سیستانیها,سیستانیهای گلستان,بنیادنیمروز09360876222سیستانی ها,سیستانیهای رامیان,سیستانیهای فندرسک,سیستانیهای خان ببین,سیستانیهای گرگان,سیستانیهای گنبد,سیستانیهای فاضل آباد,سیستانیهای کردکوی,سیستانیهای وشمگیر؛سیستانیهای خراسان,سیستانیهای تهران,سیستانیهای کرج,سیستانیهای مشهد,سیستانیهای سمنان,سیستانیهای اصفهان,سیستانیهای شاهین شهر,سیستانیهای نگین شهر؛سیستانیهای بندرگز,سیستانیهای دلند,بنیادنیمروز؛دهل وساز,دانلودموسیقی سیستانی,گروه موسیقی سیستانی,سیستانی ها,سیستانیان,زابلیهای گلستان,زابلی های گرگان,زابلی های گنبد,زابلیهای شمال,سیستانیهای شمال,محمدآذری,نیمروزانلاینکودکان سیستانی,کودک سیستانی,زنان سیستانی,زنان زابلی,زنان زابل,دختران سیستانی,پسران سیستانی,بازیهای سنتی سیستانی,ضرب المثل سیستانی,چیستان سیستانی,بحث وبیت,لبتک سیستانی,بازیهای کودکان سیستانی,بانوان سیستانی,فرهنگیان سیستانی,پزشکان سیستانی,طوایف سیستان وبلوچستان,طایفه جهانتیغ,طایفه خمر,طایفه بزی,طایفه شیخ ویسی,طایفه میر,طایفه کیخا؛طایفه سنچولی,طایفه رمرودی,طایفه صیادی,طایفه فراهی,طایفه چاری,طایفه شیبک,طایفه سراوانی,طایفه کریم کشته,طایفه بارانی,طایفه براهویی,طایفه چشک,طایفه گزمه,طایفه نخعی,طایفه صیادی,طایفه اربابی,طایفه کلبعلی,طایفه نخعی,طایفه پنجه کوبی,طایفه گرگیج؛طایفه شه بخش,طایفه قروتخوار,طایفه گمشاد,طایفه صفرزائی؛طایفه سندگل,طایفه هیبتی,طایفه بامری,طایفه پودینه,طایفه سندگل,طایفه شیخ,طایفه سلیمانی,طایفه بارانی,طایفه پهلوان,طایفه سرحدی,طایفه رمرودی,طایفه شوردی,طایفه ریگی,طایفه نارویی؛طایفه سارانی,طایفه بندانی,طایفه آبیل,طایفه شیرزائی؛طایفه طاهری,طایفه تاکر؛طایفه احمدی,طایفه شهلی بر,طایفه جر,طایفه سنجرانی,طایفه کده ای,طایفه جهانی,طایفه دشتی زاده,طایفه عنایت؛طایفه میرعنایت,طایفه میر,طایفه سنجرانی,طایفه قلجائی

سیستانیهای گلستان,سیستانیان باغرفه بنیادنیمروزدرخدمت معرفی تمدن وفرهنگ کهن سیستان به بازدیدکنندگان

 


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: سیستان ، سیستانیهادرگلستان ومازندران ، سیستانیهای ، بزرگان سیستان ، دانشجویان سیستان ، برچسب ها: ها: سیستانیان ، سیستانیها ، سیستانی ، سیستانیهای گلستان ، جشنواره اقوام90 ، بنیادنیمرو ، کانون سیستانیان ، لبتک ، غرفه سیستانیان ، غرفه سیستانیها ، sistanian ، sistaniha ،

یکی از خصوصیلت  معماری دهانه ی غلامان نبود آثار برج و بارو و دیوارهای دفاعی است که در حقبقت فقدان قلعه ،دیوارهای دفاعی،برجهای تدافعی و دروازه را می توان نوعی ثبات اقتصادی و رونق سیاسی هخامنشیان در ایران بیان کرد.که وجود عوامل دفاعی ضروری را نمی ساختنئ.
در حالی که در بیشتر محوطه های دیگر که مربوط به هزاره ی اول پیش از میلاد می باشد .


بر اساس اطلاعات به دست آمده و اظهار نظر پژوهشگران تاریخ مذاهب ایران ،پیش از اسلام در مورد آیین و مذهب ساکنان شهر می توان نکات زیر را بیان نمود.
1-آیین رایج در دهانه ی غلامان از آیینهای مشترک هند ایرانیان بوده که بر اثر تسامح مذهبی هخامنشیان هنوز در این بخش از ایران که در ضمن با مناطق هند نشین ارتباط داشته رایج بوده پیروان آن را آزادی کامل به اجرای مراسم مذهبی خود می پرداختند.
2-آیین رایج در این شهر نوعی آیین پیش از زرتشت یا زرتشتی گری ابتدایی بوده که با داشتن برخی نقاط مشترک با آیین زرتشتی مانند احترام به آتش ،همان سنت،صورت کهن خود را حفظ کرده.
شواهد نشان می دهند که عمر شهر کوتاه بوده و همچنین آثار باقی مانده در شهر دلالت بر آن دارد که شهر سریع اما با آرامش و نظم و ترتیب تخلیه شده .
یکی از عوامل اصلی متروک شدن شهر را خشک شدن ناگهانی بستر رودخانه ی هیرمند می دانند.


وقتی که وارد این محیط میشوی دچار حس عجیب دیگری میشوی. دقیقا جایی ایستاده ای که نیاکان تو هزار ها سال قبل در اینجا قدم گذاشته اند و این تمدن را بوجود آورده اند.
چشمهایت را می بندی و تمام چیزهایی که در مورد این شهر شنیده ای را توی ذهنت مجسم میکنی. کاری که همیشه در همچین شرایطی یک ساعت از وقت من را به خودش اختصاص میدهد.
40 هزار قبرـ اولین جراحی مغز در دنیا با مواد پلشت بر-اولین معرق کاری در دنیا-پارچه
هایی با بافتهای بسیار پیشرفته. همه و همه با بیش از 5000 سال قدمت.
این شهر در56 کیلومتری زابل قرار دارد.وقتی ماشین به جاده خاکی سمت چپ جاده         می پیچه،چشمهایت شهر سوخته را جستجو میکنند.شهری با وسعت 150 هکتار با دیوار هایی کوتاه.اولین چیزی که توجهت را جلب میکنه تابلوی سازمان میراث فرهنگی است.
این شهر یک بار در سال 2700 قبل از میلاد و یک بار در 2400 قبل از میلاد دچار حریق
گشته است. اما اینها هیچکدام دلیل از بین رفتن شهر نبوده است .شهری بدون جنگ که حتی یک بارو در آن وجود ندارد.با مردمانی آرام که در میان 40000 جسد موجودتا کنون فقط یکی از آنها به قتل رسیده است و سر بریده ان در زیر پایش قرار دارد.

شهری به دور از مناطق زلزله خیز. شهری که هیچوقت مورد تهاجم قرار نگرفته است. پس چه چیز باعث تخلیه آن شده است؟ این شهر فقط و فقط به یک دلیل از بین رفته است. تغییر مسیر رودخانه هیرمند . هیرمند در 8000 سال گذشته 11 بار تغییر مسیر داده که زابل روی آخرین دلتای آن بنا شده است.
این شهر به ظاهر انبار غله حکومتی بوده است .در اکثر قبر ها ظروفی پر از گندم یافت میشود.و همچنین رشته هایی از طلا به قطر دو میلیمتر که هنوز معلوم نیست با چه وسیله ای تراش خورده اند.و با چه وسیله ای سوراخ شده اند که موی دم اسب به زحمت از آن عبور میکند.

از نکات جالب شهر موقعیت اجتماعی زنان بوده که تمام مهر های انبار داری وترخیص گندم از قبر های زنان خارج شده است. و بیشترین آسیب های ستون فقرات مربوط به زنان بوده که ناشی از کار سنگین است.
در هر قبر میشود تکه هایی از اشیا را پیدا کرد که نشانه شغل فرد است.این اشیا پارچه ، ظروف و یا حتی بزغاله هستند.در اکثر قبر ها بوته های سیر هم وجود داره. به دست آوردن اطلاعات بیشتر راجع به این شهر بستگی به یافتن بخش شاه نشین داره که هنوز کسی از جای آن اطلاعی ندارد.
یکی از حرفهای جالبی که راجع به این شهر زده میشود این است که این شهر همان محل تولد و زندگی رستم بوده است و این به خاطر بزرگتر بودن جثه اسکلتهای یافت شده است. اما یکی از موارد جالب سیستم لوله کشی سفالی برای انتقال آب است.
و چیزی که آه از نهاد ما بلند می کند نظم شهر است. مثلاً بخش صنعتی آن
از بخش مسکونی جدا است .چیزی که مردمان تهران در عصر اتم سالیان سال است که حسرت آن را میخورند.


   اطلاعاتی راجع به آثار باستانی سیستان   

سرزمین سیستان در كنار رود هیرمند یكی از مناطق تاریخی ایران به‌شمار می‌اید كه آثار و شواهد تمدن‌های بسیاری را در خود جای داده است . تمدن‌هایی كه به‌واسطه وجود رود هیرمند و دریاچه هامون در این منطقه شكل گرفته‌اند . و بعضا دارای قدمتی پنج هزار ساله هستند . شهر زابل نیز در منطقه سیستان كیك از شهرهای قدیمی این سرزمین به‌حساب می‌اید كه آثار تاریخی ارزشمندی را در خود جای داده است . بناهایی كه بیان‌گر دوره‌های تاریخی  متفاوتی  هستند .  نام  قدیمی  شهر  زابل  نیز            « زرنك » بوده كه آن‌را منسوب به گرشاسب می‌دانند .

در مكان‌های تاریخی منطقه سیستان نیز می‌توان موارد زیر را برشمرد :

      1.         شهر سوخته در 55 كیلومتری جنوب‌غربی زابل با قدمتی حدود 3200 تا 3000 سال ق‌.م

      2.         باقی‌مانده‌های شهری هخامنشی در 44 كیلومتری جنوب زابل در دره غلامان

      3.         آثار تاریخی كوه خواجه در 35 كیلومتری جنوب‌غربی زابل

      4.         قلعه سوخته

      5.         میل سمرقند

      6.         تپه‌های بی‌بی دولت

      7.         قلعه سام


نوشتاری درباره توتن:

نیزارهای دریاچه ی هامون نقش اقتصادی مهمی در سیستان(زابل) ، ایران دارند.
توزیع این گونه در محیط های آبی و نمناک شمال ایران و کم آب شمال غربی ایران و مناطق خشک جنوب شرقی ایران می باشد.
هامون دریاچه کم عمقی در سیستان (ایران و افغانستان) شده است.نیزارها پهنه ی وسیعی را در دریاچه ی هامون در بر گرفته اند ، اما دریاچه از چند سال پیش (1996) رو به خشکی نهاده است و درحال حاضر منطقه ، بیابانی خشک است.در چنین وضعیتی نی ها نسبتا کم می رویند.از آنجاییکه خشکی قسمت ایرانی دریاچه ی هامون به صورت پریودیک بوده است (درسالهای 1969-1975) ، به نظر می رسد دریاچه ی هامون شانس دوباره برای احیا شدن داشته باشد.
بومیان بسیاری از روستاهای اطراف دریاچه هامون هنوز به این نیزارها وابسته هستند و از آنها برای ساخت "پرده" استفاده می کنند.بنابراین آنها این نی ها را از قسمت افغانستانی دریاچه هامون تهیه می کنند.
وقتی دریاچه هامون آب دارد بسیاری از مردم به ماهیگیری و شکار پرندگان وحشی می پردازند.آنها همچنین نوعی قایق (توتن) برای این منظور از نیزارهای دریاچه هامون می سازند که درحال حاضر می توان آن را در تعداد محدودی موزه ی محلی یا در مناطق ساحلی دریاچه قدیمی یافت.
مرسوم است مردمی که اطراف دریاچه هامون زندگی می کنند قایقهایی را با استفاده از نیزارهای دریاچه هامون بسازند که توتن نام دارد.اگرچه قایق رانی در پی خشکی دریاچه هامون اکنون رایج نیست ، اما بیشتر مردم منتطقه هنوز می دانند که چگونه قایق را می سازند.به طور عمومی ، ساخت و کاربرد قایق سیستانی توتن تا 7-8 سال پیش که قسمت ایرانی دریاچه آب داشته است خیلی رایج بوده است. (این مقاله مربوط به سال 2004 است) .ساخت قایق سیستانی توتن خیلی آسان و راحت بوده است وهرکس می توانسته برای استفاده ی خودش یکی از آنها را بسازد.این نوع قایق وسیله ای ایده آل برای قسمت های کم عمق دریاچه هامون بوده است ، برای شکار پرندگان وحشی ، ماهیگیری و همچنین انتقال بار.مردم از نی های بلند و ضخیم "توت" برای ساختن توتن استفاده می کرده اند. پاروی پهن "پاچو" از قسمت ضخیم گیاه گز بریده می شود و هر توتن فقط یک پاچو دارد که قایقران به وسیله آن قایق را کنترل می کندو این کار به صورت ثابت از طریق فشردن آن به کف دریاچه هامون میسر است.طول پاچو به 5 الی 6 متر می رسد.
طول هر توتن بین 3.5 تا 5 متراست و پهنای آن بین 0.7 تا 1.5 متر که بستگی به کاربرد آن دارد.معمولا توتنی که برای شکار و ماهیگیری استفاده می شده است کوچکتر و مناسبتر برای دونفر با تجهیزاتشان بوده است و توتن های ضخیم برای حمل و نقل بارهای بزرگتر استفاده می شده است.
یک قایق توتن سیستانی کوچک از سه "بلیمه" و قایق بزرگ آن از پنج بلیمه ساخته می شود.هر بلیمه از یک دسته ی بلند وضخیم نی "توت" ساخته می شود که بوسیله ی "چیلک" که نی تازه روییده است ، بهم بسته می شوند.
دوتا از بلیمه های باریک که به آن "چنگک" گفته می شود در دوقسمت توتن به عنوان دستگیره استفاده می شود.عمر توتن ها خیلی کوتاه و درحدود یکماه است.



بررسی‌های اخیر باستان‌شناسان درباره چشم مصنوعی یك زن مربوط به پنج هزار سال پیش، اطلاعات جدیدی را برملا كرده است.

به نقل از «فاكس‌نیوز» این چشم مصنوعی به وسیله باستان‌شناسان ایرانی و ایتالیایی كشف‌شده، زمانی متعلق به یك زن فالگیر یا كاهن در سرزمین باستانی پارس‌ها بوده است.

باستان‌شناسان گفته‌اند: این چشم كروی، باعث خیره شدن و چشم دوختن كسانی می‌شود كه به او نگاه می‌كنند و این امر آنان را متقاعد كرده كه آن زن كه به نظر بلندقامت هم بوده، دارای قدرت‌های مرموز و توانایی دیدن آینده بوده است.
این چشم توسط منصور سجادی، مدیر تیم ایرانیان كه 9 سال است در بقایای شهر سوخته در مرز ایران و افغانستان در حال كاوش هستند، كشف شده است.

باستان‌شناسان ایتالیایی دیروز گفتند: این به ظاهر عنبیه، همراه با یك آینه دستی آرایشی برنزی دفن شده كه احتمالا وی برای دیدن ظاهر خود از آن استفاده می‌كرده است.

آنان ادامه دادند: این چشم نیم كروی قطری بیش از یك اینچ داشت و از ماده‌ای سبك‌وزن كه گمان می‌‌رود از نوعی قیر طبیعی مشتق شده باشد، ساخته شده است. سطح آن با دقت فراوان منقوش به اشكالی شامل یك دایره مركزی به جای عنبیه و خطوط طلایی مانند اشعه‌های نور است.

«لورنزو كوستان تینی»، رهبر گروه ایتالیایی‌ها می‌گوید: در سطح چشم هنوز هم آثاری از طلا كه به نظر رویه نازكی به روی چشم بوده دیده می‌شود. در هر دو سوی این چشم، دو سوراخ وجود دارد كه یك نخ و احتمالا طلایی چشم را در جای خود نگه داشته است.

وی بیان كرد كه قد این زن حدود 2 متر بوده كه سر و شانه‌هایش را بسیار بالاتر از زنان هم‌عصرش قرار می‌داده است. سن او بین 25 تا 30 سال است. او پیشانی بلند و پوست تیره‌ای داشته است كه حدس زده می‌شود از نژاد عرب بوده است.

فرهاد فروزانفر، باستان‌شناس ایرانی تأیید كرد: قامت بلند این زن و ساختار فیزیكی و ظاهری او، این احتمال را قوی می‌كند كه وی اهل سرزمین‌های عربی بوده است.

«كوستان تینی» به Corriera della sera گفت: نخست گمان می‌رفت كه این چشم پس از مرگ وی و دفن، در چشم او قرار گرفته، اما آزمایش‌های میكروسكوپی نشان داد كه پیش از مرگ نیز از این چشم استفاده می‌شده است.

سجادی گفت: اسكلت وی متعلق به 2800 تا 2900 سال پیش از میلاد است؛ زمانی كه شهر سوخته، شهری پررونق و ثروتمند و از مراكز تجاری شرق و غرب بوده است و احتمال دارد كه این زن با كاروانی از عربستان به اینجا آمده باشد.

آثار به جا مانده از شهر سوخته نشان می‌دهد كه این شهر یك بار آتش گرفته و سه بار در زمان باستان بازسازی شده است و سرانجام به طور كامل در 2000 پیش از میلاد از بین رفته است. علت مرگ این زن مشخص نیست.

كوستان تینی می‌‌گوید: استفاده از این چشم، هدف خاصی داشته و احتمالا برای تأیید قدرت‌های مرموز وی لازم بوده است.
باستان‌شناسان پیش از این، وسیله‌ای شبیه تخته‌نرد كشف كرده بودند كه متشكل از شصت بخش فیروزه‌ای و عقیق و تخته‌ای مستطیلی از چوب آبنوس بود و احتمالا از هند وارد شده است.

 


چهارشنبه 9 شهریور 1390

کوه خواجه

   مدیرسایت وتهیه کننده: بنیادنیمروزكانون جهانی فرهیختگان سیستانی WWW.NIMROOZONLINE.COM    نوع مطلب :تاریخ سیستان ،جاذبه های سیستان ،

 عنوان مقاله 

 

كوه خواجه  سیستان با معماری شگفت انگیز

"كوه خواجه" با معماری شگفت انگیز در دل كویر ایران در سیستان همچون نگین درخشانی خودنمایی می‌كند.

كوه خواجه تنها عارضه طبیعی دشت سیستان با ارتفاع تقریبی ‪ ۶۰۹‬متر از سطح دریا است كه در هنگام پرآبی جزیره كوچكی را در میان دریاچه هامون شكل می‌دهد.

كوه خواجه بزرگترین معماری خشتی بر جای مانده از دوره "پارتیان" در منطقه سیستان قرار دارد و یكی از مهمترین آثار دوره‌های اشكانی، ساسانی- اسلامی است.

این بنا تنها عارضه طبیعی مرتفع در منطقه مسطح سیستان به شمار می‌رود و در آن كاخ، آتشكده، زیارتگاه خواجه مهدی و قبرستانی از دوران مختلف به یادگار مانده است.

این گدازه بازالیتی ذوزنقه‌ای شكل كوهی است كه در حدود ‪ ۲۰‬كیلومتری جنوب غربی زابل و میانه دریاچه هامون قد برافراشته است.

مجموعه كوه خواجه برای نخستین بار در سال ‪ ۱۹۱۶‬توسط "اورل اشتین" باستان‌شناس معروف انگلیسی شناسایی و كشف شد.

بدنبال آن پروفسور "هرتسفلد" آلمانی طی سالهای ‪ ۱۹۲۹ -۱۹۲۵‬میلادی به جستجو در آثار كوه خواجه پرداخت و حاصل كاوشهای این باستانشناس در كتاب "سكستان، ایران شرق باستان و تاریخ باستانشناسی ایران" آمده است.

‪ ۴۰‬سال قبل هم "گوئلینی" باستانشناس و معمار ایتالیایی كاوشهای محدودی در آثار كوه خواجه انجام داد كه نتایج آن را در كتابی با عنوان "معماری ایران و آثار كوه خواجه" منتشر كرد.

از حیث اعتقادی و بر اساس اسطوره‌های زرتشتی دریاچه هامون مقدس بوده و ظهور منجی (سوشیانت) از این دریاچه اتفاق می‌افتد.

بنابر باورهای آیین مزدیسنا و اسطوره‌های پهلوی كه بر اساس تعالیم زرتشت تدوین شده است، در پایان هزاره دوازدهم، برای سومین بار از خاندان "بهروز پارسا"، دوشیزه‌ای به آب دریاچه هامون داخل شده و آخرین رهاننده یا "سوشیانت" موسوم به "استوت ارته" از وی زاییده می‌شود.

به همین لحاظ كوه‌خواجه نیز تقدس خاصی دارد، سوشیانت به شكلهای مختلف تقریبا در تمام متون زرتشتی و اوستایی از جمله در گاتها، یسنا، سروده‌های زرتشت و یشتها مورد اشاره قرار گرفته و شكی نیست كه اشو زرتشت در كتاب اوستا به آن اشاره داشته است.

در سال ‪ ۱۳۷۰‬نیز میراث فرهنگی به كار بررسی و نقشه‌برداری از آثار كوه خواجه پرداخت و پس از كاوشهای مختلف در سالهای متمادی در این محل ‪ ۱۱‬اثر از دوران تاریخی مختلف كشف شد.

تزیینهای معماری بكار رفته در برخی قلعه‌های این بنا شباهت به شیوه یونانی دارد، سر ستون‌هایی به سبك دوریك با پیچهای توماری، تزیینهای دیگری مانند گل كوچك پرپر به صورت نیلوفری (لوتوس)، از هنر هخامنشی اقتباس شده است و بعضی از آنها به هنر بین‌النهرین نیز شباهت دارد.

كوه خواجه در میان ادیان سه گانه كهن شامل اسلام، مسحیت و زرتشت ( ایران باستان) از اهمیت و قداست زیادی برخوردار بوده است.

این كوه نام خود را از آرامگاه خواجه مهدی یكی از دوستداران خاندان علوی كه مزارش بر فراز این كوه واقع شده، گرفته است.

خواجه غلطان، كوه نور، كوه موعود و كوه باطنی از دیگر عناوینی است كه این كوه به آنها نامیده شده است.

این بنا برای مسیحیان نیز مقدس است زیرا كه آورده‌اند، در زمان تولد حضرت مسیح در بیت‌الله سه مغ(روحانی) برفراز این كوه ایستاده و نظاره‌گر نوری كه از این پیامبر خدا در هنگام تولد ساطع می‌شد، بودند و آن سه به مسیح ایمان آوردند.

مقبره خواجه مهدی و قبرستانی كه از دوره اسلامی، اتاق پیر گندم دریان و اتاق بی‌باد در كوه خواجه باقی مانده این بنا را برای مسلمانان نیز مقدس كرده بطوری كه در اعیاد مذهبی، ملی و ایام تعطیل زایران برای زیارت به این مكان می‌آیند.

از مهمترین آثار بر جای مانده از دوران تاریخی در كوه خواجه "كهن دژ"، "كك كوهزاد" و قلعه"كافران" كه برخاسته از تمدن عظیم ساسانی و اشكانی است را می‌توان نام برد.

آتشدان، اتاق طواف، رواقهایی با نقاشیهای دیواری زیبا و محلی كه گالری نام گرفت به خاطر وجود تعداد زیادی از نقاشیهای دیواری از پرتره پادشاهان ، بزرگان و داستانهای مذهبی با كادر و قابی در اطراف كه در تمام نقاط اتاق خودنمایی می‌كند و حتی تا سقف نیز كشیده شده از جمله آثار مهم كشف شده در كوه خواجه سیستان است.

نقاشی دیواری سه مغ یا سه پادشاه، نقش خدای "اوروس" خدای پیروزی سوار بر اسب، نقش شاه و ملكه و تصاویری از بزرگان پارتی و برج و باروهای قلعه نیز از نقوش اصلی این بنای به جای مانده از تمدن عظیم ایرانی است.

دو نقش برجسته گلی با تصویر سه سوار بر اسب در حال حركت در پشت هم و دیگری تصویر شیری كه یورش برده بسوی فردی كه سوار بر اسب است كه بوسیله میخهای چوبی به دیوار نصب شده از دیگر آثار بدست آمده از كوه خواجه است.

در كاوشهای انجام شده در كوه‌خواجه و قلعه‌های موجود در آن، دیوارهایی با ارتفاع ‪ ۴۰‬متر كه با خشت ساخته شده و بیش از یكهزار سال قدمت دارد نیز كشف شده‌اند.

روزگاران نه چندان دور دریاچه هامون پر آب بود و كوه خواجه به مانند جزیره‌ای سربرآورده از میان آبهای این دریاچه از دور خودنمایی می‌كرد.

آن زمان كوه خواجه و قلعه اشكانی آرام گرفته بر پشته آن خوشبخت بودند.

خوشبخت از آن رو كه انسان كمتر می‌توانست به آن دسترسی داشته باشد و همه از دور به زیارت این كوه مقدس می‌پرداختند.

اما به مرور زمان با استمرار خشكسالی و خشكی دریاچه هامون و نیز قهر طبعیت این بنای مهم در آستانه تخریب قرار گرفته است.

با این وجود سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی سیستان و بلوچستان این بنای عظیم را به همراه دو اثر منحصر بفرد دیگر سیستان به نامهای شهر سوخته (‪ ۳۲۰۰‬سال قبل از میلاد) و دهانه غلامان ( شهر هخامنشی) برای ثبت در فهرست آثار جهانی به سازمان علمی، فرهنگی، تربیتی و آموزشی ملل متحد (یونسكو) پیشنهاد داده است.


این اثر در فاصله ی 62کیلومتری جنوب غربی زابل به فاصله ی 5کیلومتری شمال پایگاه باستانشناسی شهر سوخته واقع شده است.

این بنا در دو طبقه ساخته شده که در طیقه ی همکف 3اتاق وجود دارد که یکی از آنها آسیا خانه می باشد که شامل  مخزن آب و محلی برای چرخیدن سنگ آسیاب است و دو اتاق دیگر که انبار یا اتاقهای خدماتی هستند.

مصالح بنا کامل از خشت و کاهگل می باشددیوار های قطور آن نیز دلیل بر قدمت آن می باشد.

جغرافی نویسانی مانند جیهانی در اشکال العالم ،اصطخری در مسالک الممالک ،ابن حوقل در سفرنامه از آسیابها به عنوان یک شگفتی در سیستان یاد کرده اند.


کوه خواجه یاهمان کوه اوشیدای زردتشت پیامبرایرانی ,سربرافراشته ازهامون

چكادی یكتا از سنگ سیاه است كه از میان در یاچه هامون سیستان سربرافراشته است.این همان ناحیه ای است كه امروز در انجا ایران وافغانستان با یكدیگر تلاقی می كنند.ویكی از مكانهای مقدس است.این كوه با ابهت وحیرت انگیز تنها ارتفاع چشمگیر در ان دشت پهناور است.معنای اسم این كوه به فارسی امروزی كوه خدا بوده ودر سنت محل به سرای ابراهیم مشهور است. در اوستا ازاین كوه به اوشیدا یاد می شود.زردشت در اینجا به شاه ویشتاسب (گشتاسپ) پدر داریوش پناه برده بود.هنوز در دوهفته اول سال زردشتی سیل زوار به سوی این كوه روانه می شود.ساختمان واقع در كوه خواجه توسط سكاه هایی بنا شده است كه در 110 ق.م به ایران مهاجرت كرده اند. به هنگام بنای این كاخ در ان دیار گندافره پادشاهی میكرده وچون بنیانگذار وصاحب این قصر بوده حق این است كه كاخ مزبور را كاخ رستم؛ كاخ گندافره یا حتی كاخ سه مغ بخوانیم. ویرانه های واقع در شیب جنوبی كوه خواجه بنایی است كه می توان ان را كاخی دژ مانند ویا شهری دانست. كاخ اصلی درناحیه ی مرتفع تر ودر اطراف حیاطی و.سیع بنا شده است. ورودیه جنوبی دهلیزی با طاق ضربی است.در سمت غرب وشرق نیز ایوانهای بزرگی كه سقف های ضربی دارند روبه حیاط باز می شوند.در پشت این ایوانها اتاقهایی است كه سقف انها نیز ضربی است.در كوشه كنار ویرانه ها اثاری وجود دارد همه دال براینكه این مجنمع دو بار بنا شده است.بعد معلوم شد كه نخستین دوره بنا به دوره پیش از ساسانی یعنی سده ی اول میلادی مربوط می شود ومرحله دوم ان به اوایل دوره ساسانی یعنی سده سوم میلادی مربوط است. در نواحی شرقی ایران اسم صحیح برای این دوره ی قدیمتر را دوره ی سكایی می دانند كه معادل می شود با دوره اشكانی در نواحی مغرب ایران.

بسیاری از ایوانهای اتاقهای كوه خواجه مخصوصا دیوار سرسرا در اغاز نقاشی بوده اند.

در سرسرا(گالری) نه تنها چهار دیوار بلكه طاق گهواره ی نیز منقوش وتمام نقاشی ها در مرحله نخست انجام گرفته بود. وروی تمام انها را در دوره ی دوم پوشانده بودند.در نواحی مجاور تصاویر مشابهی از ایزد عشق بدست امده كه اغلب روی نقره كنده اند وبه سده ی اول میلادی تعلق دارند. نقوش دیگر از كسانی است كه نشسته اند یا الات موسیقی می نوازند ویا می رقصند. در یك جا بند بازی روی سرش ایستاده است.ازاین نقوش فقط یك بخش ان كه دقیقا وسط نیست قابل تشخیص است دراین نقش شاهی وشهبانویی زیر سایبان سلطنتی ایستاده اند.برروی دیوار پنجره سرسرا ایزذان را تصویر كرده اند ان هم ایستاده وبی حركت.


سیستان ،سیستانیهای گلستان ومازندران،سیستانیهای ،بزرگان سیستان،دانشجویان سیستان،گروه موسیقی سیستانی نیمروز؛برچسب ها: هامون ، کوه خواجه زابل ، زردتشت ، اوشیدا ،

دنبالک ها: باشگاه مجازی دختران وپسران جوان وعاشق ایرانی ،