تبلیغات
سیستانیها,سیستانیهای گلستان,بنیادنیمروز09360876222سیستانی ها,سیستانیهای رامیان,سیستانیهای فندرسک,سیستانیهای خان ببین,سیستانیهای گرگان,سیستانیهای گنبد,سیستانیهای فاضل آباد,سیستانیهای کردکوی,سیستانیهای وشمگیر؛سیستانیهای خراسان,سیستانیهای تهران,سیستانیهای کرج,سیستانیهای مشهد,سیستانیهای سمنان,سیستانیهای اصفهان,سیستانیهای شاهین شهر,سیستانیهای نگین شهر؛سیستانیهای بندرگز,سیستانیهای دلند,بنیادنیمروز؛دهل وساز,دانلودموسیقی سیستانی,گروه موسیقی سیستانی,سیستانی ها,سیستانیان,زابلیهای گلستان,زابلی های گرگان,زابلی های گنبد,زابلیهای شمال,سیستانیهای شمال,محمدآذری,نیمروزانلاینکودکان سیستانی,کودک سیستانی,زنان سیستانی,زنان زابلی,زنان زابل,دختران سیستانی,پسران سیستانی,بازیهای سنتی سیستانی,ضرب المثل سیستانی,چیستان سیستانی,بحث وبیت,لبتک سیستانی,بازیهای کودکان سیستانی,بانوان سیستانی,فرهنگیان سیستانی,پزشکان سیستانی,طوایف سیستان وبلوچستان,طایفه جهانتیغ,طایفه خمر,طایفه بزی,طایفه شیخ ویسی,طایفه میر,طایفه کیخا؛طایفه سنچولی,طایفه رمرودی,طایفه صیادی,طایفه فراهی,طایفه چاری,طایفه شیبک,طایفه سراوانی,طایفه کریم کشته,طایفه بارانی,طایفه براهویی,طایفه چشک,طایفه گزمه,طایفه نخعی,طایفه صیادی,طایفه اربابی,طایفه کلبعلی,طایفه نخعی,طایفه پنجه کوبی,طایفه گرگیج؛طایفه شه بخش,طایفه قروتخوار,طایفه گمشاد,طایفه صفرزائی؛طایفه سندگل,طایفه هیبتی,طایفه بامری,طایفه پودینه,طایفه سندگل,طایفه شیخ,طایفه سلیمانی,طایفه بارانی,طایفه پهلوان,طایفه سرحدی,طایفه رمرودی,طایفه شوردی,طایفه ریگی,طایفه نارویی؛طایفه سارانی,طایفه بندانی,طایفه آبیل,طایفه شیرزائی؛طایفه طاهری,طایفه تاکر؛طایفه احمدی,طایفه شهلی بر,طایفه جر,طایفه سنجرانی,طایفه کده ای,طایفه جهانی,طایفه دشتی زاده,طایفه عنایت؛طایفه میرعنایت,طایفه میر,طایفه سنجرانی,طایفه قلجائی

یعقوب لیث سیستانی؛عکس یعقوب لیث سیستانی
یعقوب لیث سیستانی نجات بخش زبان فارسی.پس از تسلط اعراب که ایرانیان اجازه نوشتن به پارسی نداشتند وقتی یعقوب به قدرت رسید دستور داد زین پس باید زبان پارسی زبان رسمی باشد

عکس یعقوب لیث سیستانی ,عکس آرامگاه یعقوب لیث سیستانی در اهواز




سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: سیستانیان ، سیستانیها ، عکس سیستان ، یعقوب لیث سیستانی؛آرامگاه یعقوب لیث سیستانی ، یعقوب لیث صفاری؛نیمروز؛گلستان؛سیستانیهای گلستان ،

دنبالک ها: بنیادنیمروز ،

سیستانیان,گوشه ای ازافتخارات سیستان وسیستانیها


سیستان، به منطقه وسیعی گفته می شود که در حال حاضر بخش هایی از آن در ایران و افغانستان واقع می باشد. در ایران، این منطقه به قسمت شمالی استان سیستان و بلوچستان اطلاق می گردد که شهرستان های زابل، زهک و هیرمندو... در آن واقع می باشند.این منطقه، طی قرون و اعصار، مایه افتخار ایرانیان و مسلمانان بوده است که فرازی از این افتخارات عبارتند از:

1- قرآن قدس : یكی از بزرگترین افتخارات سیستان آن است كه اولین خاستگاه

ترجمه قرآن كریم به گویش سیستانی و با واژگان سیستانی است این قرآن كه به خط كوفی نوشته شده از آن رو بسیار ارزنده است كه بر گردان دری كهن و سنجیده‌ای دارد . مختصات و دستور قرآن قدس مربوط به حوزه سیستان و به شیوه تركیبات و جملات نوشتاری تاریخ سیستان ، احیاالملوك و فرهنگ مهذب‌الاسماء است كه نویسندگان هر سه كتاب بی‌تردید سیستانی بوده‌اند؛ و این افتخار بر سیستانیان مبارك باد كه یكی از اولین برگردان‌های قرآن كریم به گویش سیستانی بوده است .وهمچنین اولین قران خطی به سفارش یک سیستانی(ازفرزندان صفاری) درازای صدهاسکه طلا داده شد

2- حضرت نوح (ع) در این سرزمین دو ركعت نماز خوانده و در حق مردمش دعا كرده است. ( احیا‌الملوك )

3- سلیمان نبی(ع) باد را فرمود او را گرد جهان بگرداند و گفت مرا در معتدل‌ترین جا فرود بیاور . پس باد اور را به سیستان فرود آورد . آنجا چاشت خورد و گفت اینجا خوشتر است. ( تاریخ سیستان )

4- زرنج بزرگترین شهر ایران كه بعد از اسلام در نیمه دوم قرن دوم به پایتختی

یعقوب لیث انتخاب شد .((سیستان دردوره پیشدادیان وکیانیان وصفاریان برای


چندین قرن پایتخت ایران بزرگ بوده است ولی متاسفانه درکتب درسی ذکری نشده درحالیکه درمتون تاریخی به کرات ذکرشده است))

5- اولین پهلوان حماسی ایران و پاسدار فرهنگ و رادمردی ایرانیان ، رستم

زال فرزند نریمان در شاهنامه فردوسی از سیستان گزینه شده است .وبخش اعظم شاهنامه به سیستان ودلاوران ان می پردازد

6- نخستین امیر ایران پس از اسلام و احیاگر زبان و ادبیات و استقلال ایران ،

یعقوب لیث صفاری از سیستان برخاسته است .اوکه پس ازچندقرن که ایرانبها

اجازه نوشتن به فارسی نداشتنددستورنگارش به پارسی راصادرکرد.

7- از اولین زنان محدثه صدر اسلام « ام سلمه سجستانی‌» نوه ابی داود سجستانی صاحب كتاب‌السنن سیستانی است .

8- مولد و خاستگاه ابوسلیمان سجستانی فیلسوف سده چهارم هجری و از مفاخر

ایران و جهان در انتشار میراث فرهنگ اسلامی سیستان است .

9- بزرگترین افتخار و زیور سیستان آن است كه مردمانش از ابتدا تا به هنگام طلوع دین احمدی به طریق آدم (ع) موحد و یكتاپرست بوده‌اند و اینك نیز نام زیبای دارلولایه را بر پیشانی افتخارات خویش دارد .

10- ابویعقوب سجستانی نویسنده كهن‌ترین كتاب نثر فارسی یعنی

(( كشف‌المحجوب))‌زاده سیستان است .

11- هریز ابن عبداله سجزی از اولین فقهای جهان تشیع و از شاگردان خاص امام جعفر صادق (ع) برخاسته از سیستان است .

12- خلف ابن احمد صفاری نخستین كسی كه به دستور وی در قبال یكصد هزار سكه زر قرآن خطی نوشته و طراحی شده ، زاده همین سرزمین ولاثی است .

13- محمد ابن وصیف سگزی اولین شاعر شعر مكتوب فارسی در نیمه اول قرن

سوم هجری و پایه‌گزار شعر فارسی دری از مفاخر سیستان عزیز  است .

14- اولین قوانین بیمه‌های اجتماعی رایگان در ایران توسط یعقوب لیث نوشته شده است .

15- اولین آسیاب‌های بادی جهان اختراع سیستانیان است.

16- اختراع خط معقلی در قرن اول هجری به ابراهیم سیستانی و اختراع خط

جلیلی در اوایل اسلام به یوسف سیستانی نسبت داده شده است .

17- خواجه معین‌الدین محمد ابن حسن سجزی سر سلسله چشتیه اجمیر هند از معارف و صاحبان كرامت و خوارق از افتخارات همین حوزه معنویت است .

18- سیستان اولین سرزمینی است كه مدینه‌العذارء نام گرفت و دروازهایش به روی هیچ بیگانه‌ای گشوده نشد .

19- اولین دانشمندی كه اسطرلاب زورقی را اختراع و زیج مامونی را بنیاد كرد

استاد ابوسعید سجزی ریاضی‌دان و منجم معروف جهان سیستانی است .

20-
سیستان اولین و تنها سرزمینی است كه كوروش هخامنشی به مردمانش لقب

انصار داد .
21- اولین تصاویر انیمیشن جهان یا تصاویر متحرك سینما در شهر سوخته سیستان

و روی سفالینه‌ای رنگی در سالهای اخیر پیدا شده است .

22- بنا به نقل اصطخری نویسنده مسالك و ممالك مسجد سیستان از آبادترین

مساجد در همه خراسان و ماورالنهر بوده است .

  23- بنا به نوشته كتاب ارجمند معجم‌البلدان در جهان بازاریانی  درستكارتر و

كم نیرنگ‌تر از سیستان نتوان یافت .

24- سیستانیان در دورانی كه ایران زیرسلطه مغولان بود موفق شدند در دورترین ناحیه هند یعنی بنگلادش امروزی حكومت مستقلی را به وجود آورند و بنیان‌گذار بنگلادش شدند ( از كتاب عیاران‌سیستان)

25- بزرگترین شهر قبل از میلاد و پرجمعیت‌ترین شهر دوران مفرع شهر سوخته

واقع در 55 كیلومتری زابل و زاهدان بوده است .

26- سیستان جاثی است كه توانست تا قرنها خصلت مردپروری خود را حفظ كند



و در سده‌های تاریخ عیاران و جوانمردانی چون یعقوب لیث بپروراند از كهن‌ترین

و پایدارترین رسوم و آئین‌های این جوانمردان حق نان و نمك یا به عبارت دیگ

مهر نان و نمك است ( نقل از آداب پهلوانی نوشته محمدمهدی ماذن جامی )

27- اولین كوره‌های ذوب فلزات جهان در سیستان یافت گردیده است .

28- شخصیت‌هایی چون خلیل بن احمد سجستانی در فقه، ابوحاتم سجستانی در

حدیث ، یحیی بن عمار سجستانی در حدیث ، یحیی بن عمار سجستانی در فقه و

شاعران نامداری كه به زبان عربی شعر گفته‌اند مانند: ابونصر فراهی ، ابوالفتح

بستی ، ابوالفرج رونی ، منجنیك سجستانی و دهها نام دیگر كه در تذكره

خیرالبیان آمده ، سیستانی بوده‌اند .

29- اولین جوانان انقلابی پیرو خط امام كه قبل از انقلاب اسلامی به دست ایادی رژیم پهلوی تیرباران شده‌اند كسانی چون محمود پهلوان و محمدعلی باقری و ... از سیستان بر خاسته‌اند .

30- جمعی از بهترین خط شكنان جبهه‌های 8 سال دفاع مقدس فرمانده‌هان

رزمندگان شهدا و ایثارگران از سیستان بوده‌اند .

شخصیت‌هایی چون شهید حاج قاسم میر ، میرحسینی ، شهید حسن

هراتی‌اسكندری، شهید عیسی خدری، شهید حسین عالی، شهیدان میرزایی،

شهیدان بشارتی، شهید خسروی و ... به ویژه شهید والامقام 7 تیر 1360 و رهب

ر انقلابیون سیستان، حضرت حجت‌‌الاسلام والمسلمین سید محمدتقی

حسینی‌طباطبایی از مفاخر این قطعه از پیكر بهشتی میهن هستند .

31- علاقه دیرین این مردم دلاور و مؤمن به اسلام و انقلاب و نظام جمهوری

اسلامی موجب شده است كه همه علاقمندان و دوستداران عزت انقلاب به مسائل

مردم سیستان علاقمند باشند. سابقه تاریخی این شهر و منطقه بسیار دیرینی است

و نشان از عمق فرهنگ و آگاهی و معرفت مردم منطقه سیستان دارد .

32- یازدهمین جایی كه اهورامزدا آنجا را بیافرید « در متون زردشتی

» ( سیستان و بلوچستان سرزمین نژاده ، مردمان سخت‌كوش ، اقبال یغمائی انتشارات فرهنگ هنر )

33- دریاچه كیانسه ( هامون اولین جایی كه از زردشت سه تخم یادگار مانده و

سوشیاستها ( نجات دهندگان ) از آن برخواهند خا ست . ( كیانیان ذبیح اله صفا )درسیستان قراردارد

34- اولین مردمی كه در برابر تیمور لنگ نام ایران بر زبان راندند ( كتاب منم

تیمور جهان گشا مارسل بریون ترجمه محمود عرفان )وتیموردرسیستان لنگ

ومجروح شدولی هیچگاه جرات انتقام گیری نداشت درحالی که اوبسیارخون

ریزبودوبخش بزرگی ازجهان آنروزها راگرفته بود

35- نامهای « مدینه‌العذرا ، دارالولایه ، دارالعلم ، دارالزهد ، دارالعباد و

....» از دیگر نامهای سیستان بعد از اسلام است . ( كتاب تاریخ سیستان ،

تاریخ‌البلدان یعقوبی ، احیاالملوك ، معجم‌‌البلدان ، روضات‌الجنان )

36- اولین مردمی كه در سی هجری سپاه اسلام را سپاه خدا خواندند و حاض

ر به صلح شدند ( تاریخ سیستان و سیستان قبل و بعد از اسلام دكتر عبدالحی حبیبی )
37- اولین سرزمینی كه جوانانش در جنگهای تن به تن در فاو حماسه‌ها


آفریدند ( از سخنان هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران )


38- سرزمینی كه به دلیل وجود اولین رصدخانه‌اش(نیمروز) گفتند که حضرت

زردتشت درآنجا به رصدپرداخت و بعد جایش را با گرینویچ انگلیس تعویض

كردند (كتاب رصدخانه نیمروز ، دهانه غلامان ، مرادی غیاث‌آبادی )

39-
مردمان سیستان وخراسان  اولین مردمی بودند كه خونخواهی

امام حسین(ع) به سپاه مختار ثقفی پیوستند ( تاریخ سیستان )


40- اولین مردمی كه به محض شنیدن شهادت امام حسین (ع) شورش كردند


( مردم سیستان كه به خونخواهی امام حسین (ع) قیام كرد حجت الاسلام دوانی انتشارات دانشگاه زابل )
41- ابوسلیمان سجستانی اولین كسی كه 800 سال قبل از نیوتن به قوه جاذبه

خو رشید پی برد .


42-

جراحان شهر سوخته برای اولین بار در جهان مغز انسان را جراحی كردند

 

43-نخستین نشریه وروزنامه دراستان گلستان مربوط به سیستا نیها میباشدکه به 

صاحب امتیازی  (محمدآذری) منتشرشدودارای مجوزکشوری میباشد وابتدابانام

(( نیمروز)) منتشرواکنون با نام  ((روزنامه گلستان نو))  منتشرمی شود

 

44-نخستین مردمانی که به خونخواهی امام حسین (ع) وشهدای


کربلابرخاستند سیستانیان میباشند.مختارثقفی حدود5سال بعدازشهادت سالارشهیدان قیام کرد.درحالی که سیستانیهادرهمان سال61 هجری وبه محض شنیدن خبرواقعه کربلا قیام کردند(حجه الاسلام دوانی کتاب قیام مردان مردسیستان)

45-سیستان تنها سرزمینی هست که هیچگاه درآن دراوج قدرت امویان دربغداد وعلی رغم دستورحکومت برحضرت علی(ع) واهل بیت پیامبر(ص) سب نشدوحتی سیستانیان پذیرفتندکه  جریمه های سنگین بدهند ولی ننگ سب ولعن بر اهل بیت رانپذیرند.وقتی خلیفه اموی  مقاوت سیستانیهارادید گفت

اگرحاضرنشوند علی رالعن کنندبایدزنان بزرگان سیستانی رادرمعابرشهر سرشان


رابتراشند(چون خلیفه نیک می دانست که نزدسیستانیها ناموس وزن ارزشی بس والا دارد,وامروزه هم تمامی اقوام ایرانی باافتخاربه سیستانیها زن می

دهندوازدواج می کنندچون این روحیه همسروخانواده دوستی سیستانیها واهل

کاربودن وسایرخصوصیات نیک آنان رامی شناسند) ولی بازهم سیستانیان این

جریمه سنگین راپذیرفتند تاخدای ناکرده براهل بیت پیامبرتوهینی نشود.(یاقوت حموی)

 

46-سیستان محل استقرار خاندان سورن بزرگترین خاندان سیستانی است که

بدون اعلام حمایت آنها هیچ حکومتی پایداری خود را باور نداشت و به راستی اینگونه بود.

47-ریچارد فرای در بازدید از سیستان در وصف این سرزمین گفته

است:«سیستان بهشت باستان شناسان است.»و هولدیچ می نویسد «سیستان در 

پارینه ،انبار گندم آسیا بوده و ممکن است دیگر بار چنین شود.در کتب  زردتشتی نیز سیستان زاد بوم خاندان کیانی بوده و در آنجا است که زردتشت ظهور خواهد کرد.

49-نخستین رصدخانه های ایرانیان در سیستان شکل گرفته و نیم روز یعنی

نصف النهار قدیم ،که با ایجاد اولین رصد خانه ها در آن، پیشینه دانش کیهان شناسی ایرانیان به سیستان بازمی گردد.

50-نخستین بازی فکری و تخته نرد که از آن به عنوان پدر بازی شطرنج یاد می شود در شهر سوخته زابل بدست آمده است.

51

-نخستین جراحی جمجمه درتاریخ بشر 4750سال پیش در شهر سوخته زابل

بر روی جمجمه ی یک دختر 13 ساله توسط پزشکان سیستانی صورت گرفته

است.

52-نخستین چشم مصنوعی در تاریخ بشر و جراحی چشم در هزاران سال پیش

در شهر سوخته زابل صورت گرفته است(البته پیشرفت های پزشکی سیستان در

حال حاضر نیز نمونه هایی دارد،از جمله کشف داروی ضد سرطان به نام سیستانین توسط پروفسور شیخ نژاد و یا خدمات پروفسور بندانی و شهریاری و...)

53-قدیمی ترین قالی شناخته شده که در سال 1948از سیبری به حالت انجماد

توسط یک هیئت باستان شناسی بدست آمد قالی (پازیریک)می باشد.این قالی

که از گورپادشاهان سکایی سیستان بدست آمده رنگ آبی سیر دارد و مربوط به سده سوم قبل از میلاد است.

54-سیستان مرکز بهترین کارخانه های حصیر بافی بوده شاردن می نویسد

((ایرانیان در بافتن حصیرهها و سبدهای ترکه بیدی مهارت به سزایی دارند.


حصیرهای بافت ایران به سهولت تا می شود و لوله می گردد . درظرافت عدیم

النطیر می باشد . مهمترین کارخانه های این کالا در سیستان است...))

55-دیرین ترین عمل جراحی در تاریخ و ادبیات ایران عمل سرشناس به

((رستمینه))/((شکاف رستمی))/((رستم زاد))است،که برای به دنیا آوردن

رستم برروی رودابه ((مادر رستم))انجام شد تا رستم پهلوان نامی ایران بدون

زحمت گام به پهنه گیتی گذارد . اروپایی ها براین باورند که این عمل ،نخستین

بار در اروپا و بر روی مادر ژولین سزار یا به دستور ژولین سزار انجام شده است

و به همین دلیل آن را سزارین می نامند . بدیهی است که این گفته صحیح نبوده

و افتخار آن برایران و سیستان باز می گردد و بایستی بجای واژه

((سزارین))واژه درست ((رستم زاد )) در جهان رواج یابد.

56- نخستین کسی که اعتقاد به حرکت وضعی زمین داشت یک فرد سیستانی بنام احمدبن محمد بن عبدالجلیل سجزی((سیستانی)) بوده است که ابوریحان بیرونی این امر را تایید کرده است

57- نخستین فقیه شیعی جهان اسلام حریزبن عبدلله سجزی از سرزمین سیستان بوده است

58-شهر سوخته با پنج هزار سال قدمت و با چهار میلیارد ماده

فرهنگی ، که حفاری آن با تکنولوژی امروزی 450 سال به طول می

انجامد،دهانه غلامان یادگار دوران هخامنشی و تنها شهر شناخته شده به معنی

متعارف امروزی ، کوه خواجه بازمانده از دوران اشکانی و ساسانی که مورد

تقدس سه دین اسلام،مسیحیت و زرتشت می باشد و ده ها اثر باستانی دیگر در

این منطقه باعث شده که ((ریچارد فرای )) باستان شناس و مورخ مشهور

سیستان را به بهشت باستان شناسان و ((هنری ساوج لندور)) باستان شناس و

جغرافی دان انگلیسی ، به لندن شرق لقب دهد. .....

---------------------------------------------------------------اهدایی ((بنیادفرهنگی نیمروز,کانون جهانی فرهیختگان سیستانی))

ایمیلnimruz@yahoo.com       ------تلفکس 4411128-0171

پیامک:2048-177-0911(محمدآذری)

وبلاگ http://nimruoz.persianblog.ir

نشانی پستی:گرگان خیابان زنگیان کوچه وحدت 4پلاک626

سایت:WWW.NIMROOZONLINE.IR


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: بنیادنیمروز ، افتخارات سیستان ، جشنواره اقوام ، کانون سیستانیان ، سیستانیها ،

دنبالک ها: بنیادنیمروز ،

                            

محقق تاریخ اسلام دکتر محمدحسین رجبی دوانی معاون پژوهشی دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه امام حسین(ع)

سال ۳۱ هجری سیستان توسط مسلمانان فتح شد و پس از مقاومت هایی فرماندهان خلیفه سوم احساس کردند با زور نمی توان با این مردم برخورد کرد و از سوی دیگر مردم سیستان نیز متوجه حقیقت اسلام شدند و با میل اسلام را پذیرفتند و فتح سیستان خیلی با زور و جبر همراه نبود، بلکه با میل و رغبت مردم انجام شد. براین اساس مردم سیستان برخلاف سایر نقاط ایران که مدت ها پس از حاکمیت سیاسی مسلمانان اسلام را پذیرفتند، به سرعت به دین اسلام گرویدند.

دکتر محمدحسین رجبی دوانی معاون پژوهشی دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه امام حسین(ع) در گفت وگو با خراسان با بیان این مطلب افزود: مردم سیستان گرچه فاصله ای طولانی با مرکز و دارالحکومه اسلام داشتند از دیرباز عشق و علاقه به اهل بیت پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) را سرلوحه امور خود قرار داده بودند.از این رو گرچه سیستان با مرکز عالم اسلام چه زمانی که این مرکزیت در مدینه قرار داشت، چه زمانی که در عراق بود و بعدها هم که در زمان حاکمیت معاویه به شام منتقل شد، فاصله داشت، در برابر حوادث عالم اسلام حساس بودند تا حقیقت اسلام را که در اهل بیت عصمت و طهارت(ع) جلوه گر بود، به درستی بشناسند و به آن اعتقاد داشته باشند.

مقاومت مردم در مقابل فرمان معاویه برای سب علی(ع)

این استاد دانشگاه با اشاره به نمونه ای در این باره ادامه داد، زمانی که معاویه پس از صلح با امام حسن مجتبی(ع) بر عالم اسلام مسلط شد، برخلاف شرایط صلح دست به یکی از زشت ترین کارها زد و آن اعلام رسمی سب و لعن حضرت علی(ع) در سراسر ممالک اسلامی بود، ولی مردم سیستان در برابر چنین فرمانی مقاومت کردند و حاضر به اجرای آن نشدند.دکتر رجبی دوانی در توضیح ماجرای این مقاومت مردمی ادامه داد: معاویه به فرمانروایان خود در عالم اسلام حکم کرده بود در منابر و خطبه ها پس از حمد و سپاس خداوند، درود بر پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) و درود بر خلیفه (خودش)، وجود مقدس امیرالمومنین علی(ع) را سب و لعن کنند. ولی با وجود این فرمان مردم غیور و ولایی سیستان در برابر این دستور ایستادند و حاضر نشدند به دستور او گردن نهند.

این محقق تاریخ اسلام با اشاره به منابع معتبر تاریخی ازجمله تاریخ سیستان، احیاء الملوک (ملک شاه حسین سیستانی)، معجم البلدان یاقوت حموی (که یاقوت نسبت به تشیع کینه و عداوت داشته است) و... گفت: نویسندگان این کتاب ها اذعان دارند، مردم سیستان حاضر به انجام چنین عمل زشتی نشدند.حتی مورخ اهل سنت «وهبی شامی» در کتاب «میزان الاعتدال» آورده است: در دوره بنی امیه و زمانی که در شرق و غرب جهان اسلام بر منابر، علی بن ابی طالب را لعن می کردند، مردم سیستان از این اقدام امتناع ورزیدند، تا این که در عهدنامه خود با بنی امیه شرط خود مبنی بر لغو این دستور را گنجاندند. این نویسنده ادامه می دهد... «الحق همین شرف ایشان را کافی است و در صفای فطرت اصلی ایشان برهانی وافی و شافی».

دکتر دوانی در توضیح مقاومت های مردم ولایت مدار سیستان گفت: حاکم سیستان از طرف معاویه مردم این خطه را بیشتر تحت فشار قرار داد و گفت: اگر حضرت علی(ع) را لعن نکنید، در ازای هر یک نفر باید یک مثقال طلا به عنوان جریمه بپردازید.

مردم این جریمه را پذیرفتند و از لعن امیرالمومنین علی(ع) خودداری کردند در نتیجه مقدار این جریمه تا ۱۰ مثقال طلا به ازای هر یک نفر افزایش یافت اما مردم باز هم زیر بار نرفتند و بدون هیچ اکراهی جریمه را پرداختند تا آن عمل شنیع را مرتکب نشوند. این مقاومت و طرفداری از امام علی(ع) برای از پا درآوردن این مردم دوستدار خاندان نبوت و درهم شکستن مقاومت آنان بدان جا رسید که عمال بنی امیه طی اقدامی برنامه ای طرح کردند که سر زنان بزرگان سیستان را در ملاء عام بتراشند تا مردم به کار زشت لعن حضرت علی(ع) تن بدهند، اما مردم بزرگوار سیستان که بسیار غیور و نسبت به نوامیس خود حساس هم بودند اگرچه حاضر به تحمل این بی احترامی نسبت به زنان خود شدند اما به ساحت مقدس امیرالمومنین علی(ع) جسارتی نکردند. این استاد دانشگاه ادامه داد: ملک  شاه حسین سیستانی در کتاب خود «احیاءالملوک» در این باره آورده است... «چون دیدند که مردم سیستان به هیچ وجه با این جریان همداستان نشدند، دست از ایشان برداشتند و از آن زمان تا حال اهالی سیستان به محبت اهل بیت(ع) راسخ و ثابت قدم هستند.»

قیام مردم سیستان در دفاع از عاشورا

دکتر دوانی در نمونه دیگری از محبت اهالی سیستان به اهل بیت پیامبر اسلام به واکنش آنان به فاجعه بزرگ کربلا اشاره کرد و گفت: ۳۰ سال پس از ورود اسلام به سیستان فاجعه کربلا روی داد در حالی که مردم بسیاری از نقاط ایران در آن دوره هنوز به مکتب اسلام نگرویده بودند، هنگامی که خبر شهادت امام حسین(ع) و اسارت دختران رسول ا... به مردم سیستان رسید، مردم ولایت مدار سیستان در برابر آن موضع گرفتند و به خروش آمدند و در برابر دستگاه جبار یزید دست به قیام زدند.

این عضو هیئت علمی دانشگاه در اهمیت این حرکت تصریح کرد: این حرکت از این رو مهم است که استبداد و اختناقی که یزید در عالم اسلام حاکم کرده بود، باعث شد مردم عراق، شام و حجاز به عنوان مناطق مهم عالم اسلام در برابر حاکم جرات مخالفت نداشته باشند، ولی مردم دلاور سیستان به خروش آمدند و چنان عمل کردند که «عبادبن زیاد» حاکم بنی امیه در سیستان بیت المال را برداشت و فرار کرد. وی با اذعان به این که گرچه جزئیات قیام مردم سیستان را پس از فاجعه عاشورا در تاریخ نداریم، شواهد حاکی از دلاوری مردم و حضور به هنگام آنان در صحنه است که باعث می شود، عبیدا...ابن زیاد که حاکم نیمه شرقی عالم اسلام از سوی یزید بود و به قساوت قلب و سخت گیری مشهور، دریافت که با زور در برابر مردم سیستان به نتیجه نمی رسد و بنابراین دلجویی از آنان را در دستور کار خود قرار داد و دو برادر دیگرش را به عنوان حاکمان سیستان به این خطه مامور کرد و آنان به لطایف الحیل سعی کردند این حرکت مردمی را آرام کنند.

سیستانی ها قبل از مختار به دفاع از اهل بیت(ع) برخاستند

دکتر دوانی ادامه داد: به هر حال مردم سیستان پیشتازی خروش نسبت به ظلمی که به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) روا شد، برای خود رقم زدند، در حالی که قیام توابین و قیام مختار علیه بنی امیه و خون خواهی امام حسین(ع) پس از مرگ یزید، یعنی در سال ۶۵ هجری صورت گرفت. در حالی که مردم سیستان در همان سال ۶۱ و در فاصله کوتاهی یعنی زمانی که خبر این فاجعه به آنان رسید، علیه حکومت دست به قیام زدند از این رو مردم سیستان فضیلتی دارند که دیگران از آن محروم اند.

دکتر دوانی در خاتمه با اشاره به این که نکات مطرح شده و موارد دیگری از عظمت مردم سیستان در تاریخ وجود دارد. اما کمتر کسی به این موارد توجه کرده است، تا از عظمت و محبت و اعتقاد آنان به ولایت امیرالمومنین علی(ع) و اولاد ایشان یاد کند، گفت: استاد فقید، محقق برجسته حجت الاسلام علی دوانی، استاد و پدر بزرگوارم که نسبت به مردم سیستان عشق و علاقه خاصی داشتند در کتابی با نام «افتخارات مردان مرد سیستان»، مردم این منطقه را مورد توجه قرار داده اند و بیشتر موارد یاد شده، از این کتاب گرفته شده است.


زیارتگاه بی بی دوست

چند نظریه درباره ی تاریخ و قدمت زیارتگاه بی بی دوست



۱

سیستان ، سرزمین افسانه ای تاریخ کهن ایران ، سرزمین وسیع و حاصلخیزی است که در جنوب خاوری ایران واقع شده است. از روزی که مردم ایران و بویژه سیستان اسلام را پذیرفتند و از روزی که شیعه حضرت علی ع و مرید خاندان رسالت و ولایت شدند، اکثر نقاط این سرزمین پر است از قدمگاه و زیارتگاه به نام این بزرگواران.

تاریخ سیستان پر است از .....

ادامه مطلب...


ادامه مطلب


جایگاه وعظمت رستم زابلی درشاهنامه فردوسی بزرگ(چرافردوسی ازبین آنهمه اساطیر بزرگان مقدس رستم رامحورشاهنامه کرد؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط بایزیدی   

مشخصات مطلب

بازدید: ۴۲۳
تاریخ انتشار: یکشنبه, ۰۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۴۵
شناسه مطلب: ۲۱۶

توضیح :این مطلب برگرفته ازروزنامه اطلاعات تحت مقاله ای باعنوان((هنرفردوسی,دینی برگردن رستم))آثراستادبایزیدی میباشد:

 

هُنر فردوسی، دِینی بر گردن رستم

«آفرین بر روان پاک فردوسی

آن همایون نژاد فرخنده

او، نه اوستاد بود و ما شاگـرد

او خـداوند بود و ما بنده‎!‎‏»

«حکیم انوری»

در میان همه نامیان شاهنامه، به یقین آن که نامش با این شاهکار ارزشمند ملی ـ حماسی «که در حکم قرآن ایرانیان به شمار است»(۱)‏ ‎پیوند خورده و شاید به تعبیری گزیده‌تر، به آن کتاب ماندگار و حتی خالق یگانه‌اش فردوسی حکیم که «فردوس فصاحت را رضوان و دَعوی بلاغت را برهان بوده، مقتدای ارباب صنعت و پیشوای اصحاب فِطنت است»(۲) پهلو می‌زند، کسی نیست جز رستم دستان، تهمتن چیره دست سیستان، اسطوره پهلوانی ایران زمین، هم او که دوران سلطنت ۹ پادشاه از منوچهر تا گُشتاسب را درک کرده و به تقریب دوره پربار ۵۰۰ ساله‌ای از تاریخ اساطیری شاهنامه را محصور و مسحور جنگاوری‌هایش کرده است.

آنچه در این میان باعث نمود پیدا کردن هنرنمایی فردوسی در شکل دهی شخصیت ملی ـ حماسی رستم می‌شود این است که «‎در اوستای کهن صحبتی از رستم در میان نیست و پهلوان بزرگ حماسه‌های موجود اوستایی، کَرشاسپ ادبیات پارسی است... به ادبیات پهلوی هم که رجوع کنیم، ادبیات زردشتی دوره ساسانی، بازهم رستم به طرز شگفت‌آوری تقریباً کنار گذاشته شده است.

شاید چهار پنج بار از رستم در متون پهلوی صحبت می‌شود؛ دوبار در متون غیر دینی که در اصل به زبان پارتی بوده، یعنی دو اثر «یادگار زَریران» و «درخت آسوریک». مسئله قابل توجه دیگر این که حتی در سراسر فصل تاریخ حماسی کتاب بُندهُش که به احتمال بسیار قوی مختصری از خداینامه دوره ساسانی و عمدتا مبتنی بر سنت اوستا است، فقط یک بار از رستم به اختصار صحبت می‌شود؛ بدون این که اشاره خاصی به پهلوانی‌های رستم کرده باشد.

در حالی که ذکر همه پهلوانی‌های گرشاسب در این متون زردشتی رفته، رستم بدون هیچ تردید شخصیتی است متعلق به عصر بعد از اوستا و متعلق به سیستان و این هر دو نکته قابل اثبات است. باید معتقد شویم که شکل گرفتن روایات رستم و زال و تحول آنها در محیطی فارغ از تعصبات زردشتی، چه اوستایی و چه ساسانی، پدید آمده است و بدین سبب نشانی جدی از آن در بُندهَش نیست. پس می‌بینیم که رستم در این میان مقدس نیست، چون در اوستا شکل نگرفته است و گرشاسب مقدس است، چون اصل اوستایی دارد... از طرف دیگر، ما در میان نام پادشاهان و اشراف هم علاقه‌ای به برگزیدن نام رستم نمی‌بینیم؛ مگر رستم فرخزاد از سرداران نامی دوره یزدگرد سوم که در مبارزه با سعد ابی وقاص کشته می‌شود. در واقع افسانه رستم در دل شرق ایران آن روزگار در دره سند شکل گرفته و تحول یافته است که با توجه به شباهت زایش و پهلوانی رستم با ایندره هندی [گَرد نامدار آن دیار]... فرهنگ تلفیقی ایرانی ـ هندی شکل می‌گیرد و داستانها و روایات حماسی از جمله روایات زال و رستم پدید می‌آید و اوج می‌گیرد.»(۳)

بنابراین، ارزش کار فردوسی بزرگ که با اشراف بر تاریخ نامکتوب اساطیری ـ باستانی شرق ایران آن روزگار و هنر ادیبانه و شاعرانه‌ای که در چنته دارد توانسته چنان به شخصیت سازی و چهره‌پردازیِ ماهرانه‌ای فراتر از اساطیر مکتوب و منقولِ امثال کتب کهن دینی بپردازد که رستم محور اصلی شاهنامه گردد به خوبی آشکار می‌شود. طوری که همواره با به میان آمدن نام شاهنامه یا پدیدآور نامی‌اش، نخستین نامی که در اذهان خطور می‌کند نام اوست؛ رستم زال. جاافتادگی و استحکام حضور رستم در شاهنامه به عنوان اَبَرنیروی بی‌همتا تا آنجا پیش می‌رود که حتی پیرامون این مسئله روایات افسانه مانندی هم شکل می‌گیرد که مثلاً «فردوسی، رستم را در خواب می‌بیند و او نیز به پاس حق گذاری‌های حکیم مکان دفن طوقی نفیس را که در جنگ از گردن دشمن بیرون کرده به وی نشان می‌دهد و فردوسی بدین طریق صله خویش می‌ستاند.»(۴)

با ملاحظه ابیات شاهنامه در خصوص قهرمانی‌ها و پهلوانی‌های رستم در شاهنامه، به خوبی می‌توان به زیرکی و فراسَت شاعر در پرداخت این چهره شماره یک آن نمایشنامه‌های بدیع پی برد. طوری که حتی آرام آرام و به مرور نام و یاد پهلوانی مقدس چون گرشاسب از خاطره‌ها محو می‌شود و

«اَبا نامور رستم شیر دل

که از شیر بُردی به شمشیر، دل»

جانشین و جایگزین وی می‌شود. او که هنگام زادنش، مادر بیچاره به چاره اندیشی سیمرغ (نماد اندیشه اساطیر ایرانی) به نوش شراب بیهوش می‌گردد:

«نخستین به می‌ماه را مست کن»

تا تحمل درد وحشتناک زادن غول بچه تنومندش را داشته باشد و حتی پس از فارغ شدن از زایش آن فرزند که: «به یک روز گفتی که یک ساله بود».

شبانروز مادر ز می‌خفته بود

ز می‌ خفته و دل ز هُش رفته بود

هیبت رستم را می‌توان به هنگام برگزیدن اسب جنگی برای خویش درک نمود:

هر اسبی که رستم کشیدش به پیش

به پشتش بیافشاردی دست خویش

ز نیروی او پشت کردی به خم

نهادی بروی زمین بر، شکم



اما رستم مادیان همیشه یار غارش را می‌یابد، رخش را که...

«نکردی چو پشت از فشردن تهی

تو گفتی ندارد همی آگهی»



اساس داستان‌های غرور آفرین و حماسی رستم و شاهنامه و فردوسی از این این‌جا آغاز می‌گیرد که رستم به البرز کوه می‌رود، کیقباد، شاه گرفتار را نجات داده بر سَریر کیانی می‌نشاند. ماجرایی که دیگر بار با رهایی بخشیدن کیکاووس، پادشاه همیشه دردسر آفرین از بند افراسیاب تورانی، مکرر می‌شود تا این هر دو نشان از شکوهِ جایگاه مردی داشته باشد که اساس و پایه دستگاه حکومتی به بازوان توامند و تدابیر خردمندانه او متکی است.

هفت خوان رستم لوح زرین دیگری است از جانب خداوندگار شعر و ادب پارسی که به عنوان برگ برنده قهرمانش ارائه می‌کند تا بدین منوال پروردگار قدرت و مردانگی داستان‌هایش را به عرش ببرد.

برای اثبات این مدعا کافی است هفت خوان رستم دستان را با هفت خوان اسفندیار شاهزاده روئین تن و مقدس اوستایی قیاس نمائید تا خود پی به دِینی که رستم به خالق بی همتای شخصیت اساطیری‌اش دارد، ببرید. «رستم در واقع سراسر شاهنامه را فرا گرفته است و اگر اسفندیار و سهراب عظیمی هم وجود دارند که با او می‌جنگند برای این است که با کشته شدنشان به دست رستم، عظمت، قدرت و ابدیت رستم را در شاهنامه نشان بدهند».(۵) شکوه و ابهتی تا بدانجا که همسر پلید و شیطانی کیکاوس شاه را...

زپرده به گیسوش بیرون کشید

ز تخت بزرگیش در خون کشید

به خنجر به دو نیم کردش به راه

نجنبید بر تخت کاووس شاه



نه تنها این اقدام به ظاهر خشن، خدشه‌ای بر چهره الهه قدرت ایرانیان وارد نمی‌کند، بلکه اگر ماجراهای سودابه ناپاک و شرور و حماقت‌های کیکاووس شاه کم خِرَد و مرثیه سوگ سیاوش را خوانده باشید، به اهمیت اقدام رستم پی می‌برید:

کسی کاو بُوَد مهتر انجمن

کفن بهتر او را ز فرمان زن

با تمامی این اوصاف، به اعتقاد نگارنده، اوج هنرنمایی آگاهانه فردوسی برای به کرسی نشاندن دائمی رستم بر تختگاه ابدی پهلوانی و شجاعت افسانه‌ای ایران زمین آنجا جلوه و نمود پیدا می‌کند که در دوران پادشاهی کیخسرو برای جنگ با اکوان دیو در تقابل با آن همه یلان تُخمه و تَرَََکه دارِ حاضر در بارگاه سلطنتی...

چو گودرز و چون طوس و چون گَستهَم

چو برزینِ گَرشاسب از تخم جم

چو گــیو و چو رَهــــّامِ کارآزمای

چو گرگین و خَــــرّاد فرخنده رای

و چه اتفاقی می‌افتد؟ هیچ!...

نگه کرد خسرو به هرکس بسی

نیامد ز گُردان نیامد پسندش،کسی

نشایست جز رســتم زال،کس

که باشــد بدان کار، فریاد رس

بدین‌سان، رزمجوی کهنه سال دوران که در واپسین سالهای زندگانی پربارش به سر می‌بَرد، هنوز هم قابل اعتمادترین شخص برای مبارزه معرفی می‌شود؛ اما اوج توصیفات روایی این داستان در اینجاست که پادشاه خردمند دوران، رستم را از زابلستان به پایتخت فرا می‌خواند. آن هم با پیکی از جمع همان مردان به خیال خود پهلوان یعنی گرگینِ میلاد با این پیغام:

دُرودش ده از من فراوان به مهر

بگویش که بی تو مبادا سپهر!



توضیحات:

این مقاله تصحیح و تلخیص مقاله ایست که نگارنده در سال ۱۳۸۳ در نشریه دانشجویی فانوس شب در دانشگاه شهید باهنر کرمان به طبع رسانیده است!



منابع:‏

(۱) مثل السایر، ابن اثیر، محمد عباسی، ج۲، ص۴۱۸

(۲) لباب الالباب، محمد عوفی، چاپ لیدن، ج۲،ص۳۲

(۳) و (۵) از اسطوره تا تاریخ، دکتر مهرداد بهار، نشر چشمه، پائیز۷۶، ص۲۲۵ الی ۲۵۱

(۴) شاهنامه، حکیم فردوسی، به تصحیح و نگارش محمد عباسی(( اثر: علی بایزیدی))

نکنه وسوال :آیا رستم مدیون فردوسی است ؟آیافردوسی برای ادای دین به کشورش رستم رادستمایه کاربزرگش کردیا..؟چرافردوسی ازبین آنهمه شخصیت گاه مقدس ایران باستان وعصرخودش رستم رابرای ادای منظورش برگزید؟این موضوع مقاله ایست که انتظارداریم خوانندگان وبازدیدکنندگان پیرامون آن بنگارندومقاله تکمیلی این مطلب در۳۰شهریوربا مطالب خوانندگان درروزنامه گلستان نو چاپ ودرسایت منتشرخواهدشد.((ادامه دارد))


جایگاه وعظمت رستم زابلی درشاهنامه فردوسی بزرگ(چرافردوسی ازبین آنهمه اساطیر بزرگان مقدس رستم رامحورشاهنامه کرد؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط بایزیدی   

مشخصات مطلب

بازدید: ۴۲۳
تاریخ انتشار: یکشنبه, ۰۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۴۵
شناسه مطلب: ۲۱۶

توضیح :این مطلب برگرفته ازروزنامه اطلاعات تحت مقاله ای باعنوان((هنرفردوسی,دینی برگردن رستم))آثراستادبایزیدی میباشد:

 

هُنر فردوسی، دِینی بر گردن رستم

«آفرین بر روان پاک فردوسی

آن همایون نژاد فرخنده

او، نه اوستاد بود و ما شاگـرد

او خـداوند بود و ما بنده‎!‎‏»

«حکیم انوری»

در میان همه نامیان شاهنامه، به یقین آن که نامش با این شاهکار ارزشمند ملی ـ حماسی «که در حکم قرآن ایرانیان به شمار است»(۱)‏ ‎پیوند خورده و شاید به تعبیری گزیده‌تر، به آن کتاب ماندگار و حتی خالق یگانه‌اش فردوسی حکیم که «فردوس فصاحت را رضوان و دَعوی بلاغت را برهان بوده، مقتدای ارباب صنعت و پیشوای اصحاب فِطنت است»(۲) پهلو می‌زند، کسی نیست جز رستم دستان، تهمتن چیره دست سیستان، اسطوره پهلوانی ایران زمین، هم او که دوران سلطنت ۹ پادشاه از منوچهر تا گُشتاسب را درک کرده و به تقریب دوره پربار ۵۰۰ ساله‌ای از تاریخ اساطیری شاهنامه را محصور و مسحور جنگاوری‌هایش کرده است.

آنچه در این میان باعث نمود پیدا کردن هنرنمایی فردوسی در شکل دهی شخصیت ملی ـ حماسی رستم می‌شود این است که «‎در اوستای کهن صحبتی از رستم در میان نیست و پهلوان بزرگ حماسه‌های موجود اوستایی، کَرشاسپ ادبیات پارسی است... به ادبیات پهلوی هم که رجوع کنیم، ادبیات زردشتی دوره ساسانی، بازهم رستم به طرز شگفت‌آوری تقریباً کنار گذاشته شده است.

شاید چهار پنج بار از رستم در متون پهلوی صحبت می‌شود؛ دوبار در متون غیر دینی که در اصل به زبان پارتی بوده، یعنی دو اثر «یادگار زَریران» و «درخت آسوریک». مسئله قابل توجه دیگر این که حتی در سراسر فصل تاریخ حماسی کتاب بُندهُش که به احتمال بسیار قوی مختصری از خداینامه دوره ساسانی و عمدتا مبتنی بر سنت اوستا است، فقط یک بار از رستم به اختصار صحبت می‌شود؛ بدون این که اشاره خاصی به پهلوانی‌های رستم کرده باشد.

در حالی که ذکر همه پهلوانی‌های گرشاسب در این متون زردشتی رفته، رستم بدون هیچ تردید شخصیتی است متعلق به عصر بعد از اوستا و متعلق به سیستان و این هر دو نکته قابل اثبات است. باید معتقد شویم که شکل گرفتن روایات رستم و زال و تحول آنها در محیطی فارغ از تعصبات زردشتی، چه اوستایی و چه ساسانی، پدید آمده است و بدین سبب نشانی جدی از آن در بُندهَش نیست. پس می‌بینیم که رستم در این میان مقدس نیست، چون در اوستا شکل نگرفته است و گرشاسب مقدس است، چون اصل اوستایی دارد... از طرف دیگر، ما در میان نام پادشاهان و اشراف هم علاقه‌ای به برگزیدن نام رستم نمی‌بینیم؛ مگر رستم فرخزاد از سرداران نامی دوره یزدگرد سوم که در مبارزه با سعد ابی وقاص کشته می‌شود. در واقع افسانه رستم در دل شرق ایران آن روزگار در دره سند شکل گرفته و تحول یافته است که با توجه به شباهت زایش و پهلوانی رستم با ایندره هندی [گَرد نامدار آن دیار]... فرهنگ تلفیقی ایرانی ـ هندی شکل می‌گیرد و داستانها و روایات حماسی از جمله روایات زال و رستم پدید می‌آید و اوج می‌گیرد.»(۳)

بنابراین، ارزش کار فردوسی بزرگ که با اشراف بر تاریخ نامکتوب اساطیری ـ باستانی شرق ایران آن روزگار و هنر ادیبانه و شاعرانه‌ای که در چنته دارد توانسته چنان به شخصیت سازی و چهره‌پردازیِ ماهرانه‌ای فراتر از اساطیر مکتوب و منقولِ امثال کتب کهن دینی بپردازد که رستم محور اصلی شاهنامه گردد به خوبی آشکار می‌شود. طوری که همواره با به میان آمدن نام شاهنامه یا پدیدآور نامی‌اش، نخستین نامی که در اذهان خطور می‌کند نام اوست؛ رستم زال. جاافتادگی و استحکام حضور رستم در شاهنامه به عنوان اَبَرنیروی بی‌همتا تا آنجا پیش می‌رود که حتی پیرامون این مسئله روایات افسانه مانندی هم شکل می‌گیرد که مثلاً «فردوسی، رستم را در خواب می‌بیند و او نیز به پاس حق گذاری‌های حکیم مکان دفن طوقی نفیس را که در جنگ از گردن دشمن بیرون کرده به وی نشان می‌دهد و فردوسی بدین طریق صله خویش می‌ستاند.»(۴)

با ملاحظه ابیات شاهنامه در خصوص قهرمانی‌ها و پهلوانی‌های رستم در شاهنامه، به خوبی می‌توان به زیرکی و فراسَت شاعر در پرداخت این چهره شماره یک آن نمایشنامه‌های بدیع پی برد. طوری که حتی آرام آرام و به مرور نام و یاد پهلوانی مقدس چون گرشاسب از خاطره‌ها محو می‌شود و

«اَبا نامور رستم شیر دل

که از شیر بُردی به شمشیر، دل»

جانشین و جایگزین وی می‌شود. او که هنگام زادنش، مادر بیچاره به چاره اندیشی سیمرغ (نماد اندیشه اساطیر ایرانی) به نوش شراب بیهوش می‌گردد:

«نخستین به می‌ماه را مست کن»

تا تحمل درد وحشتناک زادن غول بچه تنومندش را داشته باشد و حتی پس از فارغ شدن از زایش آن فرزند که: «به یک روز گفتی که یک ساله بود».

شبانروز مادر ز می‌خفته بود

ز می‌ خفته و دل ز هُش رفته بود

هیبت رستم را می‌توان به هنگام برگزیدن اسب جنگی برای خویش درک نمود:

هر اسبی که رستم کشیدش به پیش

به پشتش بیافشاردی دست خویش

ز نیروی او پشت کردی به خم

نهادی بروی زمین بر، شکم



اما رستم مادیان همیشه یار غارش را می‌یابد، رخش را که...

«نکردی چو پشت از فشردن تهی

تو گفتی ندارد همی آگهی»



اساس داستان‌های غرور آفرین و حماسی رستم و شاهنامه و فردوسی از این این‌جا آغاز می‌گیرد که رستم به البرز کوه می‌رود، کیقباد، شاه گرفتار را نجات داده بر سَریر کیانی می‌نشاند. ماجرایی که دیگر بار با رهایی بخشیدن کیکاووس، پادشاه همیشه دردسر آفرین از بند افراسیاب تورانی، مکرر می‌شود تا این هر دو نشان از شکوهِ جایگاه مردی داشته باشد که اساس و پایه دستگاه حکومتی به بازوان توامند و تدابیر خردمندانه او متکی است.

هفت خوان رستم لوح زرین دیگری است از جانب خداوندگار شعر و ادب پارسی که به عنوان برگ برنده قهرمانش ارائه می‌کند تا بدین منوال پروردگار قدرت و مردانگی داستان‌هایش را به عرش ببرد.

برای اثبات این مدعا کافی است هفت خوان رستم دستان را با هفت خوان اسفندیار شاهزاده روئین تن و مقدس اوستایی قیاس نمائید تا خود پی به دِینی که رستم به خالق بی همتای شخصیت اساطیری‌اش دارد، ببرید. «رستم در واقع سراسر شاهنامه را فرا گرفته است و اگر اسفندیار و سهراب عظیمی هم وجود دارند که با او می‌جنگند برای این است که با کشته شدنشان به دست رستم، عظمت، قدرت و ابدیت رستم را در شاهنامه نشان بدهند».(۵) شکوه و ابهتی تا بدانجا که همسر پلید و شیطانی کیکاوس شاه را...

زپرده به گیسوش بیرون کشید

ز تخت بزرگیش در خون کشید

به خنجر به دو نیم کردش به راه

نجنبید بر تخت کاووس شاه



نه تنها این اقدام به ظاهر خشن، خدشه‌ای بر چهره الهه قدرت ایرانیان وارد نمی‌کند، بلکه اگر ماجراهای سودابه ناپاک و شرور و حماقت‌های کیکاووس شاه کم خِرَد و مرثیه سوگ سیاوش را خوانده باشید، به اهمیت اقدام رستم پی می‌برید:

کسی کاو بُوَد مهتر انجمن

کفن بهتر او را ز فرمان زن

با تمامی این اوصاف، به اعتقاد نگارنده، اوج هنرنمایی آگاهانه فردوسی برای به کرسی نشاندن دائمی رستم بر تختگاه ابدی پهلوانی و شجاعت افسانه‌ای ایران زمین آنجا جلوه و نمود پیدا می‌کند که در دوران پادشاهی کیخسرو برای جنگ با اکوان دیو در تقابل با آن همه یلان تُخمه و تَرَََکه دارِ حاضر در بارگاه سلطنتی...

چو گودرز و چون طوس و چون گَستهَم

چو برزینِ گَرشاسب از تخم جم

چو گــیو و چو رَهــــّامِ کارآزمای

چو گرگین و خَــــرّاد فرخنده رای

و چه اتفاقی می‌افتد؟ هیچ!...

نگه کرد خسرو به هرکس بسی

نیامد ز گُردان نیامد پسندش،کسی

نشایست جز رســتم زال،کس

که باشــد بدان کار، فریاد رس

بدین‌سان، رزمجوی کهنه سال دوران که در واپسین سالهای زندگانی پربارش به سر می‌بَرد، هنوز هم قابل اعتمادترین شخص برای مبارزه معرفی می‌شود؛ اما اوج توصیفات روایی این داستان در اینجاست که پادشاه خردمند دوران، رستم را از زابلستان به پایتخت فرا می‌خواند. آن هم با پیکی از جمع همان مردان به خیال خود پهلوان یعنی گرگینِ میلاد با این پیغام:

دُرودش ده از من فراوان به مهر

بگویش که بی تو مبادا سپهر!



توضیحات:

این مقاله تصحیح و تلخیص مقاله ایست که نگارنده در سال ۱۳۸۳ در نشریه دانشجویی فانوس شب در دانشگاه شهید باهنر کرمان به طبع رسانیده است!



منابع:‏

(۱) مثل السایر، ابن اثیر، محمد عباسی، ج۲، ص۴۱۸

(۲) لباب الالباب، محمد عوفی، چاپ لیدن، ج۲،ص۳۲

(۳) و (۵) از اسطوره تا تاریخ، دکتر مهرداد بهار، نشر چشمه، پائیز۷۶، ص۲۲۵ الی ۲۵۱

(۴) شاهنامه، حکیم فردوسی، به تصحیح و نگارش محمد عباسی(( اثر: علی بایزیدی))

نکنه وسوال :آیا رستم مدیون فردوسی است ؟آیافردوسی برای ادای دین به کشورش رستم رادستمایه کاربزرگش کردیا..؟چرافردوسی ازبین آنهمه شخصیت گاه مقدس ایران باستان وعصرخودش رستم رابرای ادای منظورش برگزید؟این موضوع مقاله ایست که انتظارداریم خوانندگان وبازدیدکنندگان پیرامون آن بنگارندومقاله تکمیلی این مطلب در۳۰شهریوربا مطالب خوانندگان درروزنامه گلستان نو چاپ ودرسایت منتشرخواهدشد.((ادامه دارد))

جایگاه وعظمت رستم زابلی درشاهنامه فردوسی بزرگ(چرافردوسی ازبین آنهمه اساطیر بزرگان مقدس رستم رامحورشاهنامه کرد؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط بایزیدی   

مشخصات مطلب

بازدید: ۴۲۳
تاریخ انتشار: یکشنبه, ۰۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۴۵
شناسه مطلب: ۲۱۶

توضیح :این مطلب برگرفته ازروزنامه اطلاعات تحت مقاله ای باعنوان((هنرفردوسی,دینی برگردن رستم))آثراستادبایزیدی میباشد:

 

هُنر فردوسی، دِینی بر گردن رستم

«آفرین بر روان پاک فردوسی

آن همایون نژاد فرخنده

او، نه اوستاد بود و ما شاگـرد

او خـداوند بود و ما بنده‎!‎‏»

«حکیم انوری»

در میان همه نامیان شاهنامه، به یقین آن که نامش با این شاهکار ارزشمند ملی ـ حماسی «که در حکم قرآن ایرانیان به شمار است»(۱)‏ ‎پیوند خورده و شاید به تعبیری گزیده‌تر، به آن کتاب ماندگار و حتی خالق یگانه‌اش فردوسی حکیم که «فردوس فصاحت را رضوان و دَعوی بلاغت را برهان بوده، مقتدای ارباب صنعت و پیشوای اصحاب فِطنت است»(۲) پهلو می‌زند، کسی نیست جز رستم دستان، تهمتن چیره دست سیستان، اسطوره پهلوانی ایران زمین، هم او که دوران سلطنت ۹ پادشاه از منوچهر تا گُشتاسب را درک کرده و به تقریب دوره پربار ۵۰۰ ساله‌ای از تاریخ اساطیری شاهنامه را محصور و مسحور جنگاوری‌هایش کرده است.

جایگاه وعظمت رستم زابلی درشاهنامه فردوسی بزرگ(چرافردوسی ازبین آنهمه اساطیر بزرگان مقدس رستم رامحورشاهنامه کرد؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط بایزیدی   

مشخصات مطلب

بازدید: ۴۲۳
تاریخ انتشار: یکشنبه, ۰۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۴۵
شناسه مطلب: ۲۱۶

توضیح :این مطلب برگرفته ازروزنامه اطلاعات تحت مقاله ای باعنوان((هنرفردوسی,دینی برگردن رستم))آثراستادبایزیدی میباشد:

 

هُنر فردوسی، دِینی بر گردن رستم

«آفرین بر روان پاک فردوسی

آن همایون نژاد فرخنده

او، نه اوستاد بود و ما شاگـرد

او خـداوند بود و ما بنده‎!‎‏»

«حکیم انوری»

در میان همه نامیان شاهنامه، به یقین آن که نامش با این شاهکار ارزشمند ملی ـ حماسی «که در حکم قرآن ایرانیان به شمار است»(۱)‏ ‎پیوند خورده و شاید به تعبیری گزیده‌تر، به آن کتاب ماندگار و حتی خالق یگانه‌اش فردوسی حکیم که «فردوس فصاحت را رضوان و دَعوی بلاغت را برهان بوده، مقتدای ارباب صنعت و پیشوای اصحاب فِطنت است»(۲) پهلو می‌زند، کسی نیست جز رستم دستان، تهمتن چیره دست سیستان، اسطوره پهلوانی ایران زمین، هم او که دوران سلطنت ۹ پادشاه از منوچهر تا گُشتاسب را درک کرده و به تقریب دوره پربار ۵۰۰ ساله‌ای از تاریخ اساطیری شاهنامه را محصور و مسحور جنگاوری‌هایش کرده است.

جایگاه وعظمت رستم زابلی درشاهنامه فردوسی بزرگ(چرافردوسی ازبین آنهمه اساطیر بزرگان مقدس رستم رامحورشاهنامه کرد؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط بایزیدی   

مشخصات مطلب

بازدید: ۴۲۳
تاریخ انتشار: یکشنبه, ۰۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۴۵
شناسه مطلب: ۲۱۶

توضیح :این مطلب برگرفته ازروزنامه اطلاعات تحت مقاله ای باعنوان((هنرفردوسی,دینی برگردن رستم))آثراستادبایزیدی میباشد:

 

هُنر فردوسی، دِینی بر گردن رستم

«آفرین بر روان پاک فردوسی

آن همایون نژاد فرخنده

او، نه اوستاد بود و ما شاگـرد

او خـداوند بود و ما بنده‎!‎‏»

«حکیم انوری»

در میان همه نامیان شاهنامه، به یقین آن که نامش با این شاهکار ارزشمند ملی ـ حماسی «که در حکم قرآن ایرانیان به شمار است»(۱)‏ ‎پیوند خورده و شاید به تعبیری گزیده‌تر، به آن کتاب ماندگار و حتی خالق یگانه‌اش فردوسی حکیم که «فردوس فصاحت را رضوان و دَعوی بلاغت را برهان بوده، مقتدای ارباب صنعت و پیشوای اصحاب فِطنت است»(۲) پهلو می‌زند، کسی نیست جز رستم دستان، تهمتن چیره دست سیستان، اسطوره پهلوانی ایران زمین، هم او که دوران سلطنت ۹ پادشاه از منوچهر تا گُشتاسب را درک کرده و به تقریب دوره پربار ۵۰۰ ساله‌ای از تاریخ اساطیری شاهنامه را محصور و مسحور جنگاوری‌هایش کرده است.

جایگاه وعظمت رستم زابلی درشاهنامه فردوسی بزرگ(چرافردوسی ازبین آنهمه اساطیر بزرگان مقدس رستم رامحورشاهنامه کرد؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط بایزیدی   

مشخصات مطلب

بازدید: ۴۲۳
تاریخ انتشار: یکشنبه, ۰۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۴۵
شناسه مطلب: ۲۱۶

توضیح :این مطلب برگرفته ازروزنامه اطلاعات تحت مقاله ای باعنوان((هنرفردوسی,دینی برگردن رستم))آثراستادبایزیدی میباشد:

 

هُنر فردوسی، دِینی بر گردن رستم

«آفرین بر روان پاک فردوسی

آن همایون نژاد فرخنده

او، نه اوستاد بود و ما شاگـرد

او خـداوند بود و ما بنده‎!‎‏»

«حکیم انوری»

در میان همه نامیان شاهنامه، به یقین آن که نامش با این شاهکار ارزشمند ملی ـ حماسی «که در حکم قرآن ایرانیان به شمار است»(۱)‏ ‎پیوند خورده و شاید به تعبیری گزیده‌تر، به آن کتاب ماندگار و حتی خالق یگانه‌اش فردوسی حکیم که «فردوس فصاحت را رضوان و دَعوی بلاغت را برهان بوده، مقتدای ارباب صنعت و پیشوای اصحاب فِطنت است»(۲) پهلو می‌زند، کسی نیست جز رستم دستان، تهمتن چیره دست سیستان، اسطوره پهلوانی ایران زمین، هم او که دوران سلطنت ۹ پادشاه از منوچهر تا گُشتاسب را درک کرده و به تقریب دوره پربار ۵۰۰ ساله‌ای از تاریخ اساطیری شاهنامه را محصور و مسحور جنگاوری‌هایش کرده است.

جایگاه وعظمت رستم زابلی درشاهنامه فردوسی بزرگ(چرافردوسی ازبین آنهمه اساطیر بزرگان مقدس رستم رامحورشاهنامه کرد؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط بایزیدی   

مشخصات مطلب

بازدید: ۴۲۳
تاریخ انتشار: یکشنبه, ۰۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۴۵
شناسه مطلب: ۲۱۶

توضیح :این مطلب برگرفته ازروزنامه اطلاعات تحت مقاله ای باعنوان((هنرفردوسی,دینی برگردن رستم))آثراستادبایزیدی میباشد:

 

هُنر فردوسی، دِینی بر گردن رستم

«آفرین بر روان پاک فردوسی

آن همایون نژاد فرخنده

او، نه اوستاد بود و ما شاگـرد

او خـداوند بود و ما بنده‎!‎‏»

«حکیم انوری»

در میان همه نامیان شاهنامه، به یقین آن که نامش با این شاهکار ارزشمند ملی ـ حماسی «که در حکم قرآن ایرانیان به شمار است»(۱)‏ ‎پیوند خورده و شاید به تعبیری گزیده‌تر، به آن کتاب ماندگار و حتی خالق یگانه‌اش فردوسی حکیم که «فردوس فصاحت را رضوان و دَعوی بلاغت را برهان بوده، مقتدای ارباب صنعت و پیشوای اصحاب فِطنت است»(۲) پهلو می‌زند، کسی نیست جز رستم دستان، تهمتن چیره دست سیستان، اسطوره پهلوانی ایران زمین، هم او که دوران سلطنت ۹ پادشاه از منوچهر تا گُشتاسب را درک کرده و به تقریب دوره پربار ۵۰۰ ساله‌ای از تاریخ اساطیری شاهنامه را محصور و مسحور جنگاوری‌هایش کرده است.

توضیح :این مطلب برگرفته ازروزنامه اطلاعات تحت مقاله ای باعنوان((هنرفردوسی,دینی برگردن رستم))آثراستادبایزیدی میباشد:

 

هُنر فردوسی، دِینی بر گردن رستم

«آفرین بر روان پاک فردوسی

آن همایون نژاد فرخنده

او، نه اوستاد بود و ما شاگـرد

او خـداوند بود و ما بنده‎!‎‏»

«حکیم انوری»

در میان همه نامیان شاهنامه، به یقین آن که نامش با این شاهکار ارزشمند ملی ـ حماسی «که در حکم قرآن ایرانیان به شمار است»(۱)‏ ‎پیوند خورده و شاید به تعبیری گزیده‌تر، به آن کتاب ماندگار و حتی خالق یگانه‌اش فردوسی حکیم که «فردوس فصاحت را رضوان و دَعوی بلاغت را برهان بوده، مقتدای ارباب صنعت و پیشوای اصحاب فِطنت است»(۲) پهلو می‌زند، کسی نیست جز رستم دستان، تهمتن چیره دست سیستان، اسطوره پهلوانی ایران زمین، هم او که دوران سلطنت ۹ پادشاه از منوچهر تا گُشتاسب را درک کرده و به تقریب دوره پربار ۵۰۰ ساله‌ای از تاریخ اساطیری شاهنامه را محصور و مسحور جنگاوری‌هایش کرده است.


ادامه مطلب

سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: سیستانی های گلستان ومازندران ، سیستان ، رستم ، نیمروز ، شهرسوخته زابل ، کانون سیستانیان ، سیستانیها ، زابلی ،

دنبالک ها: سیستانیها ، سیستان خانه پدری ،