‌خواهد تا داستان هفت‌خوان رستم و نبرد رستم و سهراب را بسراید:

به رامشگری گفت کامروز رود بیارای با پهلوانی سرود

نخواهم جز از نامه هفت‌خوان برین می‌گساران لختی بخوان

(پادشاهی هر مزد،پسر انوشیروان،بیت1762)

در دوره ساسانی به‌رغم ثبت داستان های ملی، نقالی ادامه داشته است. واقعه خوان‌ها در میدان گاه‌ها، به هنگام غروب و شب و نیز وقت استراحت شبانه سپاهیان در حال جنگ برای تحریک روحیۀ آنها داستان های حماسی می خوانده‌اند.

در سیرۀ ابن هشام به نقل قصۀ رستم و اسفندیار، پیش از ظهور اسلام، در کوچه‌بازار مکه، از زبان تاجری اهل حیره اشاره شده است.(یغمایی،بی‌تا ،ص119)

گاهی شاهنامه‌خوانی در برخی خانواده‌ها موروثی بود مانند مقیمای زر کش یا مولانا محمد خورشید اصفهانی. در این دوره‌ها در مناطق دیگر از جمله سیستان نیز شاهنامه‌خوانی رونق داشت.

برخی معتقدند احتمالاً این‌گونه داستان‌ها در اصل از روایت های پارت‌ها و اشکانیان بوده است که در عهد ساسانی رنگ حماسه‌های ساسانی پیداکرده‌اند و با تاریخ گذشتۀ سکائیان سیستان به هم آمیخته‌اند.(زرین‌کوب،1368،529-526)

فردوسی در شاهنامه در ابتدا و اثنای بسیاری از داستان‌ها اشاره می‌کند که آنها را از گفته‌های بزرگان و دهقانان گرفته و به طور خاص از این افراد نام می برد چاچ، آزاد سرو(سیستانی)، شادان برزین، بهرام، ماخ مرزبان این دهقانان به ظن قوی تا دوره مغول وجود داشته اند.

کارشناسان فرهنگ‌عامه بنیاد نیمروز بر اساس همین منابع معتقد هستند که به دلایل مختلف از جمله اینکه بسیاری از اتفاقات شاهنامه که روایت شده است در حوزه جغرافیای و تمدنی یا فرهنگی سیستان و خراسان بوده است و از سویی برجسته‌ترین نمادها و شخصیت های شاهنامه مربوط به سیستان‌هاست بی جانیست که شاهنامه در بین سیستانی‌ها دارای ارج‌وقرب بسیار بوده و هست.

سیستانی‌ها در طول تاریخ بعد از سرایش شاهنامه و بخصوص ازآنجاکه یکی از معدود نفراتی که فردوسی بزرگ را در جمع‌آوری نامه‌های باستان کمک کرده‌اند موبد آتشکده کرکویه سیستان بوده است؛ همواره در انتقال سینه‌به‌سینه شاهنامه تلاش داشته‌اند.

شاهنامه فردوسی در زندگی سیستانی‌ها جاری بوده است و در شب‌های دراز زمستان و همچنین در زمان برداشت گندم و محصول کشاورزی و در جشن های مختلف و مناسبت های عمومی شاهنامه‌خوانی از مهم‌ترین برنامه‌های سیستانی‌ها بوده است.

بر اساس بررسی‌های بنیاد نیمروز و به نقل از بزرگان و سالخوردگان سیستانی؛ شاهنامه‌خوانی از رئوس برنامه‌های چهارشنبه‌سوری، نوروز، شب یلدا، جشن های ملی مثل مهرگان و سده و مسابقات کشتی کج گردان و.. بوده است.

سیستانی‌ها در حوزه فرهنگ دینی و مذهبی با شبیه‌خوانی و تعزیه‌های (تعزیه‌گردانی یا شووی خوانی) پرشور در شهرها و روستاهای منطقه سیستان که برخی از آنها شهرت ملی دارند و در حوزه تاریخ ملی و باستانی با شاهنامه‌خوانی پیوندهای فرهنگی و غنی داشته و دارند شاهنامه در بین سیستانی‌ها نمادِ مبارزه با ظلم و بیداد در تاریخ بشر شده است.

انواع هنرهای نمایشی (شبیه‌خوانی یا تعزیه‌خوانی، شاهنامه‌خوانی، نقالی، لوبتک Lobatak ) می‌توان اذعان داشت که شبیه‌خوانی، نوعی ادای دین و ابراز ارادت به آل علی (ع) است و شاهنامه‌خوانی یادآوری شجاعت‌ها، آمادگی‌ها و برخورد نیروهای متضاد یا آرایه‌ی جنگ و صلح است.

مردم سیستان که در طول تاریخ رشادت‌هایی بی‌نظیر برای حفظ هویت ملی خود نشان داده‌اند و جانبازی‌ها برای وطن عزیزمان ایران کرده‌اند در زمان‌هایی که به مناطق دیگر ایران مثل گلستان و مازندران و..هم مهاجرت کرده‌اند این فرهنگ و آداب‌ورسوم خود را حفظ کرده‌اند و به همین دلیل اکنون شاهنامه‌خوانی در بین سیستانی‌های گلستان رواج دارد و به همت بنیاد نیمروز این سنت دیرینه و دیرپای زابلی های گلستان به‌صورت برنامه‌ریزی و با سازوکار علمی و منسجم تر در دوره‌های زمانی خاص برگزارشده و علاقمندان می‌توانند با مراجعه به تالار گفتگوی نیمرو به آدرس " تالار گفتگوی نیمروز " در جریان این کار فرهنگی قرار بگیرند.

شاهنامه‌خوانی که در زبان سیستانی از آن به " شه نومه خونی" یاد می‌شود به‌صورت محفل های خانوادگی بوده است و مناسب با سبک زندگی و نوع مشاغلی که داشته‌اند در روستاها، کپرها، سازمان های کشاورزی و حتی تختک های دریاچه هامون نیز برگزار می شده است.

در راستای نقش پررنگ شاهنامه در زندگی سیستانی‌ها چه فرهنگ‌عامه و چه زندگی شعرای سیستانی باید ذکر کرد که:

اصطلاح شاهنامه‌خوان ظاهراً نخستین بار در شعر فرخی سیستانی شاعر پرآوازه ایرانی که او را ادبا هم‌طراز سعدی شیرازی دانسته‌اند؛ آمده است:

همه پادشاهان همی زوزنند به شاهی و آزادگی داستان

ز شاهان چنوکس نپرورد چرخ شنید ستم این من ز شنهامه خوان

(فرخی سیستانی، 1355، ص 233)

بادی‌های برنجی نوشته‌های تاریخی و همچنین گفته کارشناسان بنیاد نیمروز کانون فرهیختگان سیستانی در گذشته، در منطقه سیستان حکام و فرمانداران، هرکدام برای خود شاهنامه‌خوان و نقال مخصوص داشتند.

شاهنامه‌خوانی در میان ایل های ایرانی نیز رواج بسیاری داشت به‌ویژه در بین سیتانیان و همچنین ایل لر، شاهنامه در ایام فراغت، به‌عنوان تنها و بهترین وسیله سرگرمی و به هنگام احتمال وقوع یا وقوع تهاجم بیگانگان با عنوان عاملی محکم برای همبستگی ملی و برانگیزاننده احساسات قومی و گسترش روحیه پهلوانی به حساب می‌آمد.

در جنگ های محلی و فرامحلی «شاهنامه خوان» سیستانی و لر یکی از عناصر اصلی نیروهای رزمی بوده است. فردی باسواد، شجاع ... و با صدایی رسا و گیرا بوده، در کنار رزمندگان پیش‌آهنگ، با خواندن اشعار رزمی شاهنامه، آن‌ها را تهییج، تحریک و تشویق به دلاوری می نموده است.

اینها علاوه بر اشتراکات فرهنگی قوی بین سیستانی‌ها و لرها نشان‌دهنده وابستگی های ریشه‌ای و طایفه‌ای و فامیلی بین قوم غیور لر وم ردم شجاع سیستان نیز است.

شاهنامه‌خوانی همواره در منطقه سیستان مورد توجه مردم قرار داشته و در گذشته‌های نه چندان دور، یکی از برنامه‌های مهم محافل مختلف خانوادگی و عمومی بوده است.

قهوه‌خانه‌ها، مجالس شادی و محافل شبانه خانوادگی، آیین های سنتی و برخی جشن های ملی مکان‌های مهم شاهنامه‌خوانی توسط افراد خبره در سیستان و شهر زابل، زاهدان، زهک، هیرمند، هامون، نیمروز و در بین سیستانی‌های گلستان و مازندران و.. است.

نویسنده: محمد آذری


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: فردوسی ، شاهنامه ، شاهنامه فردوسی ، جایگاه شاهنامه در بین سیستانیها ، شاهنامه خوانی ، سیستانیان ،

دنبالک ها: بنیادنیمروز ،


فیلم موسیقی زابلی,دهل وسازسیستانی وبحث بیت سیستانی/گروه موسیقی سنتی سیستانی

دهل وساز زابلی وبحث وبیت زابلی با دهل وساز سیستانی جلوی غرفه بنیادنیمروز کانون فرهیختگان سیستانی وزابلی های گلستان که بی نهایت زیباست ومورد استقبال شدید مردم ومراجعین قرار گرفته است

برای مشاهده کلیک کنید ولذت ببرید


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: lفیلم موسیقی زابلی ، دهل وسازسیستانی وبحث بیت سیستانی/گروه موسیقی سنتی سیستانی ،

دنبالک ها: بنیادنیمروز ،

عکس حصیربافی سیستانی،خلک بافی زابلی،صنایع دستی سیستان/خولک بافی



[ جمعه بیستم دی 1392 ] [ 16:22 ] [ WWW.NIMROOZONLINE.IR/09111772048 ]


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: عکس رقص شمشیرزابلی ، عکس شهرزاهدان کهنه ، زرنج یا شهررستم ،

 سیستان در گذر زمان (زاهدان کهنه)

زاهدان كهنه، ‌این آثار در27 كیلومتری شرق زابل، در بخش پشت آب زابل و حدود 9 كیلومتری شمال تپه شهرستان و در روی بلندی واقع شده است. جی. پی. تیت انگلیسی بر این باور است كه این خرابه ها مربوط به شهر زرنج ( زرنك یا زرنگ) می باشد كه 420 سال پیش از او توسط تیمور لنگ و با توجه به ویرانی بندهای ( سدهای ) سیستان به این صورت درآمده است.


هنری ساوج لندور، جهانگرد باستان شناس و جغرافی دان انگلیسی كه در سال 1901 به سیستان سفر كرده است، شهر زاهدان كهنه را به لندن شرق تشبیه كرده است. در محل زاهدان كهنه و اطراف آن، مجموعه ای از بناها دوران اسلامی وجود دارد كه یكی از این مجموعه ها در فاصله 250 متری شمال شرقی ارگ زاهدان كهنه قرار دارد. از شهر زاهدان کهنه امروزه فقط برج و باروی آن و قلعه تیمور باقی مانده است.


زاهدان كهنه (دومین پایتخت سیستان در دوران اسلامی )


بقایای این شهر از پنج بخش مجزا به نامهای قلعه، ارگ اول، ارگ دوم، شارستان و ربض تشكیل شده است.


غیر از ربض شهر كه فاقد حصار است، هر یك از دیگر بخش های این محوطه عظیم با حصاری قطور و برج های مستحكم خشتی محصور شده اند، زاهدان كهنه یكی از بزرگترین شهرهای ایران در سده های میانه اسلامی است كه فقط وسعت مجموعه قلعه، ارگ و شارستان محصور آن به حدود 272/248/3 مترمربع ( معادل 325 هكتار )‌می رسد.


نام اصلی این محوطه باستانی، شهر سیستان بوده است وزاهدان نامی است كه بعد از حمله امیر تیمور گوركانی به خرابه های این شهر تاریخی داده شده است هنگامی كه امیر تیمور شهر سیستان را كه دارالحكومه بوده است تصرف كرد، مطابق عادت خویش هنرمندان، دانشمندان، صنعتگران، عرفا، و زهاد بزرگوار سیستان از این بخشش مشروط تیمور استقبال نكردند و مردن در زادگاه خویش را به رفتن در سرزمین دشمن ترجیح دادند تیمور كه این جسارت و سرسختی را دید برآشفت و دستور داد همه آن چهل و چهار تن را از دم تیغ گذرانده و در یك گور دسته جمعی دفن كنند. از آن پس تاكنون مردم سیستان به پاس احترامی كه برای آن چهل و چهار پیر قایل بودند نام این شهر را كه مدفن آن بزرگواران بود، زاهدان گذاشتند.


زاهدان كهنه یا شهر سیستان در اوایل قرن پنجم هجری قمری و پس از آن كه شهر زرنگ اعتبار سیاسی و نقش مركزی خود را از دست داد بنیاد نهاده شد و تا سده نهم هجری قمری نیز هم چنان و بدون وقفه دارالحكومه سیستان بوده است. این شهر با حمله تیمور گوركانی در سال 785 ه. ق به شدت تخریب شد و سپس با حمله شاهرخ تیموری در سال 811 ه. ق كه با خرابی سدهای سیستان همراه بود به تباهی كشیده شد و از آن پس نیز برای همیشه در بستر تاریخ خفته ماند.


دروازه معروف به بختیاری در روی دیواره شمال شرقی قلعه بنا شده بود. در كنار ارگ زاهدان كهنه یك مجموعه آرامگاهی به نام چهل پیر یا چهل و چهار پیر دیده می شود که بنا بر روایات این مردان خدا توسط تیمور لنگ گردن زده شده اند. در زاهدان كهنه و مناطق اطراف آن مجموعه بناها و ساختمانهای بسیاری از دوران اسلامی وجود دارند یكی از این مجموعه ها در فاصله ای حدود 250 متری جبهه شمالشرقی و جنوبغربی این بنا كه ضخامت آنها به 120 تا 150 سانتی متر می رسد بهتر از دیوارهای سایر جبهه ها كه در جهت وزش باد قرار داشته اند باقی مانده اند در مركز حیاط محصور این قلعه باقی مانده های بنای بزرگ این ساختمان نشان می دهد كه این بنا احتمال بسیار زیاد در محل سكونت امیر و حاكم منطقه بوده است وضعیت موجود ساختمان همچنین نشان دهنده این نكته است كه در ورودی اصلی آن در جبهه شرقی و در جایی قرار داشته است كه توده های ضخیم باقی مانده خشت و گل و چینه نشانی از وجود پلكانی است كه این در را به داخل تالار متصل می كرده است. در پشت دیوار تالار مركزی بقایای ساختمان دیگری وجود دارد كه حاكی از وجود پلكان دیگری این بار برای رفتن به پشت بام و یا طبقه دوم احتمالی بنا بوده است. خشتهای استفاده شده در این جا قدری كوچكتر از خشتهای ارگ زاهدان كهنه به اندازه 25*5/1*7 سانتی متر و نیز 25*25*7 سانتی متر بوده است تعداد دیگری از بناها و آثار ساختمانی نیز در همین جا دیده می شوند كه احتمالا برای انجام خدمات جانبی دربار حاكم وقت بنا شده اند.


یكی از آنها ساختمانی بزرگ در كنار دیوار جنوبغربی است كه دارای نقشه ای شبیه ساختمان مركزی قلعه است در بخش شمالغربی این بنا و یا مقداری فاصله از آن باقی مانده های دو بنای دیگر دیده می شوند كه اهالی یكی از آنها را یخدان و دیگری را مسجد محل می دانند در ساختمان منتسب به مسجد بقایای محراب كه به طرف قبله بوده است تا زمان بازدید انشتین وجود داشته است در جهت شمال غربی زاهدان كهنه و در طول همان لبه گلی تراس بلندی كه به شهر دوران اسلامی اخیر زاهدان كهنه در روی آن بنا شده است آثار یك آبراهه قدیمی دیده می شود و مقدار قابل توجهی سفال از نوع سفالهای لعاب دار دوران اسلامی زاهدان كهنه در سطوح مختلف آن پراكنده است. میل قاسم آباد در طول همین راه واقع شده است این مناره در زمان بازدید انشتین ارتفاعی برابر 70 فوت داشته است این بنا با آجرهایی به اندازه 35*20*5 سانتی متر ساخته شده و قطر پایه آن حدود 18 متر بوده است.


این آثار درحدود 9 كیلومتری شمالغربی تپه شهرستان و روی بلندیهای بین رود ناصر و رود پریان واقع شده اند شهر زاهدان كهنه توسط تیمور لنگ و پس از خرابی بندها و سدهای موجود در روی رودخانه ویران شده است. دیوار و حصار خارجی قلعه حدود دو كیلومتر و حداكثر پهنای آن بین 1 تا 5/1 كیلومتر است. سالمترین و كاملترین بخشهای باقی مانده این شهر قدیمی قلعه آن است قلعه مزبور مركب است از بنایی چند ضلعی با برجهای نیم دایره و دو دایره خارجی با خشت خام ساخته شده اند در میان این خشتها ردیف آجرها نیز دیده می شود اما وزش شدید باد منجر به فرسایش شدید دیوارهای موجود شده است آثار بناهای بزرگ و حجیم در خارج از ساختمان قلعه دیده نمی شود و بجای آن مجموعه بناهای كوچكی در این بخشها دیده می شوند كه براساس آثار و شواهد موجود بناهای خدماتی قلعه بوده اند.


گردآورنده: دکتر محمدعلی رئوفی


بناهایی برای گاهشماری/رصدخانه نیمروزسیستان ونیاسرکاشان،نقش رستم و..عبادتگاه مذهبی یا رصدخانه؟

بناهایی برای گاهشماری

مریم ایزدی

کارشناس ارشد معماری در استرالیا

از شناخته شده*ترین بناهای گاهشماری در جهان می*توان به استون هنج در جنوب انگلستان اشاره کرد که قدمت آن به دو تا سه هزار سال پیش از میلاد باز می*گردد. این بنا که نوعی "سنگ افراشت" محسوب می شود ابزاری برای زاویه سنجی بوده و جهت مشاهده تغییرات خورشید مورد استفاده قرار می*گرفته است

گاهشمار میلادی اکنون به تقویم معیار و مرجع برای تقریباً همه جهان بدل شده و کشورهایی چون ایران و افغانستان و عربستان سعودی که تقویم خاص خود را دارند همچون استثنا بر اصل شده اند.

با این حال، تقویم خورشیدی ایرانی که در افغانستان نیز رواج و رسمیت دارد، دقیق*ترین گاهشمار در جهان محسوب می*شود و دقت بالای آن و شروع سال نو در لحظه دقیق شروع اعتدال بهاری، حال و هوایی به جشن سال نو ایرانی می*دهد که مشابه آن را در جشن سال نو فرهنگ*ها و ملت*های دیگر نمی*توان یافت.

فضا،
فن*آوری

این تقویم در مسیر تحول گاهشماری ایران و در قرن پنجم هجری بود که به دست گروهی از ریاضی*دانان و در رأس آنان، عمر خیام به دقت کنونی رسید و به نام تقویم جلالی به ثبت رسید. از آن زمان تاکنون نیز جایگاه دقیق*ترین گاهشمار جهان را حفظ کرده است.

این ریاضی*دانان در واقع کوشیدند گاهشماری باستانی ایران را احیا کنند که پس از اسلام جای خود را به تقویم هجری قمری اعراب داده بود.

در گاهشماری باستانی ایران همواره تلاش بر آن بود که مبدأ سال، آغاز اعتدال بهاری باشد اما اغلب به دلیل نادیده گرفتن یا اشتباه در محاسبه کبیسه به مرور زمان دچار بی نظمی می*شدند و پس از مدتی مشخص می*شد که آغاز سال جدید منطبق با شروع اعتدال بهاری نیست. اضافه کردن یک ماه در هر ۱۲۰ سال در دوره ای از تاریخ ایران باستان تلاشی بود تا با این کبیسه، نظم مورد نیاز برقرار شود.

در سیر تحول تقویم ایرانی، از جمله ابزارهایی که برای گاهشماری به کار می*رفت، بناهایی بود برای رصد و تشخیص وضع خورشید و سیارات و ستارگان ساخته می*شد.
سنگ افراشت*ها
نقش رستم، شیراز

حکاکی*ها، آرامگاه*ها و بنای مکعبی شکل در مجموعه نقش رستم در استان فارس که قدمت آن به دوران هخامنشیان باز می*گردد

از شناخته شده*ترین این بناها در جهان می*توان به استون هنج در جنوب انگلستان اشاره کرد که قدمت آن به دو تا سه هزار سال پیش از میلاد باز می*گردد. این بنا که نوعی "سنگ افراشت" محسوب می شود ابزاری برای زاویه سنجی بوده و جهت مشاهده تغییرات خورشید مورد استفاده قرار می*گرفت.

بسیاری از باستانشناسان سنگ افراشتها را قدیمی*ترین رصد خانه های دنیا می*دانند. در ایران نیز سنگ افراشتهایی در آذربایجان و دامنه کوه سبلان وجود دارد و با وجود آنکه نظریه ای قطعی در مورد کاربرد آن ابراز نشده اما به نظر می*رسد که باید کاربردی مشابه با مجموعه*هایی مانند "استون هنج" داشته باشد.

درآمریکای مرکزی و جنوبی که خاستگاه تمدن مایاها و اینکاها بوده نیز آثار زیادی از بناهای نجومی کشف شده است. فرم، چیدمان و زاویه استقرار این سنگ افراشتها و سایر بناهای مشابه روی زمین به گونه ای بود که در زمان دقیق وقوع انقلابها (انقلاب زمستانی و تابستانی)، خورشید یا سایر اجرام آسمانی در وضعیتی خاص نسبت به آنها قرار می*گرفتند.

ایرانیان از پیشرفته*ترین ملل در زمینه نجوم و رصد ستارگان و ثبت تقویم بوده اند. تقویم خورشیدی در ایران قدمتی دیرینه دارد و سال ۳۶۵ روزه به روزگاران پیش از زرتشت باز می*گردد. قدرت حکومت مرکزی در دوران هخامنشی زمینه ساز توسعه فعالیت در عرصه ستاره شناسی شد. کاربرد این دانش در دریانوردی موجب پیشرفت بیشتر آن گردید.

از دستاوردهای این دوره محاسبه طول سال و نظام کبیسه کردن سال بوده. طول سال محاسبه شده در این دوره با آنچه امروزه مورد استفاده قرار می گیرد تنها چند دقیقه خطا دارد. در تخت جمشید تخته سنگی به شکل مکعب وجود دارد که روی آن یک دایره و سه خط دیده می شود. این سنگ برای تشخیص آغاز فصول اعتدالی بکار می*رفت.

بنای نقش رستم (در استان فارس) از جمله بناهای دوره هخامنشی است که در مورد کاربرد آن نظریه های متفاوتی بیان شده اما یکی از مستدل*ترین این دیدگاهها کاربرد آن در گاهشماری بوده است. دلایلی وجود دارد که نشان می*دهد نقش رستم، زمان سنجی خورشیدی و برای استخراج تقویم و تشخیص روزهای اول هر سال خورشیدی و انقلابهای تابستانی و زمستانی و اعتدالهای بهاری و پاییزی و سایر رویدادهای مرتبط با سال نگاری مورد استفاده قرار می*گرفت.

زاویه چرخش و استقرار این بنا و همچنین ارتفاع و تعداد پلکان آن به گونه ای است که اگر به شکلی غیر از حالت فعلی ساخته می شد هیچیک از محاسبات خورشیدی به وسیله آن ممکن نبود. بررسی این بنا نشان می دهد دانشمندان ایرانی در آن دوران نه تنها به نحوه حرکت خورشید آشنایی کامل داشتند بلکه پدیده هایی مانند خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی را نیز پیش بینی می کردند.
عبادتگاه*ها و گاهشماری
آتشکده نیاسر

آتشکده نیاسر: نحوه ساخت آن به شکلی بوده که امتداد پرتوی خورشید در لحظه آغاز هر فصل در راستای اتصال ستونهای مشخصی از آن مشاهده می*شود

علاوه بر ساختمانهای حکومتی، برخی بناهای مذهبی نیز بودند که در کنار استفاده آیینی، کار نجومی نیز بصورت محدود در آنها صورت می*گرفت. برای مثال می*توان به تعدادی از آتشکده*های زرتشتی اشاره کرد که روی ارتفاعات احداث شده اند. باستانشناسان معتقدند فرم چهارطاقی تعدادی از آتشکده های دوران زرتشتی به دلیل کاربرد تقویمی آنها بوده است.

آتشکده نیاسر نمونه ای از این ابنیه بوده که تا به امروز باقی مانده است. نحوه ساخت آن به شکلی بوده که امتداد پرتوی خورشید در لحظه آغاز هر فصل در راستای اتصال ستونهای مشخصی از آن مشاهده می*شود. از نمونه*های دیگر چنین آتشکده*هایی چهارطاقی جره در اطراف کازرون است.

رصدخانه نیمروز در زابل امروزی را می توان ازکهن*ترین رصدخانه*های دنیای کهن دانست. رصدخانه نیمروز و شهر زابل روی مدار نصف النهار مبداء باستانی واقع شده بودند و دنیای شناخته شده تا آن زمان را به دو بخش مساوی تقسیم می*کرد. یعنی هنگامی که ظهر در سرزمین نیمروز یا سیستان امروز فرا می رسید سایر بخش*های دنیا در شرق و غرب آن روزه بوده و به همین دلیل نام نیمروز به آن منطقه اطلاق می شد. بعدها و پس از چندین جابجایی، مداری که شهر گرینویچ انگلستان روی آن واقع شده به عنوان نصف النهار مبدأ در نظر گرفته شد.

تشخیص دقیق فصول و بررسی دامنه آب و هوایی در برنامه ریزی برای کشاورزی امر مهمی محسوب می*شود. ایران نیز سرزمینی با تنوع اقلیمی و امکان کشت گونه های متنوعی از گیاهان بوده که در آن کشاورزی رکن اصلی در برنامه ریزی کشور به حساب می آمد. شاید به همین دلیل بود که دانشمندان تقویم نگار در طول تاریخ همواره بخوبی مورد حمایت حکام قرار می گرفتند. دستیابی به دقیق ترین تقویم شکلی از تلاش برای اثبات توسعه یافتگی در علوم و نوعی از پیشرفت در دنیای کهن به حساب می آمد.


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: رصدخانه نیمروز ، دهانه غلامان ،


خدایی چه کار دیگری می تونیم که اینجوری در حلقه اشتیاق هموطنان وگردشگران و..قرار بگیرد؟ باید بیشتر برنامه ریزی کنیم

گروه موسیقی سیستانی نیمروز در جلوی هتل هدیش شیراز
گروه نیمروز قبل از اجرای موسیقی در شیراز روز دوم سفر
طنین موسیقی سیستانی در شیراز
رقص سیستانی در جمع مشتاقان شهر راز شیراز




بروبچه های گروه موسیقی سیستانی نیمروز واعضای بنیادنیمروز در شهر شیراز وجشنواره جهانی نوروز در حلقه شادی مردم شیراز وتوریست ها و...هر کجا صدای دهل وساز زابلی بلند شود دیگر نمیشود جمعیت را کنترل کرد از همشهریهای سیستانی های شیراز گرفته تا..که هم تشویق می کنند وهم خواهان اجرای رقص سنتی دوچوبه وچوب بازی با اعضای گروه هستند عکس های زیر متعلق به اجرای گروه موسیقی نیمروز در جلوی مقبره حضرت حافظ است/لذت ببرید وافتخار کنید





عکس هایی از حضور گروه موسیقی سیستانی نیمروز وبنیادنیمروز در تخت جمشید واجرای موسیقی سیستانی در لحظه سال تحویل واستقبال بی نظیر صدها نفری از اجرای موسیقی سیستانی




سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: آخرین عکس ها از سفر شیراز گروه موسیقی سیستانی نیمروز(جشنواره جهانی نوروز در شیراز پایتخت تمدنی ایران) ،

دنبالک ها: بنیادنیمروز ،

کودکان سیستانی,عکس کودک سیستانی/عکس کودکان زابلی,کودکی از سیستانیهای گلستان

عکس کودک سیستانی,کودکان زابلی وکودکان سیستانی که به دنبال احیای سنت های سیستان وسیستانیان وآداب ورسوم سیستانیها هستند عکس هایی که براتون گذاشتم متعلق به کودکان سیستانی وبخصوص سیستانیهای گلستان است که برای پوشش سیستانی ولباس سیستانی اهمیت قائل هستند.لباس چل تریزه یکی از انواع پوشش سیستانی ولباس سیستانی می باشد
کودک سیستانی در ارگ کریم خانی
کودک سیستانی در حال اجرای رقص شمشیرزابلی
کودکان سیستانی در لباس سیستانی بنام چل تریزه در تخت جمشید




سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: کودکان سیستانی ، عکس کودک سیستانی/عکس کودکان زابلی ، کودکی از سیستانیهای گلستان ،

دنبالک ها: بنیادنیمروز ،

مقاله استادجواداویسی در خصوص جشن باستانی سده در شعر حکیم فرخی سیستانی(نشریه فرهنگی ارسال شده توسط استادناصرپودینه بزرگوار)

برای مشاهده کلیک کنید


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: مقاله استادجواداویسی در خصوص جشن باستانی سده در شعر حکیم فرخی سیستانی ،

دنبالک ها: بنیادنیمروز ،

دانلود مقاله گورستان شهرسوخته زابل


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: دانلود مقاله گورستان شهرسوخته زابل ،

دانلود مقاله نقش سیستان وسیستانیها در استقلال ایران عزیزفایل پی دی اف


روشهای شکارپرندگان اثر اوخشیا فایل وورد


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: پرندگان زابل ، روش شکارپرندگان ، دریاچه هامون زاب ،

دنبالک ها: بنیادنیمروز ،


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: شگفتیهای سیستان ، افتخارات زابل ، شهرسوخته ،

دنبالک ها: بنیادنیمروز ،

درود بر همه/ این هم لینک دانلود یک برنامه رادیویی که از رادیو گلستان ورادیو فرهنگ پخش شده است. درباره موسیقی سیستانی-با کمک گروه موسیقی سیستانی نیمروز/فایل برای موبایل

موسیقی زابلی/کلیک کن-بخش اول

این هم لینک دانلود بخش دوم(این برنامه چندهفته پخش شده است


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: موسیقی زابلی ، موسیقی سیستانی ، دانلود موسیقی زابلی ، گروه موسیقی نیمروز در رادیو ،

دنبالک ها: بنیادنیمروز ،

این عکس بخش کوچکی از خدمات مدیران بنیادنیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی را نشان می دهد((وقتی محمدآذری به معاون رئیس جمهور واستاندار اعتراض می کند که چرا در غرفه بنیادنیمروز وسیستانیهای گلستان درنگ نداشتند وبه بهانه شلوغی وکمبود وقت سریع گذشتند که مدیرکل میراث فرهنگی استان با بوسیدن ایشان از وی دلجویی می کند))

گوشه ای از استقبال مردم از صنایع دستی سیستانی در غرفه بنیادنیمروز در جشنواره بین المللی فرهنگ اقوام سال1392


حضور حاج اقای سندزائی به نمایندگی از هیئت امنای حسینیه سیستانیها وبزرگان سیستانیهای گلستان در غرفه بنیادنیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی در زمان اهدای کادوی تهیه شده توسط محمداذری برای زحمتکشان غرفه وگروه موسیقی نیمروز





- - - Updated - - -

برای نمایش در سایز اصلی بر روی نوشته كلیك كنید ، مشخصات تصویر هست 882 در496 پیكسل .


- - - Updated - - -



محمداذری از اعضای بنیادنیمروز در حال گفتگو با دکتر نجفی معاون رئیس جمهور وریاست سازمان میراث فرهنگی وگردشگری درخصوص مشکلت فرهنگی وبیان بخش هایی از فرهنگ سیستانیهای گلستان

سرکارخانم ابشناس وجناب عالی(همسرخانم ابشناس) وخانم یزداندوست و...در بازدید از غرفه بنیادنیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: عکس غرفه بنیادنیمروز ، جشنواره اقوام92 ،

دنبالک ها: بنیادنیمروز ،

تعداد کل صفحات: 9 1 2 3 4 5 6 7 ...